حقیقت عرفان ناب - معجزات قرآن -ولایت در قرآن --- نوره قرآن - UNREGISTERED VERSION

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
Go to content

Main menu:

حقیقت عرفان ناب

a href="http://www.peirovan.ir" target="_blank">
 
 
 
 
 
 
 
 
 

با سلام و عرض ادب یکی از مباحث اخلاقیم که بسیار بسیار  مهم می باشد رو لازم دونستم منتشر کنم .در نشرش بسیار کوشا باشید.برادر من تو امورات عبادی هم رعایت ظاهر دین براتون مهم باید باش هم توجه کامل به باطن و حقیقت دین و خلقت.یعنی اکثرا ظاهرو فقط می چسبن و رو رعایت ظواهر نماز روزه تلاوت قران مسجد و زیارت و هیئت رفتن و خوندن ادعیه ها براشون مهم و اصل دینو همین میدونن و عقیده ای به تفکر و تعمل در باطن و توجه به مراتب عرفانی دین ندارن و اصلا قبول ندارن.و دقیقا بر عکسشم دیدم بعضیا میگن فقط باطنت پاک باش گفتار نیک پندار نیک کردار نیک و کلاسای بنظر خودشون عرفانی هم میرن ولی ظواهر دین مثل مناسک عبادی رو اصلا رعایت نمیکنن.که هردو گروه بشدت در اشتباهن. چون ظواهر دین یعنی انجام مناسک عبادی بدلیل نور و انرژی روحانی ای که به انسان میدن اولین و مهمترین عامل دور شدن شیاطین و خاموشی موقت نفس اماره هستن و علاوه بر این باعث میشن مرتب به مخلوقات یاداوری بشه که  هدف زندگی دنیا وصال اوست و تمام کردار و گفتارمون به هدف وصال او و برای او باید باشد.چون نوع بشر ذاتا مرتب نیاز به یاداوری و تذکر دار.ولی کسانی هم که میگن فقط ظاهر و مناسک دین کفایت میکنه و از توجه به عرفان یعنی حقیقت و باطن دین باید خوداری کرد هم سخت در اشتباهن.مثالی بسیار مهم و مفهومی ای برای درک مطلبم میزنم خوب و کامل توجه کنید و نشر بدید.شما زندگی دنیارو  یک کالج دانشگاهی بسیار عظیم فرض کنید که واردش شدید و این کالج که اسمش دنیاست از سطح دیپلم فوق دیپلم لیسانس فوق لیسانس  تا سطح دکتری و فوق دکتری هم دار که محوطه و ساختمونای هر کدوم جداست ولی کلا همشون در یک محوطه خیلی عظیم نزدیک هم هستن.خوب رعایت تمام مناسک و ظواهر دین لازمه تا شما بتونید سطح اولیه کالج رو بگذرونید یعنی دیپلم بگیرید.خوب شما میتونید به همون گذروندن سطح اولیه بسند کنید و اگر خوب و کامل درسای گفت شده درین سطح رو پاس کنید مدرکش که یک جایزه هم ضمیمش دار که کلید ورود به طبقه اول بهشت هست رو بهتون میدن.که جایزه بسیار عالی ای هست ولی نکته اینجاست که شما میتونید فقط به این سطح و این جایزه بسند نکنید و تحصیلتون رو در کالج دنیا برای رسیدن به سطوح بالاتر ادامه بدید که نکته مهم اینجاست که برای گذراندن سطوح بالاتر کالج دروسی که در سطح قبلی کالج یاد گرفتید یعنی ظواهر و مناسک دین به مانند الفبا و جدول ضرب و دروس پایه هستن و اصلا بدون یادگیری و بکارگیری این دروس( یعنی انجام ظواهر و مناسک دین) که همون جدول ضرب و الفبا و دروس پایه ما محسوب میشن شما نمتونید دروس سطح های بالاتر تا عالیه کالج رو یاد بگیرید.چه برسه بخاید پاس کنید.پس تمام کسانی که از عرفان و تلاش برای درک باطن دین میترسن باید بدونند فقط توقع همون مدرک و جایزه سطح اول کالج که طبقه اول بهشت هست رو میتونند داشت باشند اونم اگر نمره کافی بتونند کسب کنند.و در صورت خروج از کالج دنیا با این مدرک توقع قرب بالاتر و رسیدن به طبقات بالاتر بهشت رو نباید داشت باشند.و افرادی هم که بدون انجام ظواهر و مناسک دین فکر میکنن به درک حقیقت و باطن عالم میتونن برسند و مراتب عرفان رو میتونند طی کنند سخت در اشتباهن.چون همونطور که گفتم رعایت مناسک دین یعنی نماز روزه زکات حج زیارات و غیره اینا الفبا و پیش نیاز ورود به سطوح بالاتر برای فهم حقیقت عالم هست.و اصلا  از ذهنتون خارج کنید که با رفتن کلاسهای عرفان های دنیوی و ذهن برتر و ازین دست موارد به حقیقت و فهمی درستی از عالم میرسید و گفتار و کردارتون الاهی میشه.ابدا.و عزیزانی هم که فقط پی رعایت ظاهر دین هستند بدونند تمام مناسک دین یعنی تمام عبادات و زیارات نوری بما میدهند که ازون نور برای تاباندن بر روی رذایل اخلاقیمون برای پاک شدن نفسمون باید استفاد کنیم.دقیقا همانطور که نور آفتاب نجاسات رو تطهیر میکند.و اگر دیدید فردی که اهل ظواهر و مناسک دین یعنی نماز روزه زکات زیارت و ... هست ولی سریع عصبانی میشه و فحاشی میکنه و هرچی به دهنش میاد میگ و غیبت میکنه بدگویی میکنه تهمت میزنه حسادت میکنه ووو این جور افراد اگر 120سالشون هم باش و 24ساعت هم در حال عبادت ذکر  و زیارت باشند و تمام دکترای تمام رشتهای عالم رو هم داشته باشند ولی هنوز در سطح اولیه و مبتدی کالج دنیا از نظر بندگی هستند.چون اصلا هنوز فلسفه و هدف و کاربرد مناسک و ظواهر دین که پیشنیاز لازمی هم هست رو نفهمیدن.و نکته مهم اینجاست که داشتن پیشنیازها در صورت درست استفاد نکردن بسیار کم فایده و کم تاثیر هست.بمانند اینکه شما شمردن اعداد رو یاد گرفته باشی ولی جدول ضربو اشتباه حل کنی....  برادر من حقیقتا بشدت تعجبم از ادمهایی مثل شماست که به اون آقای رییس فلان فرهنگستان  که اصلا عقیده به علوم اسلامی ندار حکیم میگید و حکیم فیلسوف خطابش میکنید.در حالی که اصلا مفهوم حکمت رو نمیدونید و اصلا نمدونید حکمت چیزی نیست که از کلاسهای درس دنیا حاصل بشه.و حکمت فقط حکمت الاهیست و ریشه الاهی دارد و چیزی بنام حکمت زمینی وجود ندار.البته گروهی از فلسفه بعنوان حکمت زمینی نام میبرند!!!و بدون  فردی که به درک باطنی و اینکه خداوند و اولیا و فرشتگان الاهی میتونند معلمش باشند رو اصلا عقیده ای بهش ندار.پس وقتی کسی عقیده ندار اگر زاهد ترین انسانم باشه بازم اصلا درسی از عالم غیب یعنی عالم ملکوت بهش داد نمیشه و بر قلبش قرار نمیگیر.و هیچ حکمتی بهش اعطا نمیش.چون به دریافتش عقیده ای ندار.و لازمه اول هم داشتن ایمان و عقیده به امری هست.بطور مثال یک دانشمندی دار وسیله ای مورد نیار بشر رو اختراع میکنه حالا اگر اون دانشمند هم هدفش الاهی باش و هم نفسش تربیت شده باش تا ظرفیت لازم رو داشت باش و هم عقیده به یاری و تدریس الاهی داشت باشه اونوقت هدایتهای لازم بر قلبش قرار میگیر.که بهش حکمت گفت میشه. و  اینو بدون اگر یک حکیمی هم  بیسواد باش که تیه یک روستایی در دور ترین نقطه جهان زندگی میکنه و به هیچ سیستم تکنولوژیک و روشهای ارتباطی نوین هم دسترسی ندار ولی وقتی حرفی بشما میزنه هزاران برابر اعتبار کلامش بالاتر از اون دکتر فیلسوف بدون عقیده و ظرفیت لازم هست حتی اگر اون فیلسوف در تمام رشتهای دیگه عالم هم دکتری داشت باش.چون اون حکیم اطلاعاتشو از ارتباط الاهی کسب کرد و اون فیلسوف از ارتباطات دنیوی.   مفهوم حکمت در یک جمله اینست که بوعد و شاخه ای از عرفان هست که مربوط به هدایت و حکم بر امورات دنیویست.یک رهبر میتونه حکیم باش یک قاضی میتونه حکیم باش یک پزشک  میتونه حکیم باش یک مهندس میتونه حکیم باش یک دانشمند می تونه حکیم باش یک پیرمرد بدون سواد دنیوی هم میتونه حکیم باش.ولی لازمیه حکمتو بالا بیان کردم. اینم در اخر به خودم و همه عزیزان توصیه میکنم خیلی مراقب باشیم امورات و درجات و مدارک کاذب دنیا حجابی برای رشد و تعالیمون نشه.چون خداوند هرآن و بوسیله هر مخلوقی ممکن حقی رو برای بالابردن مراتب ما بهمون بفهماند.مراقب باشیم یک وقت سنمون یا  مدارک دنیویمون یا ثروتمون و دیگر امورات فانی و کاذب دنیا ححابی جلوی چشم دلمون نشه.و این یکی از نشانهای حکمت الاهی در انسانهاست.و اینو بدونیم مدارک دنیوی به هیچ عنوان ظرفیت الاهی ایجاد نمیکنه بلکه فقط وفقط و فقط رعایت تقوای الاهی و تربیت نفس و خواست و اراده و تلاش برای هدایت بشر باعث اعطای ظرفیتهای گوناگون الاهی میشه. در نشر کوشا باشید...یاحق


