منکرین خداوند. - معجزات قرآن -ولایت در قرآن --- نوره قرآن - UNREGISTERED VERSION

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
Go to content

Main menu:

منکرین خداوند.

ذات اقدس الاهی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نگا عزیز بدون مقید بودن به گناه نکردن(بندگی نفس و شیطان نکردن) بفکر تعالی روحی نباید باشیم.چون هر گناه در حقیقت یعنی بندگی غیر خدا.و نکته اینجاست اکثر گناها حقناسی هستند مثل غیبت تهمت دروغ فحاشی دزدی اختلاس کم فروشی عیب جویی پوشش نامناسب  ووو ولی اکثر کارهای ثوابی که انجام میدیدم حق لله هستن البته اسمن حقلله هستند وگرنه در اصل چون اعمال ما نفعی برای خداوند ندار و نفعش برای نفس خودمونه چون برای خضوع و خشوع و تربیت نفسمون بشدت به عبادات و خیرات و ارتباط با خداوند نیاز داریم.و بخش کمی از عبادات ازین جهت بر ما واجب شده چون خداوند میدونه دارو و غذای روح ماست و با این غذا میتونیم رشد کنیم.بطور مثال پدری برای بچه کوچک و مریضش دارویه درمانی و تقویتی خریده و ازین جهت مصرف این داروها براش مهمه و به بچش اجبار میکنه بخورشون اونم سروقت چون میدونه با اون داروها حالش خوب میشه و میتونه بعدش رشد کنه بزرگ بشه. پس به اصطلاح بنده حق نفس محسوب میشن.مثل ذکر دعا نماز و روزه مستحبی ووو(شاید زیاد نباشن افرادی که بتونن مدام بدیگران یاری و کمک مالی و غیر مالی برسونن یعنی ثوابهای حقناسی انجام بدن ولی بجاش فراوانند افرادی که گناهای فراوان حقناسی انجام میدن چون کنترل زبانشون رو ندارند.که از کنترل ذهن شروع میشه )  پس چون گناهان اکثرا حق ناسی هستند و حتی اگر یکدهم ثوابم ثبت بشن ولی بازم آثار و قدرت پاک کنندگی بالایی دارن.درس دیکته(حقنفس) ضریبش 1 هست ولی درس علوم(حقناس) ضریبش 4هست.و نکته مهم اینکه ما اصلا دیکترو انجام میدیم تا چون بتونیم در درس علوم نمره بالا بگیریم یعنی خوب بخونیمش و درست و سریع جواب بدیم.وگرنه اگر امتحان علوم رو خراب کنیم  20 بودن دیکتمون زیاد بدردمون نمیخور.و 20تش نمیتونه نمره پایین علوممون رو جبران کنه چون ضریب علوم بمراتب بالاتر. پس همزمان با انجام خیرات(گل زدن) باید با توان بیشتر دنبال دوری از گناهان باشیم(گل نخوردن).چون در یک مسابقه باید سعی کنیم هم گل نخوریم و هم گل بزنیم و فقط این حالت باعث برد ما میشه (تعالی ما میشه)(تیم بشر در برابر تیم شیاطین) و بازیکنی(انسانی)که در بازی فقط بفکر خودش باش که مثلا آقای گل بشه یا آقای اخلاق بشه ولی بفکر برد تیمش(تعالی تیمش) نباش به  تعالی نمیرسه که هیچ بلکه مدام درجا خواهد زد.پس اگر هی گل بزنیم(ثواب کنیم) ازونورم هی گل بخوریم (گناه کنیم)آخرش فایده خاصی ندار برامون.حتی شاید آخرش نبازیم ولی تعالی هم پیدا نمیکنیم(به مرحله و مراحل بعد صعود نمیکنیم)برای پیروز شدن و هم رسیدن به درجات بالای تعالی(نیمه نهایی و فینال) تا میتونیم باید اول کم گل بخوریم یا بکل نخوریم(گناه نکنیم و ازش فرار کنیم) و ازونورم زیاد گل بزنیم(با اشتیاق دنبال اطاعت الهی و انواع خیرات باشیم)اینم بدونیم گناهایی که میکنیم اگر حقناسی باشن مثل گل خورده تو زمین خودی محسوب میشن و توان پاک کنندگی خیراتش عظیمتر.مثل اکثر گناهای زبانی.و هیچ انسانی موفق به طی کردن مراتب تعالی الهی نمیشه مگر اینکه قبل زبان خطورات ذهنشم کنترل کنه.یعنی زرنگ بازی یکوقت در نیاریم و تو ذهنمون بدگویی و بدبینی داشت باشیم خشم و نفرت موج بزنه بعد بگیم به زبان که نیاوردیم پس چطور در حال راه رفتن تو دلت نماز مستحبی میخونی یا ذکر میگی چطور قبول داری ملکوتیان اینارو میفهمند و ثبت و ضبط میکنند و آثار عظیمی دار.