
Main menu:
عزیزانه دله برادر عاشورا که تمام شد.ولي اين رو هرگز فراموش نکنیم.که همي عالم کربلاست و هر روزمان عاشوراست.و ما انسانها هر روز بايد در تمام امور زندگيمون بين خيرو پاکي و شروظلمت يکيرو انتخاب کنيم.و اين رو يادمان نره ما به اين دنيا آمديم فقط براي آزمون دادن.و حقيقتا اين عالم فقط ورطيه آزمون و گذرست و هيچي ديگر نيست و هيچ ارزش ماندني ندارد.و اصلا اجازه ماندن نداريم.دقيقا مثل جلسه امتحانهاي دنيوي که فقط تو اون تايم امتحان که بسيار محدوده اجازه ماندن و نشستن سر جلسرو داريم و بعده پايان وقته آزمون وقتي معلم برگرو ازمون بگيره ديگ بايد بريم از جلسه و اجازه ماندن نداريم.پس حواسمان باشد که اين دنيا ورطيه آزموني بيش نيست و بزودي و هرآن وقت امتحانمان ممکنه تمام بشه و برگي زندگي ازمان گرفته بشه.پس رواست که قدر لحظه لحظه يه آزمونه زندگيمون رو بدونيم و براي نمريه بهتر گرفتن از مهمترين معلمه زندگيمان يعني ذات اقدس الهي بسيار تلاش کنيم.موفق و مويد باشيد-معين قديري
تعدادی از عزیزان به نحوهای مختلف سوال در مود عصمت پیامبران پرسیدند.البته تعداد پرسیدن این سوال کمتر از ده بار بود ولی چون سوال مهمیست و بدون شک در ذهن بسیاری از عزیزان هست در اینجا جواب میدهم.بله تمام پیامبران دارای عصمت میباشند ولی درجه عصمتشان در یک سطح نیست و درجات عصمتشان متفاوت است وبه امرالاهی بالاترین وکاملترین درجه عصمت را پیامبر مکرم اسلام و اهل بیت عظیم شان ایشان دارا میباشند.و اینک در قرآن شریف اشاره به تنبیه و توصیه به پیامبرانی از جانب خداوند تبارک تعالی میشود تضادی با اصل عصمت آن پیامبران ندارد بلکه این تنبیها و توصیها بخاطر ترک اولایی که از آن پیامبران سر زده است بوده و آنها مرتکب معصیت خداوند نشده اند.تنبیه حضرت یونس ع و زندانی شدن در دهن نهنگ بدلیل کم صبری بود که معصیت نیست بلکه ترک اولا برای ایشان بحساب می آید.به بیان ساده تر توقع ذات اقدس الهی از پیامبرش حضرت یونس علیه سلام بیشتر از حدی بود که ایشان صبر در برابر نافرمانی قوم خود نشان داد.و حضرت موسی علیه سلام هم ضربه ای که بخاطر دفاع از پیرو اش به آن مرد کافر زد و باعث مرگ آن شد بقصد دفع شر آن و دور کردنش از پیروانش بود و حضرت موسی ع به قصد مرگ به آن شخص ضربه نزد.و کشتن آن کافر(طرفدار فرعون)غیر عمد بود.با اینکه حتی اگر حضرت موسی ع از عمد آن مرد را کشته بود دچار معصیت خداوند نشده است چون آن مرد کافر(فرعونی) بود یعنی فرعون را خدای خود میدانست.چون فرعون خود را خدا میدانست.البته آن مرد بصرف کافر و مشرک بودن حقش مرگ نبود بلکه بخاطر این که آن مرد مشرک مانع گسترش و تبلیغ دین الهی میشد و به آزار و اذیت پیروان حضرت موسی ع میپرداخت حقش بود.و استغفار حضرت موسی علیه سلام بخاطر ترک اولایش بود یعنی در آن لحظه صبر و حلمی در حد یک پیامبر الالعزم از خود نشان نداد.به این نکته بسیار مهم هم اشاره میکنم که عصمت فقط مختصه پیامبران و امامان و اولیای الهی علیه سلام نیست بلکه دیگر انسانها هم می توانند با وارد کردن کامل دین الهی در زندگیشان و رعایت کامل تقوای الهی به مراتب مهمی از عصمت دستیابند و به آنچه آورده اند بیفزایند که نمونه بارز این انسانها در عصر معاصر آیت لله العظما بهجت و آیت لله قاضی رحمة الله علیه میباشند.نکته بسیار مهم بعد هم بیان کنم که بدون شک بر مبنای آزمونی که تمام انسانها در عالم ذر قبل از ورود به این عالم مادی میدهند بر مبنای گزینش آنها با درجات مختلفی از انسانیت (عصمت) هرچند بسیار کم وارد این عالم مادی میشوند.و بعضی از انسانها با روش زندگی دینمدار درست و رعایت تقوای الهی در این دنیا به درجه انسانیت(عصمت)خود می افزایند و با نمره بالاتری وارد عالم بعد میشوند ولی بعضی انسانها با روش زندگی ناصحیح و غیر دین مدار در این دنیا از درجه انسانیت و عصمتی که از عالم گذشت آوردند میکاهند و با نمره پایینتری وارد عالم بعد میشوند.انشالله بحول قوه الهی توانسته باشم به بهترین نحو و قابل درکترین حالت پاسخ را بیان کرده باشم