با سلام و عرض ادب مطلبی رو قلبا احساس میکنم که بر من واجب است بیان کنم.و بسیار بسیار مهم هست و خطابم به انسانهای دین مدار می باشد.عزیزان انسان کمال جو باید مدام خودش رو ارزیابی کند که از لحاظ ایمانی و اخلاقی چه پیشرفتی نسبت به 5سال یا 10سال یا20 سال گذشتش داشت.یکوقت هست یک انسانی رذایل اخلاقی زیادی دار مانند لجاجت یا غرور منیت یا حسادت یا خشم یا عادت بدروغ یا عادت به بدگویی و غیبت یا عادت به تهمت زدن و غیر دار برای چنین فردی اگر توانست باش نفس و روحشو ازین کثیفی ها پاک کنه به ازای هر تعداد و هر درصدی که پاک کرد باش پیشرفت مهمی در مراتب سیر تکامل الاهیش براش محسوب میشه و مهمترین ضریبو در عرش اعلا همین موارد یعنی پاک کردن نفس از رذایل اخلاقی دار.و اگر هر انسانی مدام قبل مرگ خودشو حسابرسی کنه پیشرفت چنین انسانی در سیر تکامل الاهی تصاعدی خواهد بود و حالا که نفسش از رذایل اخلاقی پاک شد یعنی از ضرر خارج شد و حالا باید بره بدنبال سود یعنی سعی برای بالابردن درجات ایمانی و اخلاقی خودش بکنه و هیچ بشری درین امر موفق نمیشه مگر اینکه اول موفق شد باش رذایل اخلاقیشو تا درصد بالایی پاک کرده باشه تا حاظر باش از هر انسانی و حتی از هر موجودی به اذن الاهی یاد بگیر.یعنی در مواقعی ممکن خداوند بواسطه یک بچیه کم سن درس بزرگ الاهی ای رو به ما بفهماند یا حتی بواسطه یک حیوان ممکن درسی الاهی به ما داد شود.و یا موارد بسیار دیگر...و یک انسان کمال جو همیشه بدنبال این بزنگاها هست.و این سیری که بیان کردم باعث میشه تا انسانها بدرجات بالای ایمانی که منجر به درک باطنی میشه برسن.خیلی از انسانها از 15سالگی 20سالگی با ایمان شدن نماز روزه زکات همرو انجام میدادن ولی سالهای سال 40سال 60سال در همون مقطع اولیه و ابتدایی موندن یعنی اصلا طی یک عمر زندگیشون خودشونو محاسبه نکردن و همون رذایل اخلاقی 30سال 40سال پیشو دارن و هیچ سعی ای برای رفعشون نمیکنن و حتی بعضیا کلیم به رذایل اخلاقیشون افزود شد.خوب چنین افرادی دین دار هستن و جزو مومنین محسوب میشن ولی در سطح خودشون و چنین افرادی حتی اگر دکترای دروس دینی هم داشت باشن ولی از لحاظ سطح ایمانی و قرب الاهی اصلا قابل قیاس با انسانی که مدام خودشو حسابرسی میکنه و با تلاش فراوان رذایل اخلاقیشو پاک کرد و حالا در بالا بردن سطح ایمانی و اخلاقیش تلاش فراوان میکنه نیستن و کلا چنین انسانهایی که تلاش درین امر میکنند اگر از لحاظ معیارهای دنیوی دوکلاس هم درس خوند باشن هیچ توفیری در مقام معنوی و قرب الاهیشون ندار.و نزدیکترین انسانها بمقام پیامبران این چنین انسانهایی هستند. برای همین 99 درصد پیامبران الاهی از نظر معیارهای دنیا پرستان در سطح پایین اجتماعی بودن مثلا چوپان یا اهنگر و ازین دست مشاغل داشتن و همشون پیروی آیین پیامبر قبل خوشون بودن ولی هیجا بیان نشد مثلا مقام دینی خاصی مثل آیت للهی قبل پیامبریشون داشت بودن یا دانشمندی بودن نه بلکه اکثرشون بظاهر جزو ساده ترین قشر جامعه از نظر اجتماعی بودن.ولی یقین بدونید قسم جلال یاد میکنم که بهمون دلایلی که بالا نام بردم به مقام قرب عظیم الاهی رسیدن و جزو رسولان و پیام آوران الاهی قرار گرفتن.و دقیقا بخاطر همین امر بود که آن عارف بلله سالک ء لله خمینی کبیر شرط مرجعیت رو برای منصب ولایت فقیه که منصبی الاهی هست برداشت.چون ملاک فقط میزان قرب الهیست که شرایطش رو بالا نام بردم.پس توصیه اکید بخصوص به انسانهای مذهبی دارم که این معیارهای ذهنیشون که خیلیاش باطل و القائی شیطان هست رو دور بریزند.و سعی کنند ازون سطح اولیه ایمانی ارتقاع پیدا کنند البته با همین سطح هم وارد بهشت برین خواهند شد ولی با ورز و چرک زدایی خیلی بیشتری در قیامت و هم در سطح قرب الاهی پایینتری قرار خواهند گرفت.و توصیه اکید میکنم از تعالیم مفهومی که در بزنگاها بخواست الاهی به گوش و چشمشون میرسه سعی کنن بیشترین استفاده و بهررو برای رشد و ارتقاع روحی و معنوی خود ببرند.این درسی بود مهم از سوی برادر کوچکتان.یا حق

شما اینو بدون حقانیت فرشتگان و قرآن برای بنده میلیاردها درصد اثبات شدس.حتی اگر قرآن دارای معجزات فراوان علمی و عددی نبود که در برنامه اندروییدیم به بخشیش اشاره کردم.که اگر برفرض اصلا ایناهم نبودن بازم ذره ای در عقیده بنده به کلامو لله بودن و اعجاز بودن قرآن خللی وارد نمیشد.چون برای اثبات کلام لله و  اعجاز بودن قرآن همین برای من بس است که وقتی استخاره ای میگیرم یعنی مشورتی با خداوند میکنم آیاتی میاد که دقیقا منطبق با درخواست و نیت قلبیم  هست...درضمن  بابهای روزی هم زیاده که شما باید بروید دنبال باز کردن این بابها حالا اگر کسی چنتا باب رو باهم بتون باز کنه یعنی هم نماز شب بخونه هم نمازهای یومیشو اول وقت بخونه هم توجه و محبت زیاد به پدرو مادرش بکنه و هم اهل مراقبه یعنی پاکی و طهارت دائمی یعنی اهل دوری از گناه و رذایل اخلاقی باش.اونوقت دیگ علاوه بر باز شدن دربهای روزی مادی دربهای روزیهای معنوی فراوانی هم بر او باز خواهند شد..و بابهای دیگری هم هست.مثلا حتی پاک کردن کامل ضرف غذاتونم آثاری دارد و بر میزان گشایش بابهایی که عرض کردم موثر هست.و اینکه گفتید فلان شخص گفت مگر قرار در دنیا مدام آزمون بشیم.عرض کنم که بله دنیا لحظه به لحظش میتونه آزمون باش. و این تعبیر بندرو همیشه آویزه گوشتون داشت باشید که در دنیا هرجا حقه انتخاب داشتی اون میتونه آزمونی باش برات.البته با سطوح و نمرات و ضریب مختلف.حتی یک تصمیم ساده.مثلا هم همسرت هم مادرت کارت دارن و خودتم یک کار واجب داری همون زمان.حالا آزمونت اینک بین حق و حقتر اولویت بندی کنی.و همین نمره برات دار.یا مثلا طرف داروخونه دار هم میتونه ماسگاشو احتکار کنه هم میتونه با قیمت بالا بد هم با قیمت منصفانه هم رایگان.همین اختیار یعنی آزمون.و در 99 درصد کارها همیشه حق انتخاب داریم.عین گزینهای تست کنکور و هرچی گزینهای صحیحتری رو انتخاب کنیم در آخر عمر نمره معدل بالاتری میگیریم.و معدل ما نشان دهنده همون درجه تقوای ماست.و مفهوم تقوی یعنی عمل به تمام واجبات و خاستهای خداوند و دوری از تمام نافرمانی های خداوند.و میانگین همشون باهم مساوی میزان درجه تقوای هر انسان میشه.و اینو بدونید برای امتحانات چه دنیوی چه الهی تعداد و سطح امتحانات متناسب با عظمت و کیفیت پاداشی هست که بهمون قرار داده بشه.بطور مثال انسانی که برای المپیک خودشو دار آماد میکنه از همون روز اول بمدت 4سال باید هرروز چندین ساعت پرفشار تلاش کنه.چون جایزه ای که قرار بهش بدن با ارزش ترین و پر افتخارترین جایزه ورزشی دنیاست.. و جایزه امتحانات الهی هم مهمترین و والاترینش رضایت الهی هست که منجر بدرجات عالیه قرب الهی میشه.و بعدش با مرتبه پایینتر زندگی ابدی در بهشت برین هست.و همون جایزه کوچکشم یعنی زندگی ابدی در بهشت خودش به اندازه 80سال امتحان که هیچ بلکه به اندازه 8هزار سال امتحان دادن هم میرزه...چون جایزش ابدی هست...و میدونی قضیه بعضیا چی؟مثل  یک شاگرد تنبل که هی دوست دارن بقیرو هم مثل خودش از درس و امتحان بندازه و اغفال کنه.ولی یک شاگرد کمی زرنگتر که دلسوزم باش سعی میکنه بقیرو هم در مسیری که خودش رفته قرار بد و تشویق و راهنماییشون کنه که نمره بهتری بتونن بگیرن...یاحق

با سلام و عرض ادب.در عجبم از عزیزانی که از نشر مباحث سایتم این لقمه آماده و پوسکنده غفلت میکنند.بخشی از مراتب الهی که برای بنده حقیر حاصل شد از انجام و نشر مباحث مفهومیم بود.و قبلا تو مباحثم گفتم شما یک وقت یک  انسانی که اهل خدایی شدن هست رو سعی می کنید موعظه و هدایتش کنید و مفهومات الهی رو بر قلبش تثبیت کنید.این کار هم اجرش بالاست ولی اجر عظما برای شما وقتی حاصل میش که انسانی که تو باغ نیست و اهل موعظه شنیدن و رفع نیازهای روحیش نیست رو بسمتش بری و سعی کنی هدایتش کنی.چون اون انسان نوع اول اگر پای محول شما اون مطالب حق رو نشنوه خودش میر در یک محول دیگ میشنوه و بگوشش میرسه.ولی انسان نوع دوم نه...مثالش همین دکترها و پرستاران عزیز هستن که عجر عظیمی دارند ولی اعجر عظیمتری هم میتونند ببرند اونم وقتی که مثلا در یک روستا یا شهر کوچکه دور افتاده عده ای خدایی نکرد کورنا بگیرند یا هر مریضی دیگری و اون مریضان نتونند بدلایل مختلف برای درمان به مراکز مربوطه مراجعه کنند.و اونوقت اون پزشگان و پرستاران رایگان و بقصد قرب الهی بروند برای رسیدگی کردن به اون عزیزان...و هم چون این سایتمو به هدف قرب الهی و زمینه سازی قلوب برای ظهور طراحی کردم.احساس عمیق قلبی میکنم که سایتم مزین شده به نور چشمان مبارک انسان کامل یعنی بقی تلله الاعظم مهدی فاطمه ارواحنا فدا.پس حقیقتا سایت مبارکیست.و اینو بدونید عزیزان من اگر با بیان و تفهیم مفاهیم الهی حتی یکنفرو اونم فقط یکدرجه و یکدرصد بتونید قلبشو بلرزونید اجری براتون دارد پیامبر گونه که قابل وصف نیست و شاید لطف خداوند شامل شود و جزو خدایی شدگان محسوب شوید.دیگ چه برسه قلوب بیشتری رو اونم از یک درصد بیشتر بتونید هدایت کنید.آنوقت مراتبی رو درک خواهید کرد که دیگران کمتر درک کردن.ولی باید مراقب باشیم خدایی نکرد یکوقت با گناه و رذایل اخلاقی مثل دروغ غیبت تهمت ووو اجرامونو پاک یا به پروند دیگران منتقل نکنیم.و حقیقتا کپی ثوابهامون یعنی شریک کردنشون عالیه یعنی هم تو پروند خودمون باش هم به پروند دیگران منتقل کنیم که این کار با نشر مباحث الهی میتونه حاصل بشه. ولی با گناه دکمه کات زد میش نه کپی و کل ثوابها محو یا منتقل میشه.و پرونده ما خالی میش.پس اگر میخایم از لحاظ روحی رشد کنیم.و مراتب قرب الهی رو بتونیم قدم بقدم طی کنیم و درجا نزنیم.باید مراقب باشیم عابر بانک نباشیم.چون عابر بانکارو هی مخزنشو پر میکنند ولی دوسه روز بعد همش خالی میشه.یعنی هی ثواب میاد تو پروند اعمال ولی جوهرش خشک نشد و تثبیت نشد خدایی نکرد نباید باعث بشیم که منتقل یا پاک بشن.و کمکم این نور اعمال نیک در صورت تثبیت روح مارو جلا میدن و قیمتی تر میکنند و مراتبهای قرب الهی بالاتر هی حاصل میشه...یاحق