یا اصلا نیت که تو دلته.مثلا به یک نفر میزنی کشته میشه اگر نیت عمد داشتی قاتلی وگرنه نه.پس با یک نیت یکثانیه ای تو اعماق دلت فرسنگها محاسبات دنیوی و اخرویت و قرب الهیت تغییر میکنه.پس نه عزیز همون فکر باطل که معمولا القائات شیاطینه انرژیش به عالم ساطح میشه و جلو رشدتو میگیره چون عالم هستی بشدت هوشمند.اونم با دوزه حساسیت عظیم و غیر قابل فهم برای بشر.پس کنترل خطورات ذهن بسیار برای حفظ  تعالی مهم.و ریشه تمام بدی ها توجه کردن و پروبال دادن به خطورات باطل هست پس مبادا صبح تا شب در حال ذکرو نمازو روزه مستحبی و در مجالس روضه و قرآن باشیم ولی ازونور ذهنمون تراوشات باطل و ناحق داشت باش و کنترش نکنیم و ازون بدتر بدون مزه مزه کردن حرفامون و بدون داشتن قدرت تمیز کافی و بدون در نظر گرفتن شرایط و عواقب و بدون در نظر گرفتن مفسدش و از همه اینها مهمتر بدون در نظر گرفتن خواست الهی به زبان بیاریمشون  و حتی خدایی نکرد بر مبناش عملی انجام بدیم.اگرم در ملع عام باش که تصاعدی وار بدتر.قطعا اگر این چنین عمل کنیم نفسمون زیاد جای ورز خوردن داره.بعد توجه ویژه خداوند و اولیای الهی رو هم میخایم !!! و باید بدونیم که حقناس ضریب  تاثیرگذاریش در پرونده اعمالمون(معدل نهایی) خیلی بالاست)و اینم عرض کنم خداوند توقع دار وقتی حتی اگر به اندازه یک جمله انسانی رو معلم ما قرار میده احترامشو نگر داریم چه معلم اول دبستانمون چه نونوای محلمون و الی آخر.بعد اگر ما اینو بدونیم و اگر ابهامی نسبت به طرف داریم و بنظر خودمون عیبی دیدیم و راهشم داریم که شخصا با ارسال مطلبی به طرف بفهمونیم و جویاشیم ولی اگر بیایم تو ملع عام اون شک خودمونو که احتمال دار بکل غلط و سوتفاهم باشرو علنی بیان کنیم و اون شک رو بصورت یقینی و اونم با بزرگ نمایی جلوه بدیم. قطعا خشم خداوند رو بدنبال داره و قرب الهیمون بشدت نزول میکنه.مراقب باشیم دلمان مریض نشه.و این موعظرو اول به نفس خودم میکنم که جهنم مختص عالم بی عمل هست مخصوصا اگر کرسی وعظ هم داشت باشیم ولی وقتی پای عمل و امتحان بیاد بلنگیم.چارش اینکه مقید باشیم چندین برابر دیگران مدام نفس خودمون رو موعظه کنیم.یاحق

رییس جمهور فرانسه با اهانتی که به عزیزترین عبد خداوند و اعظم ترین ولی الهی کرد نشون داد که حقیقتا سرسپرده طاغوت اعظم هست و غذای روح بندگان شیطان به جای هدایت فرشتگان و ارواح مطهر القا شیاطین هست.لعنت خداوند و تمام پیامبران و اولیا و فرشتگان الهی بر دشمنان مغرض نبی مکرم اسلام و اهل بیت پاکو مطهرش - اصلا بزار با مثالی مبحث رو خوب برات تفهیم کنم.(زندگی تو مثل یک تئاتر درنظر بگیر که توی پدر نقش خدارو داری خانومت نقش امام و پسر کوچولوت نقش بنده غیر معصوم) حالا پسرت اگر بخاد یک چیز مهمی و گرونی شمای پدرش براش بخری مثلا یک تبلت میر اول با مادرش صحبت میکنه و از مادرش میخاد که از شما بخاد این کارو انجام بدید.چون اگر از شمای پدرش مستقیم بخاد شاید هفتها و ماها باید اصرار کنه ولی وقتی مادرش خواستشو مطرح کنه شمای پدر خیلی سریعتر قبول میکنی.یا اگر بچتون ازتون پول بخاد برمبنای ظرفیت و سطح فهمش از دنیا نهایت ده هزارتومن بهش میدید چون میگید نهایت خاستش خرید چنتا تنقلات از سوپر سرکوچس.ولی وقتی مادرش بخاطرش از شمای پدر پول بخاد به اعتبار ظرفیت و سطح فهم خانومت چند صد هزارتومن بخاطرش بخانومت میدی و میرن براش پوشاک و وسایل با ارزشتر و مهمتر از تنقلات میخرن.(پس فرق هست بین خواست ما تا خواست امام بخاطر ما)و مادر هم نمیگه پیش پدرت نرو همه چیرو بواسطه من بخواه خیلی حرفا و( رازو نیازهارو ) مستقیم با پدرت میتونی داشت باشی.