با سلام و عرض ادب دو نوع سوال توسط عزیزان مدام پرسید میشود.اولی بیشتر و دومی کمتر.اول درباری نحوه و میزان نشر دادن مباحثم سوال میکنند.و هم تعداد اندکی از عزیزان میپرسند یعنی از نشر احادیث و آیات قرآن هم ثوابش بیشتر.که هردوی این سوالات رو باهم پاسخ میدهم..عزیزانه دل برادر ایا شما یک نفرو که عقیدش و میزان فهمش از دین و دنیا از شما پایینتر یا با شما فرق دار و ببریدش یک محول قرآنی که صدها ایه و تجرمه قرآن رو براش بخونند و دها حدیثم بخونید آیا ذره ای در میزان عقیده و فهم اون طرف از دین و عالم هستی تغییری ایجاد میشه؟ نه مطمئنن نمیشه.پس عزیزان نشر مباحث مفهومی که بتونه حقایق دین و دنیارو درست و عمیق تفهیم کنه و بر جانه و قلب انسانها بنشونه ثواب نشر هر یکدونه ازین جنس مباحث ثوابش از خوندن میلیاردها بار آیات قرآن و احادیث برای افراد بیشتر.و اصلا نه نظر مثبت دیگران باعث سرمستی و غرور شما بشه و نه نظر منفیشون باعث یأس و بی انگیزگیتون بشه.بلکه هر کی به اندازه عمق فهم خودش و به اندازه روشنی قلب و میزان زلالی فطرتش میتونه بفهمه و برداشت کنه نه بیشتر.پس از حرف و نوع برخورد دیگران نه خوشحال بشید نه ناراحت.بنده هم در اوایل نشر مباحثم برخورد بد داشتم ولی کمکم چون روشنایی قلوب و فهم مخاطبانم بشدت بالا رفت بمرور برخوردهای منفی بشدت کم میشه.و حتی کیفیت برخوردها چنان متعالی میشه که پیامهای بشدت مسرور کننده ای دریافت کردم که چنتا از نمونهاشو عرض میکنم. پیام ازین داشتم که بهم گفتن گرفتاریهای سختی داشتن و با نذر انتشار مباحث بندیه کمترین گرفتاریشون بحول قوه الاهی کامل حل شد.و همچنین دکتری روانشناس که میفرمود با مباحث خداشناسی بنده مریضایی که بعلت بیخدایی و ضعف عقیده به درجه شدیدی از افسردگی و پوچی در زندگی رسیدن و دست بخودکشی زد بودن که میفرمود بیان مباحث مفهومی خداشناسی بنده براشون موثر بود و بکل روحیه و روند زندگیشونو تغییر داد.یا خانمی که پیغام داد بود ادرس بندرو میخاست که تشریف بیارن حظوری قدردانی کنند میفرمود شوهرم درسته انسان مذهبی نبود ولی لامذهبم نبود ولی میگفت بعد ازدواجمون بعد چندسال کوتاه که گذشت دیدم بشدت عقاید الاهیش از دست رفت و واقعا زندگیمون بشدت تلخ شد بود و با همچین انسانی نمیتونستم بکل زندگی کنم و میگفتن بخواست الاهی بطور اتفاقی با سایت شما اشنا شدم و چون مطالبتون به دل خودم عمیق نشسته بود اروم اروم کمکم هی برای همسرمم میخوندم و میفرمودن حالا بجایی رسید که ایمان و عقاید و فهم الاهیش از اوایل ازدواجمونم خیلی بیشتر شد و میفرمود روزی نیست که درنمازهام دعاگوتون نباشم...و ازین دست خبرهای خوب زیاد داشتم الحمدلله.و شما عزیزان هم که در نشر مباحث همت می ورزید بمرور ازین دست پیغامها بدون شک زیاد دریافت خواهید کرد..چون زیاد هستند افرادی که فطرت و قلبی روشن دارند ولی متاسفانه مباحث مفهومیه عمیق به گوشه دلشون نرسید تا رشد و ارتقاع پیدا کنند. و اینم عرض کنم عزیزان مهم خوندن کامل و دقیق و دل دادن و خواستن انسانهاست برای هدایت شدن.وگرنه پیامبر اعظم الاهی هم باشیم و اعجاز هم بیاوریم عصاهم اژدها کنیم و مرده هم زنده کنیم بازم انسانهایی که نخوان و دل ندهند هدایت نخواهند شد.که نمونهاشون در تاریخ فراوان.البته شما در عرضه مباحث به کسانی که هیچ امیدی به هدایتشونم ندارید کوتاهی نکنید.بطور مثال چند نفر یک سرطان مشترک دارن و تو یک دوره داروهای یکسان بهشون داد میشه و رو بعضیا اثر قطعی میذار کامل خوب میشن ولی رو بعضیا نه ولی رو اونایی هم که اثر قطعی نمیزار ولی بدون شک حتما مقداری موثر بود و کمی امرشونو افزایش داد.و در آخر این رو عرض کنم عزیزان بر مبنای شرایط زمانی وجهت فشار شیاطین جنو انس اول مطالعه و نشر مباحثم بترتیب در بخش طاغوتها و استکبار جهانی و ذات اقدس الاهی و رهبرم سید علی رو توصیه میکنم و بعد اینها کتابهای اندروییدیم و بعدم بخشهای دیگر رو توصیه میکنم یاحق.موفق و مؤید باشید