 
 

خاهر من در حدیث مَن عَمِلَ بِما یَعلَمُ وَرَّثَهُ (عَلَّمَه) اللهُ عِلمَ ما لَم یَعلَم؛ ( اگر انسان به همان چیزهایی که می داند عمل کند اگر نیازمند راهنمایی باشد خداوند متعال خودش راهنمای او میگردد و خودش انسان را رشد میدهد)منظور پیامبر از آنچه میدانید یعنی هر آنچه فراگرفتید و هر آنچه فطرتن میفهمید که درست هست رو انجام بدید.یعنی انسانها بی دین هم باشن میفهمن غیبت تهمت حرف رکیک دروغ و تمام رذایل اخلاقی و دزدی و... زشت و نکوهیدس و نیکی و خیرات خوب.یا کامل خود انسان میفهمه با پوشش نامناسب روی روحیات انسانهای دیگر تاثیر میزار و تحریک میکنه.و به تعقل و طهارت ذهنی و قلبی انسانهای دیگه هجوم میبر.چون با پوشش نامناسبه تنگ و کوتاه و نیمبند تمام برجستگی های بدنشو نمایان و باعث تحریک غرایز جنسی در اطرافیانش میش و انسانهای دیگ درون زمان و مکان شاید نخوان حیوانی ترین قواشون تحریک بشه چون تحریک آن قوا در وجود انسان مساوی با افول عقل یعنی کاهش شدید تمرکز و قدرت تفکر و هم باعث کاهش توجهات الهی و دریافتهای الهی انسانهای اطرافش میشه.و حقیقتا گناه بسیار عظیمست.و اگر انسان فرزند داشت باش نمیزار با اون پوشش بگرد مثل همون پدر سیگاری که نمیزار بچش سیگار بکشه یا در مستندها هست که افراد میگن میفهمیم که ذات فطریمون بسمت محاول لهو لعب گرایشی ندار و کامل میفهمیم کارمون اشتباه و باطل و خواست شیطانی هست.ولی بخاطر تمایلات نفسانی از سر عادت گرایش داریم و میشود گفت99درصد خبط و معاصی که انسانها انجام میدنرو باطل و اشتباه بودنشون رو میدونن میفهمن و فطرتن درک میکنن و میدونن دارن به روح و جسمشون ضرر میزنن.و مانع تعالی روحیشون میشن ولی بازم انجام میدن.و اصلا اگر انسان واقعا اشتباه و گناه بودن کاریرو ندونه و نفهمه انجام اون گناه و خبط اگر حتی بالاترین گناه هم باش به پاش حساب نمیشه... که این حالت خیلی نادر پیش میاد.و یقینا اگر آنچه که میدونیم رو عمل کنیم بخواست الهی کم کم مراتب الهی دیگر هم برامون حاصل میشه.مثل توفیق نماز اول وقت و توفیق نماز شب و بیداری در سحرها و در مراتب بالاتر تلنگر و هدایت فرشتگان و... یاحق

عزیز من اینو بدون ملاک اصلی در رسیدگی به اعمال مون در قیامت اول انجام وظایف اصلی مون در دنیا هست.و وظیفه اصلی تمام انسانها در دنیا بدون استثنا خدایی شدن یعنی تربیت و طهارت نفس هست که با دوری از گناه و اجتناب از الوده شدن نفس به رذایل اخلاقی و در صورت آلوده شدن پاک کردن اون رذایل حاصل میشه.این وظایف اصلی هر انسانی در دنیاست و تمام اعمال دیگه ما وظایف فرعی و ابزار الهی محسوب میشن.و تمام واجبات شرعی مثل نماز و روزه زکات و غیره حداقل ابزار مورد نیاز ما برای جذب کمک الهی برای درست انجام دادن وظایف اصلی انسانها که بالا نام بردم هست.و نکته اینجاست اگر انسانی علاوه بر واجبات یعنی حداقل ابزار سالهای سال از ابزار حداکثری یعنی مستحبات زیادی هم انجام بد ولی بازم ازین ابزار قوی برای درست انجام دادن کامل وظایف اصلی وجودیش یعنی تربیت و طهارت نفس نتونسته استفاده کنه باید بدنبال بالا بردن سطح کیفیت یعنی بیشتر خدایی کردن نیاتش باش.یا حق

برادر من در طول زندگی انسان هم القا برای گمراهی توسط شیاطین وجود دار.و هم القا و هدایت توسط فرشتگان.اگر وجود القا شیاطین رو میخاید درک کنی خودتو تطهیر کن و موقع نماز واجب به نماز به ایست آنی که نمازو شروع میکنی می بینی هجمه شدید افکار میاد تو ذهنت و انگار تصمیم تمام امورات زندگیتو تو نماز میخای بگیری.و همینکه نمازت تموم میشه تمام افکار و خاطرات تو نماز از ذهنت پاک میشه.خوب میدونی این مشغول کردن ذهن انسان تو نماز کار کی؟شیاطین..این القا شیاطین هست.چون شیاطین میدانند حتی یک رکعت نماز با خلوص و توجه الاهی چه آثار عظیم دنیوی و اخروی برای انسان به همراه میار.و همین القا شدید شیاطین در نماز نشانه حق بودن و عظیم بودن و موثر بودن نماز این ذکر عظیم الاهیست.و هرهرچی تسلط نفسانی و مراتب ایمانی بیاد بالاتر انسان خدایی تر میشه و این القائات شیاطین کم اثرتر میشه.و بجاش تاثیر القا فرشتگان در زندگیت و تعدادشون به وفور بیشتر میشه.و اگر تلاش برای قرب الاهیت تداوم داشت باش که 4شرطشو قبلا بیان کردم فرشتگان حظورشون برای هدایت و یاری کردنت رو بهت به کرار میفهمونند..و القا چه شیاطین چه فرشتگان فقط فقط بمانند توصیه منفی و مثبت هست و تصمیم گیر و اراده کننده خود انسانه.یاحق

خاهر گلم نیاز به استمرار هست و اینکه نماز شب رو بهدف آثارش نباید خوند بلکه بهدف قرب الهی باید خوند شود و بعد اثارشم کمکم حاصل میش.درضمن خاهر خوبم سعی کنید خوندن نماز شب رو با نماز شب مختصر شروع کنید تا با اشتیاق برای نماز شب پاشید و حتی دوازده شب به بعد هم میتونید بخونید و بخوابید من روش نمازشب مختصر رو تو پروفایل تلگرامم نوشتم و همون شفع و وتر کافی دعای دست طولانی هم نمیخاد.بعد حدود یکسال دوسال که هرشب نماز شب مختصرو خوندید و وجودتون با نماز شب اجین شد بعد کمکم مراتب بالاتر براتون حاصل میشه و کل یازده رکعتو با اشتیاق خواهید خوند و دعاهای دست کاملتری خواهید خوند.و یکساعت قبل اذون صبح با اشتیاق بیدار خواهید شد.پس از روش ساده باید شروع کنید تا اشتیاق در وجودتون ایجاد بشه این خیلی مهمه و نماز شب از روی فشار و کسالت زیاد کیفیت ندار.حتی تو مباحثم به افراد غیر مسلمان و دیگران این توصیرو میکنم سعی کنن صبحا حدود 4صبح پاشن و با خداوند رازو نیاز کنن.و فرق دعا و رازونیاز سحری با وقتای دیگیه روز مثله فرق هوای پاکو تمیز در یک جنگل سرسبزه کنار رودخانه و آبشار روان با هوای داخل شهرها هست.و هم بدن انسان جوری طراحی شد که از ساعت حدود 10 شب تعمیرات و بازیابی درونیش شروع میشه.و حدود ساعت 4صبح نزدیک اذون صبح اون روغن کاری و بازیابی تمام سلولها و اعضای بدن کبد روده معده کلیه قلب مغز پوست ووو تموم میشه و آماده و محیا برای بهترین عملکرد خودشون برای تایم فعالیت روزانه خود هستن. و دقیقا همون تایم نزدیک اذان صبح هست که بهترین تایم بازیایی و احیای روحی انسان هست و همونطور که گفتم آثار و روزیها و قابلیت سطح رشدی درون ساعات برای روح انسان محیا هست که در ساعات دیگر نیست.پس اگر پزشکید معلمید روحانی هستید ووو بهترین توصیه و درسی که در جلساتتون میتونید داشته باشید اینکه به دوستان و شاگردانتون بگید اگر خیر دنیا و آخرتو میخان و ارتباط و توجه ملکوتیان رو میخان برنامه روزانشونو جوری تنظیم کنند که حدود ساعت 10 شب بخوابن و حدود4صبح پاشند.فقط حدود 5درصد مردم مجبورن بخاطر کارشون 10شب ببعد بیدار باشن...و درباره انگشتر ازم سوال میشه که توصیه به انگشتر حرز امام جواد علیه سلام آن ولی اعظم الهی آن امام همام که سرو جانم بفدایشان باد میکنم.بنده خودم حدود 10ساله دستم میکنم.و بسیار بسیار سفارش میکنم چون آثار بسیار عظیمی دارد.و بدانید که شیاطین ازین توصیم بشدت خشمگین شدن...یا حق