ولی جاهای مهم فقط با واسطه مادر کارت سریع و درستو حسابی راه میفته.وقتیم شمای پدر خرجی میاری خونه یا میوه شیرینی و غذا خریدی آوردی اول تحویل مادر خونه میدی و مستقیم دست بچهات نمیدی یعنی مادر دریافت کننده فیوضات و سرچشمه پخشو تقسیم این نعمتها میش.حالا نکته مهم اینجاست اگر بچه ای بفهم نباید شیطونی کنه(رسیدن به خودشناسی) و هم باید حرف شنوی مادرش باش و مطیعش باش(امام شناسی) و با رعایت اون دوتا شرط قبل به رضایت شمای پدر میرس و رسیدگیتون بهش بیشتر میشه(خداشناسی).این چنین بچه ای اونوقت هم خاستهای توی خونش(دنیا) اجابت میشه هم بیرون خونش(آخرت).مثلا یک دوچرخ میخاد که برای خارج از خونه کاربرد دار ولی بواسطه رعایت انضباط داخل خونه(یعنی تسلط نفسانی و دوری از گناه و گوش کردن بحرف امام در دنیا (مادر در مثال) پدرش دورچرخرو براش میخره) البته دقیقا یک وقتایی هم پدرو مادر چون بچه تربیت بشه و لوس بار نیاد یک جاهایی دست نگر میدارن و براورد کردن خاسته بچرو به عمد به تعویق میندازن یا بر مبنای صلاح دیدشون بخاطر آیندش متفاوتشو براش میگیرن.امیدوارم حق مطلب رو درک کرده باشی.در آخرم عرض کنم بعضی وقتا بعضیا میگن فلان سخنی که مقام معظم رهبری گفتن سندش کجای یا چه بزرگانی قبلا تاییدش کردن!!! اینو بدون عزیز در بسیاری مواقع وقتی توصیه ای ولی الهی بهتون میکنه مثلا وقتی مقام معظم رهبری ذکری برای اجابت حاجات و رفع گرفتاری ها میفرمایند یا عملی میگن انجام بدید.حتی اگر بر فرض محال اون اثر لازم درون ذکر یا عمل نباش ذات اقدس الهی اون اثر رو درون ذکر و عمل قرار مید.و خودش سندی برای آیندگان میشه.و خداوند اعتبار اولیایش رو حفظ میکند. البته اثرش برای اهلشه وگرنه بعضی اوقات آثار اعمال و گناهان فرد خاطی حتی باعث میشه دعا و توصیهای رسول خدا هم در حقش موثر نباش دیگ چه برسد دیگران.(البته منظورم  جدا از جنبه مادی و بحث علوم دنیوی هست وگرنه مثلا در همین قضیه کرونا معظم له فرمودن بنده تابع نظر پزشگان مسئول ستاد کرنا هستم و همه باید این چنین باشند).و این توضیحم بدم قرین معصوم به مفهوم عصمت 14 معصوم علیه سلام نیست بلکه تمام 124هزار پیامبر علیه سلام معصوم بودن البته درجات عصمتشون میتونسته فرق داشت باش.قبلنم اشاره کردم که شما معصیتی رو 20سال 40سال اگر انجام ندی بدرجاتی از عصمت(پاکی) ازون معصیت میرسی و اگر دوری از یک معصیت شد دوری از تعداد زیادی از معاصی که اونوقت بعد20 تا40سال دوری از همه گناهان بدرجاتی از عصمت میرسی و آثار حداقلیش که درجاتی از حکمت و باز شدن درجاتی از چشم دل هست بهت عطا میشه. و بدنبالش برات مراتب عمیقتر خودشناسی و امام شناسی و خداشناسی هم حاصل میشه.که منجر به قرب بیشتر الهی میشود.و پیامبران هم اکثرا بعد 30تا 40سال دوری از بندگی نفس و شیطان و عبدلله بودن به مقام پیام آوری منصوب شدند.یاحق

یک موتور ماشین وقتی بدکار میکنه میرن تک تک اجزاشو بررسی میکنن ببینن عیب از کدوم قسمت چون همون قسمت خراب باعث شد در کل عملکرد سیستم اختلال ایجاد بشه.و انسانها در سیر تکامل روحیشون این حالت ممکن پیش بیاد.سعی میکنم انشالله ازین نگاه مسئلرو تفهیم کنم.قبلا  اشاره  کردم که تمام عبادات که بر ما واجب شد.برای تمرین بندگی یعنی عبدخدا شدن هست.ولی درین اینجا میخام این بحثو باز کنم چرا طرف انسانی اهل واجباته ولی اهل بندگی نفس و گرفتار و معتاد به گناهان فکری و زبانی و عملی هم هست.میدونی چرا؟چون اون انسان این نکته مهم که مناسک دینی تمرینی هستن برای اطاعت خداوند در تمام لحظات زندگیش رو فراموش میکنه..و نفس برای تابع موندن به این تمرینها نیاز دار.