با سلام و عرض ادب بحث بسیار مهمی درباری شیطان بزرگ آمریکا و اقتصاد جهانی داشتم که بخاطر حالو هوای جامعه جهانی صلاح میدونم خلاصه ای از مبحثم رو نشر دهم.چون بسیار میتونه برای روشن کردن ذهن مردم مفید باشه.حتما تا آخر مطالعه شود..دوست من شیطان بزرگ امریکا و مکتب فکریش یعنی لیبراسیم بر مبنای ربا پایه گذاری شده یعنی اصلا ساختار و بنیانش بر مبنای ربا هست و بزرگترین مصداق ربا چاپ کردن پول بدون پشتوانه هست که در ادامه برات توضیح میدم ولی قبلش یک مقدمه با مثال درباری مفهوم چاپ پول بدون پشتوانه برات باید بزنم تا گیچ نشی و مفهومی مبحثمو متوجه بشی.نگا برادر من این قضیه کلاهبرداری فروش یک واحد خونه به چندین مشتری مختلف رو حتما بارها شنیدی و اینرو بهترین مثال برای تفهیم قضیه چاپ پوله بدون پشتوانه میدونم. شما مثلا میری یک خونه میخری و یک قولنامه میگیری و بعد چندوقت سر موعد وقتی میخای بری خونه یعنی اون دارایی ما به ازای اون قولنامه یا سند تو تحویل بگیری میفهمی یا اصلا خونه ای درکار نیست یا اون خونه به چندین نفر دیگم فروخته شد.حالا قضیه دلارای آمریکام دقیقا همین چون اینو بدون هر اسکناس هر کشوری در اصل یک چک و سند امضا شد توسط رییس جمهور اون کشوره. برای همین روی هر اسکناس عکس امضا وزیر دارایی یا رئیس جمهور اون کشور وجود دار.پس هر پول یک سند دارایی محسوب میشه و هر کشوری به ازای اون سند یعنی پولی که بشما مید باید یک دارایی بعنوان پشتوانش داشت باش یعنی مثل سند یک خونه یا ماشین که پشتوانش یک خونه یا یک ماشین هست.وگرنه اگر اون ماشین یا خونه نابود بشه یا نباشه اصلا اون سند ارزشی ندار و یک تیکه کاغذ باطله ای بیشتر محسوب نمیشه.و هر پولی یا هر دلاری یک سند دارایی هست که توسط دولت اون کشور صادر شد.و وقتی شما این سندو یعنی دلارو میبری خزانه داریه امریکا باید دارایی بلا عوض این سندو بهت باید بد که طبق عرف بین الملل چیزی باید پشتوانه پول ملی هرکشوری باشه که هیچوقت ارزششو از دست ند و همیشه خریدار داشت باش و اون چیزی نیست جز طلا.یعنی طلا پشتوانه پولهای ملی هر کشور.خوب حالا امریکا بدون پشتوانه اسکناس چاپ کرد یعنی به این مفهوم که اومد کلاهبردای کرد چون بدون داشتن دارایی واقعی اومد سند دارایی صادر کرد.یعنی عین همون قضیه خونه که طرف کلاهبرداره و فقط یک خونه دار ولی دها سند قلابی درست کرد و فروخت.که هیچ پشتوانه ای ندارن و اون دارندهای سند به ازای اون سندشون هیچ ملک و دارایی ای دریافت نمیکنن.و حقیقتا سندشون کاغذ باطلس.حالا قضیه آمریکام دقیقا همینه یعنی دلارهایی که آمریکا چاپ کرد صدها برابر دارایی واقعیش هست یعنی اکثر این دلارهای تو جهان که سند و تعهد مالی آمریکا به مردم جهان محسوب میشن بدون دارایی و بدون پشتوان هستن و حالا بدبختیش برای آمریکا اینکه اگر همه دلارای تو جهان جمع بشه چون ما به ازاش دارایی یعنی طلا در خزانه داری امریکا جود ندار شاید یک پنجاهمش طلا داشت باشن برای همین با کله دلارای جهان شاید بشه چنبار کله خود دارایی کله مردم آمریکارو خرید.یعنی اینجوری براتون بگم چاپ بدون پشتوانه پول و خرید دارایی کشورهای دیگر با اون پول شاید 50سال80سال برای مردم یک کشوری رفاه ظاهری بیار و تو کشورای دیگ تورم و بدبختی ایجاد کنه ولی به مرور زمان قطعا اون بدبختی یقه خود اون کشورو هم میگیر و باعث نابودی اون کشور میشه.چون همون طور که گفتم وقتی مردم جهان بمرور زمان تمام دلارهای آمریکارو یعنی سند رسمی صادر شده خزانه دارایی امریکارو ببرن درون کشور و چون طلای کافی در قبالش وجود ندار مجبورن کل دارایی ها و سرزمینشونو بدن و دیگر به مرور زمان آمریکایی وجود نخواهد داشت.و با همین دلارهای بدون پشتوانه همه داراییشون خریداری میشه.تازه به این قضیه چاپ دلار بدون پشتوانه بدهیه حدود 25 تلریون دلاری آمریکارو هم اضافه کن یعنی یکسوم تمام بدهی های جهان متعلق به کشور آمریکاست.و با اختلاف خیلی فاحشی در صدر جدوله.بهتون قول میدم نابودی حکومت آمریکا قطعیست و این رو بدون شک جوانان و میان سالها خواهند دید.و بدون برادر من بسیاری ازین گرونی ها و تورم و بالارفتن غیر طبیعی قیمت دلار و ارزها دلیلش بالارفتن درخواست غیر طبیعی دلار و لوازمها هست که دلیل عمدش وجود نقدینگی فراوانه بدون پشتوانه تو کشور.