با سلام و عرض ادب طبق وظیفم بحث بسیار بسیار مهمی درباره ولایت داشتم.که صلاح دونستم گزیده ایشو منتشر کنم و توصیه به مطالعه دقیق و نشر حداکثری دارم... برادر من اون نواب اربعه زمینه ساز غیبت حضرت بودن و افرادی هم عقلا باید زمینه ساز ظهور حضرت باشند.چون همانطور که زمینه سازی غیبت نیار به واسطه ها و نوابی داشت پس بشدت عقل تایید میکنه ظهور حضرت هم که بمراتب مراتبش از غیبت مهمتر و حساس تر و پیچیده تر هست هم واسطها و نواب زمینه سازی میخاد که چون بمراتب کار سخت تریست نواب زمینه ساز ظهور باید مقام الاهی و قربی و توسلی و توکلی بسیار بالاتری هم داشت باشند.مخصوصا اون نوابی که دارن مراحل نهایی زمینه سازی ظهور رو انجام میدن.و چون بر مبنای سنت الاهی این عالم عالم  ابزار و واسطه هست پس تا شیعه به قدرت لازم و کافی برای حفاظت از جانه ولی اعظم الاهی حجت خدا قائم آل محمد نرسد حضرت ظهور نخواهند کرد.وگرنه این حجت خداهم بمانند بقیه حجتهای الاهی توسط شیاطین انسی سریعا شهید خواهند شد.بند سرهمین قضیه با افراد زیادی بحث کردم ولی هیچ پاسخی در جواب استدلالم نداشتن.و همون حجت عقل بر شما کافیست ولی از رد کنندگانش در اخرت بدون شک سوال میشود که مگر عقل شما که اولین و بالاترین پیامبر هست این امر رو تایید نمیکرد.و اونوقت هیچ جوابی ندارند و این حرف شما درباره نیابت امام زمان عج عینن مثل همون بهونهای واهی و دور از عقل  سنیان تندرو هست که میگویند منظور از ایه تطهیر زنان پیامبر هست نه پنج تن.که باید بهشون گفت خود فقهای اهل سنت اظهار کردن چون بعد نزول این آیه از بعضیاشون خبطهایی  سر زده پس این آیه تطهیر شامل زنان پیامبر نمیشه.و این آیه نیاز به تفسیر ایه به آیه دار که با آیات مباهله و آیات ولایت تفسیر میشود.یا مثل کسانی که میگویند اگر 12 امام از جانب خداوندن چرا اسمشون کامل تو قران نیومد(باید بهشون گفت مغرضها مگر اسم کل 124هزار پیامبر تو قران اومد که اسم 12 امام کامل بیاد ولی اشارات فراوانی شد و حتی در انجیل هم به وجود مبارکشان اشاراتی شد.و بنده دلایل عقلیشو بطور مفهومی در سایتم بیان کردم)یا اینکه سنی های تند رو و وهابیت میگن مادر حضرت مهدی عج باردار نشد.در حالی که پر واضح هست که مادر حضرت ظواهر بارداری در وجودشون اگر به اندازه کمی هم بروز میکرد شیاطین انسی مادر و فرزند رو باهم آنن بشهادت میرساندند.همانطور که فرعون بخاطر کشتن حضرت موسی ع تمام زنانی که باردار بودن رو با بچهای در شکمشان قتلو آم کرد.پس اراده الاهی برین بود که ظواهر بارداری نداشت باشند.یا مثل افرادی هستید که میگفتن ای محمد تو اگر پیامبری معجزه ای بیاور که درین بار مفصل تو سایتم درباره معجزات علمی و عددی قرآن صحبت کردم که بالاترین اعجازه.چون اعجاز پیامبران قبل پیامبر خاتم  معجزات آنی بود و فقط برای مردم همون نسل و همون اطراف قابل رویت و درک بود و نسلای بعد فقط درباش میشنون که پیامبرشون مرده زنده میکرد یا عصا اژدها میکرد.ولی هیچوقت اون معجزرو لمس و درک نمیکنن ولی معجزه پیامبر خاتم باید اعجازی باشه که چون پیامبری دیگ بعدشون نمیاد اعجاز حضرت نباید فقط لحظه ای و مختص به زمان خاصی باشه.بلکه تا آخرو زمان برای همیه انسانهای عالم باید قابل رویت و درک باش.و پس قرآن کریم بر پیامبر خاتم نازل شد که بالاترین اعجاز علمی و عددی رو در خودش دار و تا ابد اعجازش برای بشر قابل درک...و  در تمام این موارد که بالا نام بردم با کمک گرفتن از حجت و پیامبر درون یعنی عقل انسانها به حق میرسند و گمراه نمیشوند که درباره نواب زمینه ساز ظهور هم این امر صدق میکند.و حرف شمام درباره نیابت امام زمان عج دقیقا از همون جنس بهونهای دور از عقل و سخیف کفار و وهابیان هست..و نواب 4گانه هم که میفرمایید اینطور نبود که النی بین مردم راحت بچرخن چون حکومت و شیاطین انسی پیداشون میکردن انن و گردنشون زد میشد.نواب زمینه ساز ظهورم همینه و اگر نامی مستقیم ازشون برد میشد در تاریخ قبل زاییده شدن هرکدومشون,شیاطین انسی از هفت نسل قبلشون همرو مقطوع النسل میکردن.ولی القابی مثل سید خراسانی و موارد دیگر بطور غیر مستقیم نام برد شد....درضمن تمام پیامبران بغیر از حضرت عیسی ع که بدون پدر بودن بقیه پیامبران حتی حضرت محمد ص از اول که پیامبر و معصوم خلق نشدن.بلکه پیامبران بعد30 تا 50سال  بعلت تقوای الاهی بالا و حسابرسی و رسیدگی به اعمال خود و کنترل نفسانی بالایی که داشتن به مقام رسالت و پیام آوری مبعوث میشدن.و بدون شک اگر سطح بشر هنوز بحدی نرسید بود که از پیام آوری الاهی بی نیاز بشه.حضرت آقا درین زمان اولین انسانی بود که لباس نبوت بر تنش پوشاند میشد.درباره نایب هم انگار شما معنی نایب رو نمیدونید نایب درین برحه زمانی یعنی زمینه ساز ظهور و حضرت آقا جزوه نواب زمینه ساز ظهور هستند و انشالله اخریش باشند و خودشون پرچمو بدست صاحب اصلیش ولی عصر ارواحنا فدا تحویل بدهند...بعدم نمیدونم چرا هروقت اسم نیابت مقام معظم رهبری رو بیان میکنم انسانهای امثال شما فکر میکنن هیچکس دیگ نمیتونه به مقام عصمت و مقامی در حد پیامبران نزدیک بشه.و یا به مقام نیابت امام زمان برسه و غیرممکن میدونید!!!! البته علتش چیزی جز القاع شیاطین نیست.تا دیگ بشری سعی نکنه به سمت انسان کامل شدن حرکت کنه.درحالی که برای باطل کردن این حربه شیطان احادیث قدسی بسیاری بیان شد که خداوند به پیامبران میفرماید فلان بندم به دلیل فلان اعمالش مقام و قرب الاهیش به مانند تویه پیامبرم هست.ما همین الان ممکن در روی کره زمین دها و صدها انسان داشت باشیم که به علت کنترل نفسانی و حسابرسی مدامی که اعمال خودشون رو میکنن و به علت توجه الاهی بالایی که دارن مقام قربشون نزدیک و یا هم سطح با بسیاری از پیامبران الاهی باشد.ولی چون دیگ انسانی از جانب خداوند به مقام پیامبری نخواهد رسید دیگ اون افراد هم این منصب الاهی بهشون داد نمیش.ولی درون سطح هستند.بطور مثال دها سرلشگر ممکن لیاقت فرماند ارتش شدن رو داشت باشن ولی این منصب فقط به یک نفر میتونه داد بشه.و این دلیل نمیشه که بقیشون درون سطح نبودن..و درباره عصمت هم همینه اگر هر انسان بتونه درجه کنترل نفسانی و تقوای الهیشو از یک حدی بالاتر ببره و 40سال 50سال خودشو و اعمالشو حسابرسی کنه بعد دیگ به لطف الاهی تا حد بالایی از رجس و بدی مسون خواهد شد... بطور مثال شما40سال سعی کن اصلا گناه غیبت رو انجام ندی. من بهت قول میدم شما بعد چهل سال دیگ درین مورد غیبت تا اخر عمر از وسوسه نفس و شیاطین تا حد بالایی مصون خواهید بود.یعنی به درجه ای از عصمت درون مورد میرسید.و اگر یکوقت هم بخاد از دستت در بره فرشتگان مراقب به طرقی بهت میفهمانند مثلا ممکن یکهو در موقعگفتن یک جمله ای حس کنی بدنت دار گور میگیر.که یعنی تلنگریست که داری بیراه میری.و اگر بجای یک گناه از دها گناه سعی کنی نفستو پاک نگر داری بعد حدود چهل سال درجه عصمتت خیلی بالاتر خواهد بود و نمونه این انسانهای والا فراوانند که با توجه دائمی و عمیق الاهی و با کنترل و حسابرسی نفسانی بعد چند دهه زندگی به درجاتی از عصمت و قرب بالای الاهی رسیدند بمانند شاه آبادی ها بحجتها نخودکیها خیاطها طباطبایی ها و هم تمام نواب زمینه ساز ظهور و انسانهای فراوان دیگر... در نشر بسیار کوشا باشید.یاحق

با سلام و عرض ادب بحث بسیار مهمی داشتم که پرسید بودند خداوند خودش در قران گفت هرکی رو میخاهد هدایت میکنه هرکی رو هم می خاهد گمراه میکنه پس مارو خود خداوند گمراه کرد.و اگر عزیزانی این سوالو دارن به پاسخ بنده خوب توجه کنند...اول چنتا نکته خاهر من عرض کنم.نکته اول کسی تا لیاقت و تلاش برای طی کردن مسیر حق از خودش نشون ند هدایت نمیشه کسی هم تا بی لیاقتی و تلاش برای طی کردن مسیر باطل از خودش نشون ند گمراه نمیشه.نکته دوم اتفاقا اگر برای امتحان ما به اراده الاهی یک شیطونک آزاد گذاشت شد ازون ورش هم به خواست الاهی دها فرشته الاهی برای هر انسانی فرستاد شدن تا اون رو در طی کردن مسیر تکامل الاهیش یاری کنند.پس هیچ جای بهانه ای نیست.و حالا میزان تاثیر ما از وسوسه اون شیطان یا درک وجود و استفاد از هدایت آن فرشتگان بستگی به میزان ایمان و تقوا و یقین الاهی ما دارد.که هر روز و مدام باهاشون در ارتباط باشیم یا هر چندسال یکبار!! و نکته سوم اینکه خاهر من این عالم کاملا نظام مند و هوشمند هست بمانند بدنه خود انسان که بطور مثال شما چه بخای چه نخای کلیه و قلب و همه اعضای بدنتون بر مبنای برنامه نویسی الاهی که از قبل انجام شد بطور هوشمند کار خودشونو انجام میدن و وقتی بطور مثال بشما بگن اگر در زندگیت از فلان راه بری در مسیرت کلی چاله و چاه و تله بر مبنای برنامه ریزی الاهی از قبل کند شد و حتما به مشگل میخورید.ولی اگر ازین راه دیگ برید نه.ولی شما از همون راهی که پیامبران و اولیای الاهی ازت نهیش کردن میری حالا تله اونجا در طی مسیر از قبل قرار داد شد نه برای شما بلکه برای هر کسی که راه گمراهی و باطلو انتخاب میکنه و با اختیار ازین مسیر میخاد عبور کنه..خوب حالا وقتی انسانی به انجام کارهای خطا و گناهاش اصرار می ورزه و لجاجت میکنه یعنی به طی کردن مسیر باطل ادامه مید و دیگران رو هم به اون کارها و وارد شدن به این مسیر تشویق میکنه و چنین انسانی بدون شک میفته تو چالها و چاها و تلهای مسیر گمراهی و درون مسیر بخاطر لجاجتش برای همیشه موندگار خواهد شد.پس این چاله ها و چاها که به اراده الاهی ایجاد شد بقصد فرد خاصی ایجاد نشد بلکه برای هرکسی که راه باطل رو انتخاب کنه و در طی کردن این مسیر لجاجت کنه ایجاد شد.امیدوارم به حول قوه الاهی به بهترین نحو حق مطلب رو ادا کرد باشم.یا حق