و این تمرین ها آثار عظیم دنیوی و اخروی دار.اگر اون حالو هوای عبد بودن در نماز و روزه و بقیه واجبات رو بعدش در تمام لحظات زندگیمون تونستیم حفظشون کنیم بردیم و تعالی روحیمون شتاب میگیره.وگرنه فقط در حد رفع تکلیفن.و پشت همون نیمکت کلاس اول میمونیم.مثالی میزنم شما برا لاغر کردن زحمت بخودت میدی صبح میری  ورزش عصرام میری باشگاه ولی اگر بعد ورزش و باشگاه هی حسابی بخوری خوب در اصل خودتو سرکار گذاشتی.قضیه عبادت و گناه کردن هم همینه.هی نماز میخونی تمرین بندگی خدارو میکنی و به نفست یاداوری میکنی.ولی بعد دودقه از نمازت نگذشته باز بندگی نفس و شیطان رو میکنی.یعنی گناه میکنی غیبت تهمت فحاشی کم فروشی اذیتو آزار ووو.خوب عزیز من این جوری قید تکامل روحی و خدایی شدن رو باید بزنی!! انسانی لاغر میشه(خدایی میشه) که بعد ورزش نمیشینه باز شکمشو پر از غذا کنه(گناه کنه) عزیز یک مسابقه گناه نکردن تو خانوادت بزار و جایزه تعیین کن براش.از تمام مسابقهای عالم پرسودتر براتون.برای مقرب درگاه الهی شدن بنده حقیر در حد فهم خودم سعی میکنم مفهومی و کاربردی پاسختو بدهم.نگا دوست خوبم کافی دوتا اصول رو  سعی کنی خوب رعایت کنی تا مقرب درگاه جان جانان شوی. یعنی اطاعت(غیر مناسک دینی) و عبادت(مناسک دینی)عبادت که مشخص برات مفهومش.و بنده اطاعت رو به 3 زیر شاخه کلی و محوری و مهم که هر کدوم زیر شاخهای زیادی میتونن داشت باشند تقسیم میکنم.که اون 3زیر شاخه اصلی که خداوند امر و تاکید بهشون دار.اول خود شناسی(که با دوری از گناه و بندگی نفس نکردن حاصل میشه) دوم خداشناسی و سوم امام شناسی هست.(چون گیرنده اصلی فیوضات الهی و سرچشمه تمام فیضهای عالم ولی اعظم الهیست.که رابط اصلی اتصال ملکو ملکوت هستند)حقیقتا این 3زیر شاخه تکتک بسیار مهم هستند و کاملا به هم مرتبط هستند.و از هر کدوم به دیگری میرسیم..و لنگ زدن تو در هرکدومشون کار و مسیر روند رو مختل میکنه.و هرچی انسانی در شناخت و عمل به این3 خواست الهی بعلاوه عبادت  قوی تر و بهتر عمل کن قطعا مقربتر خواهد بود.حالا نکته مهم اینکه بعضی انسانها تو دوشاخه اصلی که گفتم(اطاعت و عبادت) تو یکیش بیشتر لنگ میزنند یعنی طرف اهل اطاعته تا اندازه ای یعنی سعی میکنه آدم خوبی باش خیرات زیاد بد مهربون باش کسی رو اذیت نکنه ووو ولی چون اون بخش عبادت رو که اونم مثل بخش اطاعت خواست الهیست و ابزار قدرتمند تربیت نفس هست رو خوب رعایت نمیکنه پس در مواقعی دچار گناه میشه و بندگی نفس میکنه.(و این دست افراد کمی در بخش خودشناسی و کمی خداشناسی فقط سعی کردن پیشرفت کنند.اونم کم چون اگر کمی عمق داشت قطعا به امام شناسی و عبادت هم میرسیدند.چون کاملا به هم مرتبطند.برای همین شتاب تعالی شون بسیار کم میشه یا باز بعضی انسانها تو بخش عبادت قوی هستند ولی تو بخش اطاعت لنگ میزنند اونام باز حتی بیشتر دچار مرض سخت بندگی نفس میشن و معمولا دچار گناهان فراوان فکری و زبانی میشن.و برای درمان مرض بندگی نفس باید ریز شد دید انسانی که تو بخش اطاعت ضعیف تو کدوم 3زیر مجموعش بیشتر لنگ میزنه یعنی بخش خودشناسی یا خدا شناسی یا امام شناسی.و با ترمیم نقاط ضعف قطعا تعالیش کمکم استارتش شروع میشه.(مثالی میزنم تا خوب فهم کنی.شما این 3رو بمانند 3تا ظرف کنار هم در نظر بگیر که این ظرفا بعد 30 و 50 و 80 درصد پر شدن به ترتیب به مسیرهای باریکی میرسن که بهم راه دارن.و هرچی بالاتر مسیر ارتباطی بزرگتر و وقتی به سر ظرف هم برسه آب دیگ به کل با فشار بظرف بغلیش سرازیر میشه.یعنی انسانی که خودشناسیش از 30درصد بگذر کمکم ظرف امام شناسی و خداشناسیشم پر میشه و هرچی سطح آب(معرفت) بیاد بالاتر ظرف های بغلیشم سریعتر پر میشه یعنی معرفت خداشناسی و امام شناسیشم سریعتر رشد میکن.