که دقیقا از زمان روی کار اومدن لیبرال ترین و غرب زده ترین دولت تاریخ ایران زمین یعنی دولت کنونی که دقیقا از وقتی اومد سرکار عین ارباب و الگوش یعنی امریکا شروع کرد به چاپ بی روویه پوله بدون پشتوانه و ریختن تو بازار کشور خودش.یعنی این دولت انقدر خائن هست که بدستور ارباباش بلایی رو که خود امریکا با چاپ پوله بدون پشتوانه سر کشورهای دیگر جهان اورد ولی این دولت خائن این بلارو سرمردم خودش آورد.چون امریکا بدلیل قدرت پولش و انتقال به کشورهای دیگ این تورم و مکافات حاصل از چاپ پول بدون پشتوانشو به کشورهای دیگ بخصوص همسایش منتقل میکنه و حقیقتا امریکا چون مستکبر زمانه هست دقیقا مثل یک ارباب زورگو و گردن کلفت بخاطر قدرت پولش تورم کشور خودشو یعنی مریضی و سختیشو به غلاما و مردم مطیع و رعیتش منتقل میکنه یعنی این تورمشو منتقل و سرازیر میکنه به کشورهای ضعیفه وابسطش که قدرت پولشو قبول کردن و زیر سلطش رفتن مثل تمام این کشورای امریکای لاتین و مرکزی که همسایهای امریکا هستن و می بینید با اینکه بظاهر دوست و رفیق امریکان و اکثرشونم نفتو گاز یا کلی معادن دارن و هیچ تحریمی هم نشدن ولی با این وجود گرفتار وضع بد اقتصادی و اجتماعی هستند.و دلیلش چیزی نیست جز ربایه حاصل از زیر استکبار شیطان بزرگ امریکا رفتن و حیاط خلوت امریکاشدن و تحمل کردن کثافات و مریضی های اربابشون.اینو بدون دوست من حقیقتا دلیل عمده و اصلی بیش از هشتاد درصد سردرگمی و ضعف و فروپاشی اقتصاد جهانی شیطان بزرگ آمریکاست.که قبلا هم تو مباحثم ماهای قبل توضیحاتی درین زمینه دادم.یک توضیح مفهمومی مهم هم درباری سودهای بانکی و وامی بدم چون 99درصد مردم درین زمینه گنگن و براشون توسط اهل فن مفهوم نشد چون حقیقتا خیلی از اهل فنشم فقط توتی وار برای گرفتن نمر مطالبو حفظ کردن و هیچی از عمق مطالبی که خوندن نفهمیدن و وقتی انسان چیزی رو درست نفهم نمیتونه درست بیان و تفهیم و منتقل کنه.خوب حقیقتا زیاد شنیدم که میگن نگا امریکا که میگین شیطان بزرگه پس چرا سود بانکیش انقدر کمه ولی اینجا انقدر زیاد.و ازین دست حرفهای سطحی و پوچ و باطل زیاد در جامعه و سایتا توسط نوچهای استکبار نشر داد میشه.در جواب باید عرض کنم که اولا مصداق ربا فقط سود بانکی نیست این مصداق کوچکشه بلکه مصداق اصلی ربا چاپ پول بدون پشتوانس چون این کار باعث بالا رفتن تورم میشه که بعدش به تبع باعث بالا رفتن سود بانکی میشه.پس عامل اصلی و مصداق اصلی ربا چاپ کیلویی و بی رویه و بدون پشتوانه پول هست که بزرگ ترین و اصلی ترین انجام دهنده و نشر دهنده این کار شیطان بزرگ آمریکاست.و دوست من دلیل بالا بردن سود بانکی توسط دولتها در کشورهای مختلف کاهش تورم هست چون با بالابردن سود بانکی مردم خیلی بیشتر پولهاشونو در بانک میزارن و باعث میشه نقدینگی از سطح جامعه جمع بشه و تورم کاهش پیدا کنه.ولی در کشوری مثل امریکا با چاپ پول کیلویی و انتقالش به کشورهای دیگه برای خرید مال و طلا تورمشو به کشورهای دیگ منتقل میکنه و تورم کشور خودشو بسیار کمتر میکنه پس دیگه اصلا نیازی نیست سود سپرده بانکی کشورشو بالا ببر و حدود 2درصده.خوب حالا در کشورهایی که بخاطر جمع کردن نقدینگی برای کنترل تورم سود بانکیشونو بالا بردن و به مردم سود زیاد میدن یعنی حدود 20درصد.خوب به تنبع درون کشورها سود دریافت وام و تسهیلات هم بالا میر چون در تمام کشورها تناسب یکسانی بین سودی که بانکها به سپردهای مردم میدن با سودی که از مردم بخاطر دادن وام میگیرن وجود دار.یعنی در خود امریکا سودی که بانکاش به خاطر تورم کم به سپرده مردم میدن حدود 2درصده و سودی هم که بخاطر دادن وام از مردم میگرن حدود 3درصده یعنی خیلی نزدیک همه و در همیه جهان این نسبت وجود دار. و در ایرانم این نسبت وجود دار .یعنی چون بانکها حدود 18درصد سود سپرده میدن و حدود 20درصدم سود از تسهیلات میگیرن.و بدون شک اگر سود بانکی کم بشه سود تسهیلاتم کم میشه.البته قاعدتا برای کسب درامد بانکها سودی که میگیرن از سودی که میدن باید بیشتر باشه.