با سلام و عرض ادب عزیزانی میپرسند شما چرا انقدر وقت و انرژی میزاری و ساعتها و روزها بحث میکنی و میپرسند چه ثمره ای برات دار و تعجب میکنن چطور انقدر با یقین و تاکید در اکثر موارد در مباحثم صحبت میکنم.و الان در پاسخشون آنچه بیان میکنم فقط بخاطر رضای الاهیست تا انسانهای بیشتری قدم درین راه مبارک بگذارند.و در پاسخ باید عرض کنم انسانی که واقعا نیت و اراده راسخ  کند که در مسیر نشر و تفهیم حق و آموزهای الاهی قدم بردارد به اذن الاهی تمام پیش نیازهای لازم دنیوی و معنوی بهش داد میشه.و این سنت الاهیست.و کیفیتش بستگی به میزان درجه ایمان هر انسانی دارد.و پیشنیازهای دنیویش یعنی هم استعداد لازم بهش عطا میش و هم پیش نیازهای معنوی  یعنی حکمت و بصیرت لازم هم بهش داد میشه.و بند کمترین حدود ده ساله سایتم فعال و بیش از ده سال در حال انجام مباحث مفهومی در شاخهای مختلف سیاسی دینی عقیدتی اخلاقی عرفانی و غیر هستم و درین سالها مرتب بارهای بار  شده و بسیار زیاد برام اتفاق افتاد که بعد انتشار مباحثم خداوند بطرق مختلف بهم فهموند که مبحثم حقه( این مطلبو با چشم اشکان دارم مینویسم چون وقتی عظمت الاهی رو حس میکنم اشکام جاری میشه) حالا چطور. بارها شد درباری مبحثی دارم بحث میکنم یا تموم شد و میخام منتشر کنم یا کردم و بلافاصله یا در فاصله بسیار کمی وقتی شبکه قران یا شبکات دیگرو میگیرم یا یک پیج صفحه مجازی باز میکنم بقران قسم دقیقا میبینم اون شخصی که دارم فیلمشو میبینم که فیلمای کوتاه یکدقیقه ای هست دقیقا داره اشاره واضح به همون مبحث من میکنه!خیلی مواقع هم حضرت اقا فیلمش میاد جلوم که بقران قسم می بینم دقیقا یک جمله اساسی از مباحثم که چند ساعت قبل بحث کردم یا نشر دادم عینن تو کلام اقا گفت میش یا دقیقا اون کلیپ چند ثانیه ای از صحبتای حضرت آقا که میاد جلوم میبینم عجب! دقیقا موضوعش دقیقا درباری بحث چندساعت پیش منه.یعنی بارها شد خداوند بوسیله کلام مقام معظم رهبری حقانیت مباحثم رو بهم فهموندن و رضایت خداوند رو کامل درک کردم.بخاطر همینه که علاقه و تعصب و فهم عجیبی از حضرت آقا مقام معظم رهبری دارم چون خداوند بوسیله ایشان بارهای بار حقانیت مباحثم رو بهم فهموندن.یا درباری آیه ای از قرآن دارم بحث میکنم و وقتی تلویزیون رو میگیرم یا وارد شبکات مجازی میشم میبینم همون آیه عینن میاد جلوم یا دار خوند میشه و از این دست توجهات و  هدایتها بسیار زیاد و مرتب اتفاق میفتند بطوری که کامل هدایت و نظارت ذات اقدس الاهی برام قابل درک هست و این توجهات و هدایتهای الاهی باعث میشه در این مسیر مطمئن و راسخ قدم بردارم.و حقیقتا وقت گذاشتن برای نشر مفاهیم الاهی در تمام ابعاد آثار عظیم روحی و عجیب هدایتی بدنبال دار بطوری که کاملا توجه خاص خداوند بخود رو احساس میکنید.پس به همیه دوستان و عزیزان توصیه میکنم با توکل و توجه به ذات اقدس الاهی درین مسیر نورانی وارد شوند...یک سوال دیگم که درین چند وقت بارها ازم پرسید شدرو هم همینجا جواب میدم و اون اینکه میپرسند مظهر اقتدار ایران چیه که میگید دار اوج میگیر.در جوابشان باید عرض کنم که بعد نشر مبحثم درباری فرا رسیدن زمان اوج گرفتن ایران زمین بفاصله کمتر از 24ساعت سربازان رشید و مومن ایران زمین دوتا کشتی انگلیسی رو گرفتن و پرچمشو پایین کشیدن.میدونید این کار یعنی چی؟یعنی بت شکنی و خورد کردن ابحت پوشالی بت قدرت و ثروت جهان.یعنی اینکه بریتانیای ناکبیر پیر و آمریکای پوشالی که بظاهر قدرتمندترین و بزرگ ترین اقتصاد جهان و هم بظاهر قدرتمند ترین و بزرگترین ارتش جهانو دار  که اینا باعث میشه هیچ کشوری در جهان حتی چین و روسیه و هیچ کشور دیگه ای حتی جرعت نمیکنن به یک سرباز امریکایی تو بگن و جرعت کمترین برخورد نظامی و النی با آمریکا و متحد اصلیش یعنی انگلیس رو ندارن.بعد ایران مقتدر چندسال قبل سربازهای امریکایی رو در آبهای کشورمون میگیر و دودست پشت سر و زانو زد میشونشون بطوری که از زور ترس سربازای قدرتمند ترین ارتش پوشالی جهان اشکاشون جاری میشه و از ترس خودشونو خیس میکنن و هم ایران النن پیشرفته ترین و گرون قیمت ترین پهباد آمریکارو میزنه و فیلمشو منتشر میکنه و هم با کمال جرعت و قدرت دوتا کشتی مهمترین و قویترین متحد آمریکارو تصرف میکنه.و میدونید اهمیت مهم این قضایا کجاست.اونجاست که بدونید در زمان تمام طاغوتهای عالم بمانند فرعونها نمرودها قیصرها و بقیشون فقط برگزیدگان الاهی یعنی پیامبران الهی و اصحاب واقعیشون برای رضای الهی جرأت ایستادگی و برخورد با قدرت پوشالی طاغوتها رو داشتند و جلویه طاغوتها قد الم میکردند.و این جرأت از ایمان راسخشون نشأت میگرفت.که در قرآن بصراحت داستانهاشون بیان شد...و الان کاملا هویدا شد که تنها رهبر عالم و ملتی که بمانند روش پیامبران و پیروانشان جرعت ایستادگی در برابر طاغوتها رو دارد این سید عظیم شان و پیروانش هستن یعنی کاملا مسلک و عمل مقام معظم رهبری این سید عظیم شأن عینا روش و عمل پیامبران و اولیا اعظم الاهیست.و منشا الهی دارد.و  در طول تاریخ همیشه افرادی بودند که بدلیل قلب و سیرت پاکشون اولیای اعظم الاهی رو با دیدن و در کنارشون بودن میشناختند ولی کسانی بودند که باید نشانهای حداقلی رو میدیدند و درک میکردن تا بشناسند و ایمان بیاورند و گروهی هم هستند که حتی با بزرگترین نشانهای الاهی یعنی با مرده زنده کردن یا عصا اژدها کردن هم ایمان نمیاورند امیدوارم هیچ کدوم از مردم ایران جزو دسته سوم نباشند چون این دسته بد فرجامی دارند.و به عزیزان بر مبنای جهت فشار شیاطین و بر مبنای مقتضیات زمانی اول مطالعه و نشر مباحثم در دو بخش استکبار جهانی و ذات اقدس الهی رو توصیه میکنم و بعد بخشهای دیگر رو .یاحق

با سلام و عرض ادب بر خودم واجب میدونم خلاصه مهمی از مباحثم درباری توطئه و نیرنگهای اخیر شیاطین رو منتشر کنم.دقیق مطالعه کنید و در نشر آن کوشا باشید.شما برو تو اروپا بقول خودتون مهد دموکراسی و آزادی و یک پلاکارد توهین آمیز به پاپ دستت بگیر اونوقت چنان بلایی سرت میارن که دعا میکردی اصلا خلق نمیشیدی.یا حتی برید تو انگلیس  یک توهین به ملکشون رو پلاکارد بنویسید اونموقع بلایی سرتون میارن که ارزوی مرگ کنید.کلا در اونجام قانون دموکراسی و آزادیه مندراوردی خودشون شامل توهین به مقدسات و هویتهای مذهبی نمیشه.اونجا جایگاه ملکرو هم عین پاپ خدایی و مقدس میدونن.ولی شما تو خود همین ایران چنتا از همین پوقچیهای استکبار مثل نوری زاد(تاریکی زاد) و زشت کلام و تبرزنی و خیلیای دیگ دارن النن در ایران به ولایت فقیه بی احترامی و توهین میکنن ولی صاف صاف دارن میچرخن.خوب یک سوال؟ آیا اگر قرار به حذف فیزیکی بود کشتن اینا کمتر هیاهو میکرد یا کسی که تو زندان؟ بدون شک کشتن اینا.چون میشه بطور حرفه ای بطور طبیعی بطرق مختلف مثله تصادف یا مریضی بیولوژیکی بطور طبیعی اینارو حذفشون کرد و هیچ هیاهویی هم نمیشه چون میگن مرگ طبیعی داشت مثل صدها نفر که در روز بر اثر تصادف یا بیماری های مختلف میمیرن.ولی حتی نیروهای انقلابی این کارو نسبت به اینا که کلی ادم برضد نظام تربیت میکنند نمی کنند بعد بیان فلان کسرو بجرم توهین به ولایت فقیه تو زندان به بدترین وجه ممکن بکشند تا هیاهوی عظیمی بپا بشه و همه عالم خبر دار بشه اونم دقیقا تو همون روزایی که ترامپ برای مقام معظم رهبری نامه فرستاد و همه حواسهای دنیا معطوف بسمت رهبری و ولایت فقیه هست...خوب حتما با توضیحات مفهومی من متوجه شدید چه بازی کثیفی نفوذیها و خود فروختهای استکبار این شیاطین اعظم انجام دادند تا باعث خطچه دار کردن این جایگاه الهی شوند و باعث فریب انسانهای کم بصیرت و کوته بین شوند.و این رو بدانید و بدانید و بدانید که هیچ بشر غیر معصومی به اندازه این سید عظیم شأن سید علی خامنه ای وجودش و کلامش نزدیکتر به ذات اقدس الاهی نیست و بغیر از امام معصوم بر همه ولایت دارد..و اگر درجات عرفان یعنی حجابهای قلبی را ده تا بدونیم.اگر حتی اولین پرده و حجاب باطن عالم از قلب هر انسانی کنار رفته باش یعنی وارد اولین مرحله عرفان حقیقی یعنی دکترین ایمان شد باش در همون مرحله اوله درک باطنی حقانیت این سید عظیم شأن سید علی خامنه ای (دامت براکاتو) و مقام ولایت عظمای ایشان رو بر آن انسان میفهمانند و کاملا درک میکند.و تمام کسانی که مدعی عرفان هستن یکی از نشانهای حقانیتشون میزان ارادت قلبی هست که به این سید عظیم شأن دارن. (مباحثی درباری ولی شناسی داشتم که هروقت فرصت کنم خلاصه و منتشر خواهم کرد و درون جا کاملتر توضیح دادم) و یک روش هم برای فهم عموم مردم بیان میکنم.چون ظرفیت انسان نامحدود تمام انسانها میتوانند به مقام ولی الاهی برسند که درجات مختلفی دارد.که لازمش قدم گذاشتن در ورطه عرفان یعنی رسیدن به مقامات مختلف درک باطنیه حقیقت عالم هست.و در هر دورانی اولیای الاهی فراوانی وجود دارد که قله و رأسشون پیامبران الاهی و امامان هستند.که دارای بالاترین درجه عرفان یعنی دارای بالاترین درجه و مقام درک باطنی میباشند.و اولیای طاغوت یعنی شیاطین انسی هم در تمام دوران وجود دارند و دارای درجات و مراتب مختلفی هستند.و انسانها برای اینکه بفهمند در حال حاظر در زمان غیبت ولی اعظم الاهی کیست کافی ببینند درین زمان با کدام رهبر الهی و ملتش از سمت مستکبران و طاغوتها و شیاطین انسی بیشترین دشمنی میشه و بیشترین حجمه و دشمنی و تبلیغات سو و فشارو بر او و بر ملتش میارن؟دقیقا بمانند زمان تمام پیامبران و اولیای اعظم الاهی که طاغوتها و مستکبرین برای اینکه اولیای اعظم الهی در رسالت و هدایت انسانها موفق نشوند با درست کردن پیامبران دروغین برضد پیامبران حقیقیه زمانشون فتنها و تبلیغات دروغی فراوان و شایعه پراکنی عظیمی میکردن و بشدت بر طرفداران پیامبران حقیقی فشارهای عظیم جسمانی روحی و سیاسی اقتصادی می آوردند.دقیقا کاری که طاغوتها مستکبرین و شیاطین انسی درین زمان انجام میدهند.انشالله به حول قوه الهی به بهترین نحو حق مطلب رو بیان کرد باشم.در نشر آن کوشا باشید