و انسانهایی که زیاد لنگ میزنند هنوز هیچکدوم از ظرفاشون 30درصد پر نشد تا کناریشو پر کنه!).یک مثال مفهومیم برای فطرت میزنم تا خوب درک کنی.نگا فطرت انسان رو خداوند مثل آهن ربا خلق کرده.آهن ربا خودش اجسام فلزی رو تشخیص مید و جذب میکنه.(نیکی) و  اجسام غیر فلزی رو هم تشخیص مید و دفع میکنه(بدی ها).ولی چون تداوم گناه و بندگی نفس و شیطان باعث میشه حجاب و کثیفی ها روی آهن ربای فطرت مارو بگیره و توانایی موج گیری الهیشو مختل میکنه پیامبران آمدند تا با هدایتها و کلام الهیشون این پوششها و کثیفی هارو پاک کنند.و دین الهی که ابزار بسیار قدرتمندی هست رو از جانب ذات اقدس الهی برای حفاظت فطرت ما از بدی ها آوردند.که هم قابلیت حفاظتی دارد هم رشد دهندگی.یعنی مثل یک تانگ زرهی عمل میکند که هم حفاظتت میکند از تیرهای آلوده  و هم از مسیر آلودگی میتونه بیرونت ببر.یاحق

بعضی دین گریزان میگویند چون خداوند دین مداران گفت تنبیه میکند و جهنم رو خلق کرد پس دینش رو قبول ندارند میگویند خداوند باید همیشه با بندگانش مهربان و لطیف باشد !!! و ازین دست موارد بیان میکنند.در جواب باید عرض کنم که عزیز من خداوند برای خودش که بندهاشو تنبیه نمیکنه بلکه بخاطر بنده ای بنده ای رو تنبیه میکنه..برادر من خدایی نکرد انسانی بیاد یک نفر یا چند نفر از خانوادتون رو بکشد.و طرف دستگیر بشه و شما چون خصلت مهربانی خداوند در وجودتون متبلور هست اگر طرف از غیر عمد کشته باش یا از روی یک هیجان یا خشم آنی کشته باش شاید ببخشیدش ولی اگر بفهمید طرف قاتل حرفه ای هست و خطاشو و جنایاتشو مدام تکرار کرد و تضمینی نیست تکرار نکنه.قطعا هر چقدر هم دل رحم باشید اون قاتل یا قاتل هارو نمیبخشید.و خواهان اعدامشون میشی.باز ازین مهمتر اگر قاتل حرفه ای خانواده همسایتون رو کشته باش دیگ اینجا ابدا حتی اجازه نداری بری درخواست بخشش از صاحب حق بکنی.بعد چطور توقع داری خداوند مهربان بیاد از جانی ها و گناه کارانی که چه با قتل یا با زبانشون حقناس های عظیمی رو پایمال کردن بیاد حمایت کنه و باهاشون مهربان باش و حق اون صاحبان حق رو نادیده بگیر.ابدا محال. بعدم خداوند کسی رو نمیسوزونه خودمون خودمون رو میسوزونیم.چون آثار اعمال خودمون در آخرت عینن بهمون برمیگرد.اصلا نگا داداش من اصلا بجای گناه غیبت باید بگیم آتش غیبت آتش تهمت آتش فحاشی آتش کینه آتش حسد آتش دزدی آتش اختلاس و تمام آتش های دیگ.یعنی دقیقا آتش هایی که این دنیا بخاطر بندگی نفس و شیطان روشن و شعله ور کردیم اگر بموقع توبه و جبران نکنیم اون دنیا با دقت میلیگرمی بهمون برمیگرد. بعدم فقط آثار اخروی نیست.دنیویشم النن داریم می بینیم ولی خودمونو شاید میزنیم به نفهمی.شما یک شیشرو فرو میکنی تو شکم یک انسان.نتیجش و آثارش میشه پارگی شکم و فوت اون انسان.بعد آیا تو میای میگی مقصر من نبودم بلکه مقصر اثر برندگی بود که خداوند بر این شیشه قرار داد ! آثار اخروی هم دقیقا همینه همینطور که بهمون گفتن شیشه اثر برندگی دار نباید فروکنی تو شکم مردم.همینطورم بهمون گفتن آثار تمام گناهان (فکری زبانی عملی) ماهیتن آتشه و میسوزونه...پس اگر گناهان رو انجام دادیم و وقتی اثرش عین همون استفاده نابجا از اثر برندگی شیشه تبعات سنگینش در قیامت بهمون برگشت و سوختیم دیگه حق نداریم خداوند رو مآخذه کنیم بلکه نفس خودمون رو باید ملامت کنیم.و در اصل باید بگیم بنام خداوند عادله بخشنده و مهربان .البته نکته مهم اینجاست که خود عدالت در دل بخشندگی و مهربانی نهفته هست یا به عبارتی ضرب شد.و عدالت در مهربانی یعنی با قدرت قهریه حق مظلوم رو بگیری و ظالم رو در برابر مظلوم خاضع و خاشع کنی و مجبور به عذر خواهی کنی.یاحق