که تو خود آمریکام حدود یکدرصد سودی که از تسهیلات میگیرن از سودی که بخاطر سپرده میدن بیشتر.چون در آمریکا حدود 1.75درصد سود به سپرده میدن ولی حدود 2.5 تا 2.75 درصد سود برای وام و تسهیلات میگیرن.یعنی سودی که بانکای امریکا برای وام میگرین حدود 40درصد بیشتر از سودیه که برا سپرده میدن.و این نسبت تو ایران حدود 10درصد اختلاف دار (چون اختلاف بین 18و20 ده درصد میشه)که از امریکا که حدود 40درصده بهتر..پس با توضیحات من متوجه شدید که شما بهیچ عنوان نباید بانکهای مارو با امریکا قیاس کنید و هر کشوری بر مبنای سودی که مید سود میگیر.و در اصل این سودی که ما و مردم کشورهای امثال ما باید بدن بخاطر تورمی که از سمت شیطان بزرگ بخاطر چاپه دلار بدون پشتوانه و تزریقش در جهان و هم گسترش این روش شیطانی در جهان انجام داد هست.یعنی در اصل ما داریم تاوان و جور مردم امریکارو میکشیم.و یک نکته دیگر اینکه وقتی شخصی پولی در بانک بعنوان سپرد برای گرفتن سود میزار متن قرار دادی میدن امضا کنه که اکثرا نمیخونند متاسفانه و توی اون متن بر اساس عقود اسلامی برای اینکه ربا محسوب نشه دوتا بند نوشت شد 1.این سود ماهانه شما اللحسابه و اخر هر سال در صورت سود کردن بیشتر درصد سود بیشتری به سپرده گذار بانک داد میشه. و هم تو متن قرارداد نوشته شده سپرده گذار در سودو زیان شریک.برای همین همیشه تاکید میش در بانکهای دولتی سپرده گذاری بشه چون مطمئنترن و دارییشون بیشتر و احتمال زیانشون هم کمتر.و درکل مراجع بسودی که بانکا میدن کاری ندارن چون عقود اسلامیش رعایت شد و بانک بخاطر جمع کردن نقدینگی و کاهش تورم از جامعه مجبور سود بالایی بد.ولی مشگل مراجع با سودی هست که بخاطر وامها و تسهیلات بانکها و موسسات میگرن.و درین زمینه نقدهای مهمی به بانکها بخصوص بانکهای خصوصی وارد ولی حقیقتا نمیشه از بانکها توقف داشت مثلا 20درصد سود بدن ولی مثلا 10درصد سود بگیرن چون اینجوری بدون شک برشکست میکنن.و تنها راهش فقط باز شدن و گسترش بیشتر صندوقهای قرض الحسنه در کشور هست که یا سود نگیرن یا بسیار کم بگیرن.و بطور مثال 20درصد مردم در سال نیاز به وام دارن و بدون شک 20درصد از مردم هم خیر هستند و اهل معامله با خدا هستند چون طبق نصه صریح قرآن وقتی به نیازمندی پول قرض میدیم در اصل داریم به خداوند پول قرض میدیدم و با خداوند معامله میکنیم و در قرآن ثواب قرض دادن خیلی از بخشش پول بالاتر بیان شد چون اون پولو میش بعد رفع نیاز پس گرفت و به نیازمند دیگری داد و اینجوری مشگل نیازمندان زیادی رو میشه حل کرد.و میشه یک صندوق واحد مرکزی قرض الحسنه در کشور ایجاد کرد که شعبهارو تقضیه کنه و بخشی از پولشو خیرین و بخشی رو دولت بد و این پول هی در رفتو برگشت باش و سودیم گرفت نشه.یک توضیح مختصر هم درباری بهترین سیستم فکری اقتصادی عرض کنم. که بهترین سیستم رو سیستم برکت محور میدونم که سیستمی بر پایه ایمان و اعتماد به توان خالق هستی هست.یعنی به این مفهوم که اگر انسان تمع کار نباشه و در هر کاری از روش عقلی و وجدانیش وارد بشه بدون شک برکت الاهی شاملش میشه و موفق خواهد شد.نمونه بارزش برای فهم قضیه محصولات کشاورزی هست یعنی وقتی ما یک درخت میوه مثلا یک هسته آلو یا انگور رو در خاک میکاریم و اون وظیفه حداقلی خودمون رو درست انجام میدیم چه وجودی اون هسته مارو تبدیل به یک درخت تنومند به همراه صدها و هزاران آلو و خوشه انگور میکنه؟؟ آیا منه انسان اون دونه و هسترو زیر خاک جوونه زدم؟و آیا منه انسان ازون هسته کوچک ریشهارو بیرون دواندم و آیا من انسان در زیر خاک بهش غذا رسوندم تا ساقهاش رشد کنند و ایا من انسان ساقهاش رو از خاک خارج و رشد دادم و ایا من انسان درخت تنومندش کردم و ایا من انسان صدها شاخه برون تنه رویاندم و ایا منه انسان صدها و هزاران جوونه بر شاخها زدم و ایا من انسان هزاران شکوفه بر جوونها زدم و در آخر آیا منه انسان هزاران آلو و خوشه انگور بر شاخها رویاندم.نه نه نه بلکه فقط و فقط منه انسانه نوعی یک زمین و خاک مناسب پیدا کردم و دانه را کاشتم و آب دادم و دیگ تمام بقیه مراحل رشد و نمو درختان تا مرحله اخر به اراده خالق عالم انجام شد.خوب عزیزان در اقتصاد و کل زندگی همین رویه عینن مصداق دار. یعنی اگر بخداوند ایمان و اعتماد داشت باشیم و درون کاری که برگزیدیم نکات علمی و وجدانیشو رعایت کنیم اونوقت برکت الاهی شاملمون میشه و بقیه مراحل رشد و نمو کاریمون و زندگیمون به اراده خالق عالم انجام میشه.و دیگه اونوقت نیازی به ربا رشوه دزدی و...نیست.چون مبحثم طولانی بود مجبور به خلاصه کردن زیادی شدم ولی امیدوارم انشالله حق مطلبو ادا کرد باشم و چون مبحث مهمیست در نشر آن بسیار کوشا باشید.موفق و مؤید باشید