با سلام و عرض ادب تصمیم گرفتم یکی از مباحث تخصصی ترم رو برای اولین بار نشر
دهم.عزیزان زیادی از بنده درباری چشم سوم(چشم دل) سوال میکنند.که چشم سوم
چیست؟عزیزان چشم سوم از مهمترین چاکراهای انرژی در انسان هست که از نظر مکانی
چشم سوم در بين دو ابرو قرار گرفته و کار آن دريافت سيگنالهای انرژی و حتی
ارسال آن ها هست.با استفاده از اين چشم ميشه امواج انرژی که در محيط هست رو در
سطحی بسیار قویتری احساس و دریافت کرد و هم در سطح بسیار بالاتری می توان
انرژی را منتقل کرد.اين امواج رو میشه از طريق مغز يا روح تجزيه و تحليل کرد و
در نهايت پيام مربوطه رو به تصوير کشيد اين پيام ميتونه يک تصوير يک حس و يا
هر چيز فرا مادی باش.و مثالهایی در سالهای گذشت درباری این موضوع در مباحثم
بیان کرد بودم که در سایتم موجود که مثال تراشه وایفا و مودم و دکلهای
مخابراتی رو زد  بودم.که هر مودم یا هر تراشه وایفا قدرت و کیفیت و بوعد طولیش
در  ارسال و دریافت امواج فرق میکن.مثلا یک مودم قدرت ارسال امواجش تا 10متر
یکی تا 100متر یا مثلا مثل دکلهای مخابراتی تا ده ها کیلومتر هست.یا مثلا قدرت
کیفیت دریافت امواج تراشه وایفای هر موبایل با موبایل دیگ فرق میکن..و این امر
بطور کامل درباری انسانها هم صدق میکن.و هر انسانی چه در بوعد مادی در مغزش چه
در بوعد معنوی در قلبش دارای قسمت دریافت کننده و ارسال کننده امواج انرژی هست
که کیفیتشون در هر انسان با انسان دیگ فرق میکن...و عزیزان حقیقتا بهترین
کارها برای بیداری چشم سوم همانطور که بارها سالهای پیش در مباحثم بیان کردم
استمرار به نماز شب و روزه می باشد.و علاوه بر جنبه روحانی و اتصالات عظیم
باطنی که در نماز شب و روزه مستتر هست حتی جنبه دنیوی هم دار یعنی با سجده
کردن بر روی مهر چون منطقه ای که چشم سوم و چاکراه های انرژی در آن قرار دار
لمس میشه و فشار میاد و همین کار در بالا رفتن قدرت درک و فهم تاثیر دار.و
باعث تخلیه انرژی منفی و فروکش کردن عصبانیت در انسان میشه.و در علوم ماورا
طبیعه به این چشم چشم سوم گفته میشه و در علوم عرفانی به آن چشم دل گفته میشه
و چشم سوم در علوم یوگا نیز به چاکرای آجنا معروف هست و هدف یک یوگا کار مشتعل
کردن انرژی روحانی در چاکراها بل اخص چاکرای آجناست که بتونه بدون دو چشم
طبیعی ببینه.امروزه حتی پزشکانه روانشناس مبلغان متجدد دین شدن و  دین مداری
رو توصیه میکنن.و همچنین آیاتی  درباره چشم سوم در قرآن  وجود دار و اگر
بخواهیم درباره ماهیت آن از دیدگاه قرآن بحث کنیم شاید کامل ترین و جامع
ترین آیه در قرآن آیه 22 سوره ق هست.که خداوند در قرآن می فرماید تو در غلفت
از این بودی پس ما پرده را برداشتیم و چشمانت تیزبین شد.در این آیه سخن از
امری هست که به جهت وجود پوششی بر چشم انسان در این عالم قادر به دیدن حقایق
باطنی امور با چشم سر  نیستیم.و اگر خداوند بخواهد قبل مرگ چشمی در وجود ما
انسانها میتونه باز کنه که بسیار فراتر از دوچشم سر هست که بوسیله این چشم
باطنی میتونیم تا حد بیشتری حقایق این عالم رو دقیق تر و ملموس تر درک و فهم
کنیم..و چند نکته اساسی باید بیان کنم بسیاری از دانشها و مهارتها  درین عالم
با آموزش و تمرین برای همه انسانها بدست میاد.ولی برا رسیدن به مهارت و کیفیت
بالا در هر علمی نیاز به استعداد ذاتی و ژنتیکی هست.بطور مثال هزاران نفر میرن
مدرسه فوتبال با علاقه ثبت نام میکنن.ولی در اخر تعداد اندکی ازونا به
باشگاهای حرفه ای فوتبال راه پیدا میکنن...یا باز ازونایی که به باشگاها راه
پیدا میکنن تعداد خیلی کمی به سطح ملی میرسن.که علت اصلیش اون تکنیک و مهارت
ذاتی که با هیچ تمرینی بدست نمیاد.  حالا این بوعد جسمانی و همین منوال برای
بوعد روحانی و فرا جسمانی انسان هم صدق میکن..و بعضی انسانها چه بر اساس
ازمونهایی که در عوالم گذشت داده شده یا بر مبنای حکمت الاهی دارای ظرفیت و
انرژی های باطنی بالاتری نسبت به دیگران هستن.و ما انسانها بعد این عالم
هرکدوم با ویژگیهای خاصی به عالم بعد رجعت میکنیم و زنده میشویم  و اون ویژگی
ها ثمره اعمال و آزمونهای ما در این عالم هست.یعنی ما انسانها ویژگیها و
خصلتها و ثمره ای رو که از هر عالم به عالم بعد میبریم حاصل از اعمال ماست.و
انسانها در عالم جدید برای رسیدن به ویژگی هایی که در عالم قبل به آن نرسیدن و
بخان در عالم جدید بهش برسن باید سعی و استمرار و تلاش تصاعدی چندصد برابری
انجام بدن.بطور مثال در عالم برزخ شما برای اینک بخواهی کاری کنی که جبران یک
رکعت نماز این عالم رو بکن شاید چند صدهزار رکعت هم کفایت نکنه و برای روزه و
همه اعمال همینطور..و این نکته مهم رو در اخر بگم اصلا بعضیا پیام میدن قصه
میخورن که استمرار به روزه و نماز شب کردن ولی چرا به این نیرو دست پیدا
نکردن.برادر من خاهر من شخص شما اصلا نیازی به این نیرو ندارید که میخاید بهش
دست پیدا کنید. مثل اینک مثلا یک نفر نجار بیاد بگ چرا من  برق ک ار خوبی
نیستم یا نمیشم.هر انسانی همون وظیفه خودش در عالم رو درست انجام بد کافی...و
اون شخصی که این نیرو رو داره یک وظیفه مهمتری رو در عالم دار که شخص شما اون
وظیفرو ندارید و چون اون وظیفرو ندارید پس نیازی هم به اون نیرو یا استعدادش
نخواهید داشت..و اکیدا توصیه میکنم اگر نماز شب میخونید یا هر عبادت دیگه ای
انجام میدید فقط به قصد رضا و قرب الاهی باشه.نکه برا رسیدن به نیرو یا درک
باطنی خاصی...و حقیقتا تدبر درین حدیث اصل مطلب رو تفهیم میکن که اگر انسانها
اعمال و عبادتهاشون خالص باش خود خداوند بدون درخواست فرقان یعنی درک باطنی رو
به انان بر مبنای ظرفیتشون عطا خواهد کرد..ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا
هر
کس تقوا پیشه کند خداوند به او فرقان(قدرت تمیز بین حق و باطل عطا  
میکند)
عزیزان این مبحث بسیار مبحث گسترده و عمیقی هست و آنچه شما عزیزان خوندید
چکیده کوچکی از مباحثم درین باره هست.که البته با اینکه مباحثم رو بسیار خلاصه
کردم ولی تمام سعیم برین بود که کیفیت و عمق مطلب حفظ بشه...موفق و مؤید
باشید


عزیزانی درباری باطل بودن عرفان پرسیدند که بخشی از روحانیون  کوته فکر در جامعه رواج میدهند!!!بندهم بهترین جواب برا عزیزان رو بحث خودم با این دست روحانیون میدانم.که همین کج فهمیشون باعث زاویه دار شدنشون و عدم پیروی شون از نایبه برحق امام زمان (عج) آن عارف بلله شده...(عزیزان فعلها رو دست نزدم و خطاب آن شخص هست نه شما عزیزان).برادر برو  صحیفه سجادیه و دعای کمیل و زیارات معروف منتسب به امام جواد ع و ائمه دیگ و یا بخشی از فرازهای خود نهجه البلاغرو برو بخون و ... تمامن ازشون مفاهیمه عرفانی میباره و پره جملاته عرفانین..بعدم اون عرفان باطل عرفانه مکتب صوفی گری بود که زمان اهل بیت مقابل مکتبه عرفانی و کرامات اهل بیت ایجاد کرده بودن.که تا میتونن مانع جذب قلوب توسط اهل بیت ع بشن.تا بگن این جذ  به بالا و کرامات اهل بیت ع ریشه الاهی ندار.و اصلا اون عرفانه باطله صوفی گری ربطی به عرفانه نابه شیعیان حقیقی که نشعت گرفته از خود عرفانه ناب اهل بیت ع است نداره.و اگر دعاها و دست نوشتهای خود اهل بیت رو بخونی کلمات و مفاهیم عرفانی ناب ازشون میباره.و اصلا عارف لعرفا خود وجود نورانی 14 معصوم ع هستند.