عزیز یک حقیقتی اگر در دنیا آیت لله العظما هم باشی و ده تا مدرک پرفسرا هم داشت باشی ولی هنوز در مسیر تربیت نفست با اراده حرکت نکرده باشی و اهل مراقبه نشده باشی در حقیقت راه زیادی از مبدا اصلا هنوز طی نکردی و در درس اصلیت یعنی خدایی شدن نزد ملکوتیان در سطح کلاس اولی محسوب میشی.چون عمق دین یعنی تسلط نفسانی.و نمونهاش در تاریخ هستند که افراد بظاهر دین مدار که سرشون از سجده بر مهر پینه بسته بود و حافظ کل قرآن بودن ولی در برابر ولی خدا شمشیر کشیدن.رعایت ظواهر دین (پوسته دین) واجب و لازمه قطعیست ولی تا به عمق(رهایی از بندگی نفس) نرسه برای عاقبت بخیری کافی نیست.و حقیقتا کیفیت تمام اعمال ما بر مبنای تسلط نفسانی خدایی بودن ما سنجید میشه و ضریب میخوره..و پیامبران و امامان علیه سلام جانشون رو برای اقامه دین دادند.پس حفظ دین خدا از حفظ جانه بالاترین اولیای الهی هم مهمتر.حالا اصلا هدف اومدن دین الهی چی؟ انسان سازی(خدایی کردن) که این امر حاصل نمیشه مگر با تربیت نفوس.یعنی بصراحت بهت بگم هر فردی بدون توجه به حقیقت و هدف دین مداری یعنی تربیت نفس و رهایی از بندگی نفس فقط در سطح رعایت پوسته دین بمونه.و مراقبه فکری زبانی عملی نداشت باش و انوار حاصل از عباداتش رو جمع نکنه ابدا نمیتونه تعالی روحی پیدا کنه.و خیرات و عباداتش هم کیفیت و ماندگاریشون بشدت ضعیف خواهد بود.چون پاک و منتقل میشن. باز حالا جالب یک سری افرادی ازونور بوم میفتن.میگن ما بدون دین میتونیم نفس خودمون رو تربیت و کنترل کنیم و یک دلیل این حرف و عملشون بیشتر ندار.اونم اینکه میخان از قید بندگی خدا خلاص بشن.و دقیقا بر خلاف حرفشون عینن دارن بندگی نفس میکنن.باز وقتی کمی نرم میشه میگ خدارو قبول دارم نماز هم خوبه.ولی میگ آخه با رفقا میخایم بریم بیرون هی ببنیم نماز کی هست وضو داریم دسشویی کی بریم قبله کجای شکسته هست نشکستس. آیا مسخرمون کنن نکنن و. البته اینا بهونس.یعنی فقط هدفش اینکه از هر قیدو بند و اصولی خلاص بشه..و فقط نفس خودشو میخاد اطاعت کنه .حالا ازین افراد در دو جا میشه عبرت گرفت.اول وقتی که مشگل و سختی بزرگی براش پیش میاد.اونوقت خداجونم غلط کردم از دهنش نمیفته و میگ 17 رکعت در 20دقه که هیچی روزی 170 رکعت میخونم در 200دقه.و هم دوما وقتی طرف یک کلاسی میره یا کوچ کاری دار چنان دقیق بندگی مربی و کوچشو عین یک برده میکنه هرجا میگن سر وقت میر هرکار و قائده و برنامه ای که میگن دقیق انجام میده و رعایت میکنه بعدشم در زمان و با شماره خاصی که میگن میتونه باهاشون ارتباط بگیر ولی فکر کرد خالقش اومد70سال رو زمین ولش کرد و هیچ برنامه قائده و روش و اصولی براش تعیین نکرد و هیچ تایم و وسیله ارتباط خاصی هم براش قرار نداد !!!(عقل عقل عقل) و اگر واعظی بدون گفتن جملاتی درباره تربیت نفوس و خودسازی فقط درباره طاغوتها و مسکتبرین زمان امام علیه سلام بگه حق مطلب رو بیان نکرد.چون طاغوتها محصول مستکبرین عالمند و همین عدم تربیت نفسانی انسان ها و طغیان و استکبار درونیشون به ایجاد مستکبرین و طاغوتهای عالم منجر شد.پس اولیای الهی در طول تاریخ اومدن انسانهارو از بندگی نفس یعنی استکبار درونی رهایی بدند تا خدایی بشند. اهمیت این بحث تربیت نفوس رو درین جا باید فهمید که پیامبران و اوصیای الهی رو بی دین ها شهید نکردن بلکه نفوس طغیان کرده و سرکش یعنی مستکبرین کوچک و بزرگ شهید کردند.پس نتیجه میگیریم دین داری هدف نیست. بلکه ابزار قدرتمندی هست برای رسیدن به هدف خلقت یعنی خدایی شدن انسانها.یاحق