عزیزانی سوالات بسیار مهمی درباری آزمونهای الاهی پرسیدند....و بنده از منظره جدیدی به تفهیم این موضوع بسیار مهم میپردازم.عزیزان بر مبنای حکمت الاهی و ظرفیت هر انسانی نوع آزمونهای هر انسانی متفاوت هست.یکی با فقر آزمون میشود یکی با ثروت یکی با سلامتی یکی با مریضی یکی با زشتی یکی با زیبایی و... و یکیم با چندین موارد.چون عزیزان بیشتر درباری آزمونه فقر سوال کرده بودند به این آزمون میپردازم.عزیزان اینکه خداوند امر فرمود به فقرا و کمتوانان بیشتر توجه و احترام کنید از سر دلسوزی و ترحم نیست.بلکه حکمتش اینست که خدمتتون عرض میکنم.چون یکی از بزرگترین و سختترین آزمونهای الهی آزمون فقر و تنگدستی در دنیاست و این سطح بالای آزمون بکسانی در دنیا داده میشود که در آزمونهای عالم ذر نمراته بالایی کسب کردن.و حالا به این سطح و ظرفیت رسیدن که در این عالم یکی از سخترین آزمونها ازشون گرفت بشه.و بخاطر اینکه این امکان بالا وجود داره با فقیر و مستمندی که روبرو شدیم از جمله اون افراد باشد و چون امکان اینکه این افراد سطح و مرتبه و قرب الاهی بالاتری دارا باشند که به این ظرفیت رسیدن که خداوند ازشون آزمونه لول و سطح بالاتری بگیرد برای همین احترامشون بر دیگران واجب و تاکید شده الاهی است. از مثالهای دنیوی استفاده میکنم که برای عزیزان قابل درکترباش.یکنفر ممکنه بر مبنای نمرش در عالم ذر به این ظرفیت رسیده که در این عالم آزمونی در حد مدرک سیکل ازش گرفت بشه.مثلا ممکن فردی مومنم باش تحصیل کرد و مرفهم باش و یک آزمونهای ساده ای هم در دنیا بدهد.همچین فردی چون در عالم آزمون ساده ای داشته در آخر مدرک اخروی با نمری قبولی بهش داده میشه.و وارده بهشتم بدون شک میشه ولی مرتبه و سطحی از بهشت که بهش داده میشه قابل قیاس با انسانهایی که آزمونه سختتری از آنها گرفته شده نیست(و این نکته مهم هم عرض کنم سطح آزمونهایی که از هر انسانی در این عالم گرفته میشه برمبنای نمره ای هست که در آزمونهای عالم ذر گرفته).و بر مبنای اون نمره ظرفیتها معلوم و سطح بندی میشه و معلوم میشه از یکنفر در این عالم آزمونی در حد سیکل گرفت شود یا دیپلم یا... ارشد یا دکتری(برای فهم بیشتر با معیارهای دنیوی بیان کردم) نکته بسیار مهم اینست عزیزان که نمری 12_ _13 آزمون دکتری از 20ته آزمون دیپلم بسیار بیشتر ارزش خواهد داشت.و در آخر این نکته بسیار بسیار مهم رو خدمت عزیزان عرض کنم که البته چون دوستان زیاد سوال کردن عرض میکنم.اگر میخاید بفهمید طرف مقابل به چه درجه از خلوص باطنی رسید اینست که ببینید چقدر بند مدارک دنیویست و توجهش بیشتر به مدارک و مدارجه دنیویست یا اخرویست. تا مادامی که نوع مدرک دنیوی برای هر فردی ملاک و مهم باشه نفسش هنوز نیاز به صیقل و چکش خوردنه زیادی دارد.موفق و مؤید باشید
سوال میپرسند عزیزان دلیل اهمیت عدد ۱۹ در قرآن مجید را چه می دانم؟ عزیزان مواردی بر دلیل اهمیت عدد ۱۹در قرآن بیان شده است.ولی آنچه بنده کمترین بر قلبم احساس میکنم این است که اگر عدد۵ که تعداد ۵ پیامبر الولعزم علیه سلام است و عدد ۲ که نشان از ۲بانوی برتر عالم هستی یعنی صدیقه طاهره خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها و حضرت مریم علیه سلام است و عدد ۱۲ که تعداد ۱۲ نور و حجت پایانی الهی یعنی امامان معصوم علیه سلام می باشند را باهم جمع کنیم به عدد 19میرسیم.و بدون شک در طول تاریخ بشریت از این ۱۹تن انسانی برتر و والا مقام تر خلق نشده و نخواهد شد.و این ۱۹ تن بالاترین درجات قرب الهی را دارا میباشند و تمامی پیامبران و خوبان و پاکان عالم در طول تاریخ از حیث قرب الهی بعد از این ۱۹برگزیدی ذات اقدس الهی قرار میگیرند