بعدم میدونی چرا روحانیون متحجر(متحجر بمعنی سنگ شدن در برابر حقیقت) ضد عرفانن.چون عرفان و شهوده باطنی درجه ای از قربه الاهیست که هرکسی به اون نمیتونه برسه حتی اگر به مدارجه دنیوی آیت اللهو اعظمایی رسیده باشن.برای همین چون خودشون نمیفهمن میگن نیست باطله.و توجیهشون به پستی و سخیفیه توجیه  مادیون یعنی منکرین خداست.اونام میگن چون ما خدا رو نمیفهمیم پس نیست.یعنی انقدر بهونشون مثل اونا پسته.یا یک مثال دیگه از یک نفر سوال میکردن درباری جن میگفت چون اون سالها در راه احظار جن تلاش کرده و نتونسته پس جن نیست.یعنی توجیه همون منکرین خدا و روحانیون متحجر که فکر میکنند چون درک نمیکنند و نمیفهمند پس نیست.برادر من از خداوند تقاضای حکمت کن و مداومت کن به روزه و نماز شب تا بهت انشالله آخر عطا بشه

و عزیزان اینم در آخر عرض کنم که شما اصلا فکر کردید چرا ضدیت در دین با عرفانه حقیقی ایجاد شد؟چون عرفان حقیقی هسته و حقیقت و باطنه دینه.و ترفندهای گوناگونی جرسومهای شیطان بکار گرفتند تا انسانهارو از رسیدن به این کمال یعنی حقیقت دین دور کنند.و تصمیم گرفتن به تعبیر من با رویاندنه علفهای هرزه فراوان بدور این گل بی همتا یعنی مکتبه عرفانی اهل بیت ع که تنها معلمانه حقیقی عرفانه ناب هستند.نگذارند این حقیقت رشد کنه و جلوه نمایی کنه و بگوش دله تمام بشر برسه.و بتعبیر بنده دلیلش این است که میدانستند آنوقت دیگر جهنم خالی از سکنه میشود.و دیگر گناه کار و قاتل و مجرمی وجود نخواهد داشت.چون وقتی عرفانه ناب و حقیقت دین وارد قلوب شود دیگر انجام گناه و ذره ای تخطی از فرامین الاهی بی معنا میشود و به تبعه اون نیاز به هیچ توبیخ و مجازات دنیوی و اخروی نبود.برای همین جرسومهای شیطان شروع کردند به رویاندنه علفهای هرز یعنی ایجاد تفکرات باطله عرفانی مثل عرفانهای انحرافی صوفی گری تا عرفانه حلقه و...و روحانیونه بسیاری در طول تاریخ فریب این جرسومهای شیطان را خوردند.چطور؟به این شکل که عرض میکنم  در حقیقت این قشر از  روحانیون با بی بصیرتی و کج فهمی فریبه نقشه این جرسومهای شیطان رو خوردند و برای مبارزه با اون عرفانه باطل و انحرافی بجای هرس کردنه باغ و هرسه  دوره اون گله ناب و بی بدیل شروع کردن به زدن و حمله به کل باغ.(که هدفه اصلی نقشه جرسومهای شیطان همین بود)و در حقیقت اون روحانیون با کج فهمی و بی بصیرتی با حمله به عرفانه حقیقی به صاحت مقدس اهل بیت عصمت و طهارت علیه سلام جسارت و حمله کردند.چون حقیقت دین و عارفانه حقیقی آن انوار الاهیند.یعنی در حقیقت این قشر از روحانیون در طول تاریخ بازیچیه دسته شیاطین بودند و نمیدانستند و خودشون با دست خودشون از روی کج فهمی مانع از انتشار مکتبه ناب عرفانی اهل بیت شدند.و این روند هنوزم ادامه دارد..انشالله لطف خداوند شامل حالشان شود و هرچه زودتر این قشر از روحانیون به اشتباه خود پی ببرند و به درکه حقانیته سید علی این عارف بلله و  درکه نیابته ایشان برسند و دله مبارک ولی عصر ارواحنا فدا را خرسند گردانند

در ادامه مباحثم...برفرض اگر آیت لله ای هم حقانیت نایب امام زمان عج رو نفهمه.مصداقش اینکه.هرگردی گردو نمیشه و هر آیت االهیم عارف بلله نمیشه.عرفان درجه ای از ایمان است که به شهود باطنی می انجامد.و هر کسیم به این درجه از ایمان نمیتونه برسه حتی اگر طرف به درجه دنیوی آیت اللهو العظمایی رسید باش.و بسیاری از امور عالم نیاز به فهم و شهود باطنی دار.و هرکسی این لطف خداوند  شامل حالش نمیشه.مگر بویی از عرفان حقیقی برده باش.. و حقیقتا عرفان بالاترین یعنی دکترینه ایمانه.و افرادی که بویی از عرفان الاهی نبردن  آیت الله هم بشن یک آیت و نشانه کوچک از خداوند هستند و نشانه و آیت بزرگه خداوند آیت الله بهجتها و نخودکی ها و جعفریها و حسن زاده عاملی ها...این عارفانه بلله هستند.آنها آیت بزرگ خداوند هستند و به حد کماله فهم دین یعنی دکترینه دین رسیدند و شاگردان ارشد اهل بیت ع هستند.و تمامشون حقانیت سید علی خامنه ای بر نیابت امام عصر براشون قابل درک و شهود بوده.و چون قلبتو پاک میبینم.دو نکترو بهت میگم اول اینکه اگر میخای حق بر قلبت قرار بگیر.استمرار کن بر روزه گرفتن تا میتونی مثلا یکروز درمیون و همچنین بر نماز شب. بر این دوکار استمرار کن و از خداوند بخواه حق رو برقلبت قرار بد.و بمنه کمترین جوری باطن حقیقت رو فهموندن و با چشم دل شهود کردم که اگر تمام عالم برضد سید علی این عارف بلله بد بگویند و شبهه افکنی کنند.بولله قسم بازم ذره ای تردید بر قلبم بر حقانیت سید علی این عارف بلله ایجاد نخواهد شد.و  نکته دوم اینکه شما خیال کردی موقعه ظهور قائم آل محمد ارواحنا فدا یکهو از غیب براشون سپاه اجنه میرسه و براشون لوازمای پیشرفت یکهو از غیب براشون میرسه و یکهو کره زمینم تکون میخوره زمین لرزه میشه و یک کشوره جدید برای استقرار مقره حضرت و سپاهیانشون ایجاد میشه.نه برادر من این عالم عالمه اسباب و واسطه است.حتی خداوند با واسطها و زمینهای گوناگون با پیامبرانش صحبت میکرد و این سنت الاهیست.و قبل ظهور آقام زمینه سازی باید بشه و وقت ظهور آقام همه آنچه عرض کردم باید آماده باشه یعنی زمینه ها آماده باشه.و با انقلاب اسلامی ایران زمینه سازی شد و آن مقر ایران عزیز این کشور و ملت برگزیده اند و تمام آنچه گفتم آماده میشود و توسط نایبه امام الم بر افراشته شده حقه نظام جمهوری اسلامی تحویل صاحب اصلیش قائم آل محمد ارواحنا فدا میشه.موفق و مؤید باشید

عزیزانی دربای مفهوم وحدت وجود که مهمترین و پیچیده ترین مبحث عرفان اسلامیست از بنده توضیح خواستند و خواستار دونستن نگاه و تعبیر من درباریه این مبحث مهم عرفان اسلامی میباشند.و بنده کمترین سعی میکنم برمبنای درک خودم به بهترین شکل این مبحث اساسی رو برای عزیزان قابل درک و فهم کنم.در ابتدا نیاز مقدمه ای رو بیان کنم.افراد زیادی هستن چه در حوزه و دانشگاه که بدلیل عدم فهم و درک لازم برضد عرفان و مهمترین مبحثش یعنی وحدت وجود کتابها نوشتن....نفهمیدن و کج فهمی اینها یک نفهمیدن  ساده نیست.چون خیلیا خیلی از امور رو نمیفهمن و نظر هم نمیدن و دیگران رو گمراه نمیکنن.ولی اینها با همین نفهمیدن و کج فهیمشون کل عرفان رو نفی میکنن.و به همون جهت کلیه عرفا که اولیای الاهی میباشند رو نفی میکنن و حتی توهینهای رکیک میکنن.و به دنبالش نظام ولایت فقیه رو نفی میکنن چون سردمدارانش دو عارف جلیل القدر امام خمینی ره و امام خامنه ای (حفظ تلله) بودند و هستند.و من این قشر کج فهم و سردمدارانشون رو به عبرت گرفتن از ابلیس توصیه میکنم.و خطاب بهشون بیان میکنم. شما که از شیطان آیت الله تر که نبودید.ابلیس قبل اینکه رانده بشه از درگاه الاهی آیت اللهو العظما بود و سابقه صدها هزار سال عبادت الاهی رو داشت.یعنی حقیقتا نشانه اعظم الاهی بود.ولی فقط یک جا یک امر و حقیقتی رو متوجه نشد و نفی کرد.که اونم جای مهمی بود و امر و حقیقت بسیار مهمی بود.عین شما که امر مهمی رو نفهمید.و شیطان با همون نفی و کج فهمی با این اینکه آیت اللهو العظما بود از درگاه الاهی رانده شد.و شروع بگمراهی دیگران و یار گیری کرد.و دقیقا شما و امثال شما هم این امر مهم الاهی ای رو نفهمیدید و بخاطر کج فهمی دارید بر ضد اولیای الاهی یار گیری میکنیدیعنی عینن کاری که شیطان کرد.شما و امثال شمارو به سرنوشتی بمانند شیطان هشدار میدهم..خوب بعد از بیان این مقدمه به پاسخ بدرخواست عزیزان درباری تفهیم مبحث وحدت وجود میپردازم.و سعی میکنم با مثالهایم انشالله به بهترین وجه مطلبو تفهیم کنم و حق مطلبو بیان کنم.مخالفان عرفان که خودشان هم عالم میدانند میگویند فلاسفه و عرفا منظورشان از وحدت وجود اینست که میگویند جز وجود خداوند هيچ وجودي در کار نيست.و خداوند متعال هيچ وجودي خلق نکرده است.بلکه جهان هستى و وجود ساير اشيا همان وجود خداوند است که به صورتها و شکلها و تعينات مختلف در آمده است.حتي وجود شيطان که منبع شر هست هم غير وجود خدا نيست.و میگویند وحدت وجود به این معناست که خداوند به صورت زمين و آسمان و انسان و جن و فرشته و سنگ و چوب و... پيوسته در رقص و نمود و تجلى و ظهور است.که این فهم و برداشت این افراد که خود را علامه دهر میدونند بکل اشتباه و باطل است.که همانطور که گفتم با همین یک اشتباه و کج فهمی بظاهر کوچکشان باعث فتنهایی عظیمی شدن چون مهمترین مبحث اختلافی و ریشه دشمنیشون با عرفان از کج فهمی درباری این مبحث شروع میشود.و بخاطر همین کج فهمی چه توهین ها و تبلیغاتی که علیه اولیای الهی در مطالبشون کردن و چه سایتها و وبلاگها و صفحات فراوانی بر علیه عرفان راه اندازی کردن و کتابها نوشتن.البته در دفاع از عرفان حقیقی عزیزانی مطالبی بیان کردن ولی بدلیل ناپختگی و ضعیف بودن بیشتر باعث کج فهمی مخالفان عرفان شد.بندیه کمترین در این جوابیم به پاسخ  به تمام مطالب باطل و نادرستی میپردازم که مخالفان عرفان در  کتابها و مقالات و سایتهاشون آوردن.وقتی در مباحث عرفانی به وحدت وجود اشاره میشه.منظور این نیست که وجود مخلوقات و خداوند  یکیست و منظور این نیست که وجود ساير اشيا همان وجود خداوند است که به صورتها و شکلهای مختلف در آمده است؛.و بنده منظور از حقیقت وحدت وجود رو سعی میکنم در مثالهایم به بهترین وجه بیان کنم.مثال اول.یک معدن سنگ آهن رو در نظر بگیرید.با سنگ آهنی که از این معدن استخراج میشود هزاران وسیله مختلف برقی و حملو نقلی ساخته میشه و ممکن است با اون وسایل برقی یا حملو نقلی مثل اره برقی یا اسلحه و تانک یا جت جنگی جنایات و معصیات های زیادی انجام بشه ولی این دلیل نمیشه که منبع اولیه  که عنصر اولیه این وسایل آهنی ازشون استخراج شده ناپاک یا پلید باشه. و هم اینکه اون وسایل ساخته شده از آهن که در اول کار از معدن سنگ آهن استخراج شدن و به وسایل و اشکال مختلف در اومدن باز بعد سالها استفاده در آخر به همان کورهای اولیه موقع استخراج یا طبیعت برمیگردن این مثالم بطور جامع مفهوم وحدت وجود و این آیه قرآن که اول و آخر و پیدا و پنهان اوست رو قابل درک میکن.مثال دیگری میزنم یک جویه آبی از یک چشمه ای که منبع است از بالای کوهی به پایین سرازیر میشه این جوی در طی مسیر به چندین شاخه تقسیم میشه یک شاخه وارد یک مسیری میشه که بسیار آلوده و کثیف و آب کثیف و آلوده میشه یک شاخه دیگه از جوی وارد محیط باطلاقی و ناهموار میشه  و باعث راکد و گندیده شدن آب میشه و یک شاخه دیگر از آب جاری وارد مسیری میشه که به علت سردی محیط آب تغییر حالت مید و یخ میزنه و خلاصه هر شاخه از جوی وارد محیطی میشه برمبنای شرایط محیطی تغییر حالت یا تغییر بو و مزه  میده ولی این تغییرات در آب جاری هیچ ربطی به منبع اولیش یعنی چشمش ندار و باعث آلوده شدن چشمه و منبع اولیه نخواهد شد.و در آخر وقتی اون آب در هر حالتی باشد بخار میشود و به آسمان میرود و باز بمنبع اولیش یعنی چشمش برمیگرد.یعنی اول و آخر قطرات یکیست و به یکجا ختم میشود.و این همان مفهوم بیان ذات اقدس الاهی در قرآن میباشد که میفرماید( همه از او هستیم و به سوی او باز میگردیم)و(اول و آخر و پیدا و پنهان اوست)و بنده سعی کردم به ساده ترین و قابل درکترین حالت با مثالهایم منظور عرفا از وحدت وجود رو بیان کنم. و حقیقتا آنچه کج فهمان بیان میکنند جز حرفهایی باطل و پوچ و قرض ورزانه نیست.و آن هم نشئت گرفته از سطح درک پایینشون میباشد.(بعلت طولانی بودن جوابیم و مثالها گزیده ای از آنرو  برای عزیزان انتخاب کردم)موفق و مؤید باشید.