عزیز عبادات هدف خلقت ما نیست بلکه هدف خلقت ما عبد شدن(بنده مخلص و انسان کامل شدن هست) که این امر بوسیله ورز خوردن در کورهای امتحانات الهی حاصل میشه.چون پازل امتحانات هر انسانی جوری دقیق برنامه ریزی شده که اگر کمی همت کنه اونو قدم به قدم رشد مید. و عبادات دقیقا عین همون پاکن و سرکنه سر جلسه امتحان عمل میکنند که هی مارو کمک میکنن تا هی دوباره شارژ بشیم یا هی اشتباهاتمون رو پاک و جبران کنیم تا مدام ترقیب و یاری بشیم برای درست پیمودن مسیر رشد و تعالی.و نکته بسیار مهم اینکه در مسیر رشد روحی مون نباید بزاریم علف های هرز یعنی رذایل اخلاقی بر روح ما رشد کنند..و اگر بر اثر غفلت رشدم کردن باید سریعا گندزدایی کنیم.و اسلام عزیز کامل ترین دین و روش برای انسان سازی می باشد.چون قوی ترین و موثر ترین ابزارهارو رو برای این کار دارا می باشد.یعنی انسانها بوسیله ابزار دین اسلام ناب خیلی احتمال اینکه بتونن به تعالی روحی و مراتب قرب الهی برسن بیشتر از ابزار دین ها و روش های دیگر هست.ولی ممکن یک مسیحی یا یهودی هم با عمل به همون مفاهیم مشترکه حقی که میفهم از مایه مسلمان انسان تر بشه.یعنی بر نفس خودش مسلط بش و گندزدایی کرد باش.و اهل دروغو تهمتو افترا و بدگویی و فحاشی و تکبرو غیبت نباش.و از معاصی دیگر هم دوری کنه و به پدرو مادرش بسیار محبت کنه و هم بخلق خدا ووو. ولی مایه مسلمان ممکن از ابزارهای بمراتب قدرتمند تری که داریم درست استفاد نکنیم و درخت وجودمون سراسر از هلفهای هرزه غیبت تهمت بدگویی بداخلاقی نفرت کینه لجبازی بددهنی اذیت دروغ و آثار گناهان دیگر مثل حروم خوری و... پر باش.خوب قطعا اون طرف به رستگاری بمراتب نزدیکتر تا ما.مثالی میزنم به من ابزار بیل و کلنگ میدن میگن فلان جارو بکن.ولی به شما دوتا قاشق میدن میگن بکن.من ممکن بر اثر کج فهمی و ناشی گری بیلو کلنگو درست استفاد نکنم یا هی بزنم بسنگ.ولی ممکن شما با تمرکز و دقت با همون ابزار ضعیف و کوچک وظیفت رو بهتر از من انجام بدی و بیشتر گود کنی و نفس خودتو بیشتر از گناه و رذایل اخلاقی تخلیه کنی...ولی قطعا قطعا کاملترین دین برای انسان سازی دین اسلام ناب هست.چون آخرین دین الهی هست و برترین و با کیفیت ترین ابزارهای تعالی بخش روح انسانی رو دارد.که قرآن و عترت در راس قلش هستند و نظیری در طول تاریخ خلقت ندارند.و هم وجود مناسک و عبادات و ادعیهای فوق العاده روح بخش که نمونشون در ادیان دیگر بسیار نادر هست.و حتی عرفا و علمای عامل فوق العاده عالی ای داریم که تعدد و نمونشون در ادیان و امت های دیگ نیست.از شیخ بهایی ها خواجه نصیرها قاضی ها مجتهدی ها بهجت ها طباطبایی ها و صدها عارف و عالم و فقیه دانشمند بزرگ مسلمان که مستقیم یا با یک یا چند واسطه از شاگردان امام باقر و امام صادق و امام رضا علیه سلام بودن و یا دنباله رویه سیره آن اولیای اعظم الهی آن امامان همام بودن و هستند.و حقیقتا اگر آدمی با ابزارهای فوق العاده قدرتمند انسان سازی دین اسلام نتونه تسلط نفسانی و تعالی روحی پیدا کنه با هیچ دین و مسلک دیگری هم نخواهد توانست.یاحق