با سلام و عرض ادب.خیلیا این روزا ازم درباری ترامپ و دستور تغییر پایتخت اسرائیل سوال میکنن عزیزان ترامپ با کاری که کرد یعنی انتقال پایتخت اسرائیل به قدس شریف _اورشلیم در حقیقت زمان نابودی خوده مترسکش و ارباباش یعنی عروسگ گردانهاش و فرزند نامشروع خودشون اسرائیل رو به جلو انداخت.چون ترامپ با این کار هدفش انتقال پایتخت فرماسونری جهانی یعنی اربابای اصلیش به اسرائیل برای تشکیل دولت جهانی یهود بود.که در مباحث سالهای گذشتم بارها بهش اشاره کرده بودم.و تحققش رو حالا دیدیم.و این عمل و خواست شیطانی بدون شک سرآغاز جنگ بزرگ آرماگدون خواهد بود.و بدون شک وعده خداوند یعنی سرنگونی همیشگی یهود (صهیون) بزودی فرا خواهد رسید.و وعده الاهی حق هست..و بازم تاکید میکنم هر حرف یا عملی برضد نظام اسلامی ایران که زمینه ساز ظهور قائم آل محمد هست یعنی برگزیده الاهی و حزب الاهی برای مقابله با حزب شیطان هست زده بشه که باعث تضعیف و شوراندن افکار دیگران برضد این نظام شود بدون شک این عمل گناه کبیره هست.و دونکته بسیار مهم رو بیان میکنم اول اینکه بزودی زمانی فراخواهد رسید که دیگ حد وسطی وجود نخواهد داشت.و بین حزب الاهی یعنی برگزیدگان الاهی که در این زمان نظام اسلامی ایران به رهبری نایب امام زمان (عج)سید علی خامنه ای (حفظ تلله) هست.یا حزب شیطان یعنی آمریکا و تخمهای حرامشان صهیون و وهابیت هست یکی رو باید اتنخاب کنن.و حد وسطی بزودی وجود نخواهد داشت.و بارها گفتم هرچی باغی گلها و درختان پربارتری داشت باش به همون نسبت الافهای هرز بیشتری رشد خواهد کرد و آفتهای بیشتری خواهد داشت.یعنی هرچی وظایف الاهی سنگینتر باش به همون نسبت فشار شیاطین جنو انس برای بثمر و نتیجه نرسیدن وظیفه الاهی بیشتر میشه پس باید بصیرتهارو بالا برد و با فشارها و نقشهای شیاطین که از بیرون و از داخل با نفوذی ها و دستنشاندهای خود به این امت برگزیده میارن نباید اغفال شد و حق رو ول کرد..نکته دوم هم اینک مطمئن باشید در اون زمان هم خیلی از کسانی که بظاهر دینمدار و آیت الله هستند بمانند زمان امام حسین ع در بزنگاه آزمون الاهی با اغفال شیطان آزمون رو خواهند باخت و از حزب الاهی جدا خواهند شد.و برعکس خیلیا که در حزب شیطان هستن در لحظه آخر قلبشان روشن خواهد شد و به حزب الاهی خواهند پیوست و رستگار خواهند شد.و در آخر اینو هم بیان کنم که خیلیا هنوز درخواب رضاخان فلان شاهو فلان پایتخت موندن و اندرخم یک کوچن که واقعا متاسفم براشون.یک مثالی میزنم تا وقاحت و احمقی اون دست افراد رو بفهمید و انشالله درون دست نباشید.مثل این میمونه که یک آزمون سختی دار گرفت میشه و یک عده کج فهم تنبل تو سوالهای ابتدایی موندن و حواس خیلی از رفقا و اطرافیاشونم پرت میکنن و اونام از بقیه سوالا و طی کردن مسیر جا میمونن درحالی که زمان امتحان دار بسرعت به اخرش نزدیک میشه.و شاگردای زرنگ فهیم به حل سوال اخر و شکست شاخ غول آخر رسیدن.و این شاگردان همان رستگارانن.و انشالله همه یمان در این دست قرار بگیریم..آنچه بیان کردم انشالله مورد رضای ذات اقدس الاهی و بقی تلله اعظم ارواحنا فدا قرار بگیرد.در نشر آن کوشا باشید
گزیده ای از تحلیل های وقایع چند وقت اخیرو در مباحثم رو ابتدا با اشاره به بخشی از بیانات مقام معظم رهبری شروع میکنم.ایشان فرمودن کسی که عقیده سیاسیش یعنی نظرش فرق داشت باش نکه توهین کنه .تو اروپاش که بقول خودشون مهد دموکراسی کسی به پاپ فوش بده توهین کن آنن بلایی بسرش میارن که آرزوی مرگ کنه.برای همین تو اروپا همون روزنامه هایی که مدام به اسلام و پیامبر اسلام توهین میکنن و کاریکاتور میکشن.ولی درباری پاپ کوچکترین بی احترامی یا نقد یا کاریکاتور جرئت ندارن بزارن.اونجا یک پیرزن 90ساله که روزنامه نگار بوده جوونیاش.تازگیا ازش پرسیدن درباری هولوکاست و نفی کردش برای همین تو 90 سالگی 2سال زندان براش بریدن.و این یعنی عقید سیاسی. و نه توهین کرد نه هیچی .