عزیزانی برای تفهیم بیشتر مبحث وحدت وجود پرسیدند و از اینکه مطالبم باعث جذب و علاقه عزیزان به مبحث شده برای بنده مایه خرسندیه فراوان است. عزیزان به مثالی که میزنم توجه کنید شما یک قطره آب و یک دریارو در نظر بگیرید.از تجمع میلیاردها میلیارد قطره آب دریا ایجاد میشود.و دریا تمام ویژگیهای یک قطررو داره.ولی یک قطریه آب به تنهایی نمیتونه ماهیت و ویژگیهای یک دریارو داشت باشه مثل قدرت موج. لایهای آبی. نوع تاثیر بر طبیعت و بکل تمام ویژگیهای یک دریا یا اقیانوس رو یک  قطره آب نمیتونه بتنهایی داشته باشه و ارائه بده.مگر بعضی از ویژگیهای جز ای اونم در سطح و لول بسیار پایینتر.بطور مثال خداوند رحمان است رحیم است جبران کننده است یاری دهنده است و...  و ما انسانها هم این صفتهارو داریم و میتونیم داشته باشیم ولی در سطح و لول بسیار بسیار پایینتر.خوب ازین مثالم این موضوع رو میخاستم قابل درک کنم که چون ما مخلوقات خصلتها و قدرتهایی از جنس همون خصلتها و قدرتهای خداوند داریم ولی ما انسانها نباید خودمان رو خالق و همرده خالق بدانیم نه.چون همانطور  که بالا بیان کردم اولا یک قطره آب فقط بعضی از ویژگیها و صفات یک دریارو میتونه ارائه بده اونم در سطح و لول بسیار پایینتر.و دوما از این مهمتر که اصلا خصلتها و ماهیت و ویژگیهای یک دریا رو قطرها به تنهایی نمیتونن داشته باشن و ارائه بدن...و این مفهومه حقیقته وحدت وجود در عرفان ناب است.و اون برداشتی که تعدادی از عالمان که البته عالمان خودخوانده هستند و فقط مورد تایید خودشان و اطرافیانشان هستند برداشتشان بکل اشتباه و از بن باطل است...که با همین درک باطل چه فتنهایی که نمیکنند.بمانند داعشیان که با فهم اشتباه از آیات قرآن چه فتنها و جنایتها که نمیکنند.و خودشان هم نشانه و دست خداوند بر روی زمین میدانند...عزیزان این مبحث حقیقتا مبحث بسیار مهمیست و برای قشر خاصی از دوستان که علاقه مند هستند این مباحثم رو قرار میدم.ولی سعی میکنم به لطف الاهی به ساده ترین و قابل فهم ترین حالت بیان کنم.موفق و مؤید باشید

با سلام و عرض ادب چند وقت دیگ با شروع محرم متاسفانه بعضی بی حرمتی ها به اولیای الاهی در مداحی ها و شعرها ممکن دیده بشه و بند چندروز پیش در روز بزرگداشت واقعه مباهله با دیدن این دست مداحی ها مجبور به تذکر شدم و کلامم الحمدلله موثر واقع شد. و اگر دوستان در محرم ازین دست موارد دیدن حتما این پیامم رو برای آن شخص بخوانند یا ارسال کنند...-برادر من بند از ترک دو مجلس هیچ ابایی ندارم اول مجلسی که در آن به اولیای اعظم الاهی توهین شود و به تذکر گوش ندهند و دوم مجلسی که مکرر در آن غیبت کنند.و این رو بدون هر دو بزرگوار چه حضرت زهرا س چه حضرت مریم ع از اولیا اعظم الاهی هستند و بدون شک در یک مرتبه نیستن و بدون شک مقام صدیقه طاهره سلام لله بر مبنای سوره کوثر بالاتر هست.بمانند مقام پیامبران که از نظر سطح قربی با هم فرق دارن.ولی نه شما و نه هیچ شخص دیگری حق ندار به هیچ وجه من الوجوه یک ولی الاهی رو کنیز یا غلام یک ولی الاهی دیگر بنامد و برای تمام اولیای الاهی مقام عظیمی باید قائل باشیم.همانطور که ذات اقدس الاهی قائل هست.با مثالی حق مطلبم رو بیان میکنم شما دوتا معلم عالی دارید هردو دکترا دارن و یکی دانشیار و یکی استادیار.حالا اگر شما برید جلوی دانشگاه فریاد بزنید و بلاکارد دستتون بگیرید و هی بگید یکی از استادا کنیز یا غلام اون استاد دیگس.شک نکنید اون استادی که خواستید با این حرفا مقامشونو بالا ببرید بیشتر ناراحت میشه.و خیلی واضح هست که اگر شما جلوی صدیقه اطهر س بگویید حضرت مریم کنیز شما هست یا حضرت عیسی غلام شما هست بدون شک بشدت ناراحت و براشفته خواهندشد.(آن هم حضرت مریمی که طبق نصه صریح قرآن تا زمان خودشون بالاترین درجه قرب الاهی رو در میان تمام زنان عالم دارا بودند) در ثانی حتی کسانی که میگویند ما سگ معصومین هستیم شک نکنید بشدت باعث براشفتگی حضرات معصومین میشن چون ما میتونیم و باید تلاش کنیم بدرجات بالای انسانی برسیم تا بتونیم از اصحاب خاص حضرات معصومین باشیم و آن انوار الاهی به سگ نیازی ندارن بلکه اصحاب و پیروان عالم و اگاه و با تقوا و با بصیرت نیاز دارن...بعدم برادر عزیز تو بحثی که چند وقت پیش با یکی از افرادی که خودشو تو پیجش کلب حضرت عباس نامید پیامی دادم که همونم شامل شما عزیزان هم میشه.و اونم اینکه گفتم بهش شما حتی حق نداری خودتو سگ خدا بخونی.چون خداوند تورو انسان خلق کرده وگرنه سگ خلق میکرد و الان که بنده ای از نوع انسان هستی و مقام وجودیت از سگ بسیار بالاتر.بعد گفتم تویی که حق نداری خودتو حتی سگ خدا بنامی بعد به چه حقی خودتو سگ یک انسان دیگر می نامی؟؟!!و این حرف برا شما هم صدق میکنه وقتی که خداوند طبق نصه صریح قران تمام پیامبران و اولیای الاهی رو میستاید و براشون احترام بسیاری قائل میشود.بعد شمای که بنده خدایی به چه حقی و با کدوم اجازه یک ولی اعظم الاهی رو کنیز و غلام دیگری خطاب میکنید؟التماس تفکر

با سلام و عرض ادب ازم درباره معنی عارف سوال میکنند.عزیزان به زبان ساده عارف انسانی هست که علاوه بر رعایت و توجه به ظواهر و اعمال دین به حقیقت و عمق دین هم توجه بسیاری میکنه.که یعنی توجه همه حاله به صاحبش دارد یعنی در تک تک افکار و نیات و گفتار و رفتارش رضای پروردگارش رو مدنظر قرار مید و قلبا خداوند رو همیشه ناظر و حاظر میدونه.وقتی انسان به این مرتبه برسه نه تنها گناه نمیکند بلکه تمام رذایل اخلاقی در وجودش ذوب میشود و دیگر کم کم خبری از تهمت غیبت حسادت دروغ و خشم و غرور بیجا و دیگر رذایل اخلاقی در وجودش نخواهد بود.و به تسلط نفسانی میرسه که البته درجات مختلفی دارد.و اصلا همیه انسانها به این عالم آمدیم تا به این سمت حرکت کنیم و بمراتب عرفانی برسیم یعنی عبد حقیقی بشیم.و هر چه از سن کمتر طی کردن مراتب الهی شروع بشه توفیقات و هدایتهای الهی بیشتری شامل حاله انسان میشه.البته هیچ وقت دیر نیست.ولی متاسفانه خیلی ها در مرتبه رعایت ظواهر دین میمونند...و تمام امورات دنیا و اختراعات و ابزارهاش و علومش باید کمک کننده به این هدف آفرینش باشد.و هر ابزار و مراسم دنیوی ای که بر خلاف این هدف آفرینش باشه باطل و القا شیطانیست.یاحق

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
Back to content | Back to main menu