پس تو غرب ازادی سیاسی وجود ندار.و برای خودشون چهارچوب ممنوعه دارن.ولی از نظر اونا دیگران حق ندارن چهارچوبه ممنوعه داشته باشن!!!!...خوب حالا به تحلیل وقایع اخیر کشور و جهان میپردازم.عزیزان همزمانی قضیه دختران خیابان انقلاب و قضیه دراویش که شلوغ کرد بودن و قضیه ایت الله های قلابی شیرازی انگلیسی و همزمانی همه این اتفاق ها توطئه و فتنه عناصر نفوذی و غرب زده استکبار بود. تا تحرکات و اعتراضهای خیابانی نخابه و مردم بازم تهییج بشن بریزن تو خیابون.و همینک انگلیس و ترامپ دید نقششون نگرفت و بسنگ خورد.آنن بلافاصله با عوض کردن وزیر خارجه و جنگ و مشاورای ضد ایرانی که اورد خاست رعب ایجاد کنه و شروع به بهونه گرفتن از روسیه کردن تا نظام و مردمو از جنگ بترسونن و به ایران مثلا بقبولونن گه نگا اروپا همیشه پشت امریکاست پس هرچی کدخدا میگ باید گوش کنی.همون قضیه چماق و هویج که با گرفتن چماق سمت حق خر از ترس به سمت هویج که باطل میره.و نرمش میکن.. بمب باران شیمیایی اخیر سوریه هم دنباله همین کاراشونه و میخان با بهونهای ساختگی تنورو گرم نگر دارن عین فتنهاشون داخل ایران.و اینا خیلی احمقن و مردم هم احمق فرض میکنن( البته در پرانتز بگم که حقیقتا درست هم فکر میکنن احمق مثل خودشون هم در دنیا کم نداریم.و بشخصه نمونهای وطنیشو زیاد دیدم) البته اونا همرو از دم احمق فرض میکنن و امریکا قبل تمام جنگاش یک بهونه ساختگی توسط خودش یا نفوذیهاش ایجاد میکن مثال بارزش همون سال حمله به عراق بود که عناصر تعلیم دیده خودش به برجهای دوقولو حمله کردن تا با این بهونه بتونه حمله خودش به عراق رو توجیح کنه و افکار مردم کشورش و کل جهان رو قانع کنه.و رای چهارتا دست نشانده از خودش احمقتر رو تو سازمانهای ساختگی بگیر.اینم در اخر بگم خیلی درباری عربستان ازم میپرسن چرا یکهو جو گیر شده قضیه چی؟؟!! دوستان اینم دنباله همون قضیه ظاهر سازی و بزک کردنشون.یعنی اینکه عربستانی که قرنهای قرن متحجر ترین و بسته ترین و عقب مونده ترین کشور جهان از لحاظ فرهنگی و اجتماعی بود.حالا یهو سر 6ماه کارایی که فرهنگ سازیشون 20تا30سال زمان میگیررو کرد و یکهو رانندگی و رای و سینما و کنسرت و ورزشگاه و و و همه چی یکهو یک شنبه آزاد شد...میدونید دلیلش چی چون اربابش کدخدا بهش گفت ما اگر بخایم تورو در مقابل ایران بتونیم النن حمایت کنیم بخاطر افکار جامعه جهانی باید یکشنبه ره صد ساله بری.وگرنه این تغییرات برای دلسوزی برای مردم عربستان نیست.بلکه دنباله جنگ روانی و نرمشون بر علیه ایران..اینو در مباحث خصوصی ترم و به اهلش بارها گفتم و اینجام میگم.برای اینکه استکبار بر یک کشوری مسلط بشه اولین هدفشون نفوذ بر دانشگاهای علوم سیاسی اون کشوره.و این مثالو همیشه زدم که انسان و همه خصوصیات ظاهری و باطنیش یک دنیای برای خودش که بسا هر سلول یک دنیای برای خودش.و سیاست رو در دنیای خارجی میشه به شهوت در دنیای داخلی انسان تشبیه کرد.که اگر درست کنترل و تبیین بشه بسیار موثر و انسان ساز و بر عناصر وجودیه دیگ انسان هم بسیار اثر مثبت میزار و باعث تعالی انسانه.ولی برعکس اگر درست کنترل نشه و در راه درست هدایت نشه بشدت میتونه افسار گسیخته بشه و باعث ذلالت و پستی انسان خواهد شد.. و بنده حقیقتا از دانشگاهای علوم سیاسی ناراضیم و خروجی ضعیفی دارن.ما حقیقتا الان چنتا تحلیلگر سیاسی انقلابی با قدرت تفهیم بالا داریم..متاسفانه بسیار بسیار اندک!!! میدونید چرا؟ چون همونجور که قبلا گفتم هرچی به آخرو زمان نزدیکتر میشیم فتنه شیاطین پیچیده تر میشه و یک تحلیلگر سیاسی که فقط مسلط بر علوم سیاسیه 60تا 70 درصد اون واقعیه پیش اومدرو اصلا نمیفهمه که بخواد درست تحلیل کنه.و یک تحلیلگر سیاسی زمانی میتونه یک واقعرو درست تحلیل کنه که اول خودش درست و با ضریب بالا درک کنه و برای اینکه بتونه بسیاری از فتنها و وقایع رو درست درک کنه باید بغیر از تسلط بر علوم سیاسی فهمشو در علوم دینی و فلسفی و عرفانی هم بالا ببره و این خیلی مهمه.و بنده این مورد رو بارها به افراد مسئولش گوشزد کردم.موفق و مؤید باشید