دوست عزیز عصاریه سالها مباحث اخلاقی بندیه حقیر در چند جمله کوتاه این مواردی هست که ذکر خواهم کرد.که منطبق هست با آن چیزی که از حقیقت عالم درک میکنم.اول خوشبینی بخداوند که اصلی ترین رکن ایمانه(یقین بدانید حقیقتا ملکوتیان بسیار مشتاقن برا یاری متقین)و دوم تقوای الهی و مفهوم تقوی در یک جمله یعنی عمل به ایمان.یا به عبارت دیگر عمل به آنچه میفهمیم حق هست و دوری از آنچه میفهمیم باطل هست.و ایمان الهی از فهم حقیقت نشعت میگیره.طرف میگ میفهمم نماز یا احترام به مادرو پدر خوبه و بهم آرامش مید ولی کوتاهی میکنم.یا میفهمم دزدی دروغ فحاشی بدگویی اذیت بدحجابی ووو بد و روحمو آزار میدن ولی نمیتونم آنچه بهش ایمان دارم یعنی میفهمم حق هست رو عمل کنم.و دلیلش اینکه در اکثر مواقع نفسش افسارشو در دست دار و درون لحظات بندیه نفسش هست نه بندیه خداوند.و حقیقتا در آخرت تفاوت مرتبه و جایگاه انسانها به تعداد لحظاتی بستگی دار که در دنیا بندیه حقیقی خداوند بودند.در دنیا هرچه لحظات بیشتری بندیه او بودیم به همون نسبت در آخرت به او نزدیک تر و مقرب تر خواهیم بود.و سوم بالا بردن و عمق دادن به ایمانه قلوب با ابزارهای قدرتمند اسلام ناب هست ( مانند قرآن عبادات روایات معصومین ادعیها و کلام عرفا)که باعث ترک بندگیه نفس و عمل بیشتر به ایمان میشه.و محصول عمق بخشیدن به ایمانه قلوب میشود تقوای بالاتر و خدایی شدن بیشتر.و بنده تقوارو سپر حفاظتی و تقویتی ایمان میدونم و اگر آنچه که میفهمیم حق هست یعنی آنچه پیامبران درونی و بیرونی بما آموختن رو بهش عمل کنیم ایمانمون رو عمیق تر و استوارتر میکنیم.و از افول و زوال و بطلان ایمانمون جلوگیری میکنیم.و انسانها در آخرت میفهمند که ذره ذره درجات ایمانه الهیشون چقدر ارزشمنده و چه گوهره ارزشمندی با خودشون به سرای ابدیشون آوردن.و تمام الماسها و ثروتهای عالم همشون روهم ارزششون از ارزش ذره ای از ایمانه قلبی حتی یک انسان هم پایین تره.یاحق

خاهرم برعکس آخرت و ملکوت و ملکوتیان اصل حقیقتا.چون همه ارکانشون ثبات دارن و همیشگی هستند.نه دنیا. بنده دنیا و ارکانشو از نظر زمانی و ثبات عین یک وهمه سراب تعبیر میکنم.یعنی شما یک سراب رو همینکه خیال میکنی هست میفهمی نیست رفت تموم شد.دنیا نه ثروتش ثبات دار آنی ممکن زمین لرزه ای یا سیلی و طوفانی بیاد و تمام محصولات و هتل ها مجتمع ها ووو همرو نابود کنه..زیبایی و سلامت دنیا هم که به یک تب یا تصادف بنده و محبوبیت و قدرتشم به یک فتنه یا پخش یک فیلم بند.سوادشم به یک فراموشی بند.پس حقیقتا عین سرابه و هیچ ثباتی ندار و بسرعت گذره یک فکر و توهم از ذهن رد میشه و تموم میشه...ولی وای بر انسانهای غافلی که تمام این وقایع و بی ثباتی و فناپذیری  دنیارو هر روز مدام می بینن که به مانند فریادهایی می مونه که به سر انسان میزند که ای انسان من جایگاه و سرای حقیقی تو نیستم.ولی بازم انسانهایی گیج میزنن و از خالق و زندگی حقیقیشون در سرای باقی غافلند و دنیارو برای خودشون میخان بهشت و باقی کنند.و خودشون خدایی کنند.ولی حقیقتا شدید در خسرانند.و دنیا رو از نظر عملکردی عین تایم یک جلسه امتحان باید بدونیم.نه بیشتر نه کمتر.کمتر بدونیم دچار پوچی میشیم و بیشتر هم بدونیم دچار غرور و جو گیری میشیم.پس فقط دنیارو در حد یک جلسه امتحان باید بدونیم و موقع امتحان هم باید توجهمون آن به آن به خالقمون باشه.و نباید بزاریم حواسمون پرت بشه یا حواسمون رو پرت کنند.و باید بدونیم که چه جوابارو درست بنویسیم چه غلط و چه ننویسیم در هر صورت بسرعت پلک بهم زدنی تایم امتحان تموم خواهد شد.و برگیه امتحانمون گرفته خواهد شد و زندگی حقیقی در سرای باقی شروع خواهد شد.پس باید سعی کنیم تمام لحظات زندگی دنیویمون الهی باش.وگرنه در سرای باقی بشدت حسرت خواهیم خورد.یاحق    

با سلام و عرض ادب.هر از چند گاهی بلاخص در شبکات اجتماعی میبینم مسخ شدگان
شیطان دیگ از لجن پراکنی و دروغ پراکنی علیه ولایت فقیه نایب امام زمان و بعد
امامان معصوم علیه سلام و بعد خود پیامبر سلام الله  و بعد دین اسلام به دروغ
پراکنی علیه خود ذات اقدس الاهی میرسن و میپردازن..که بنده خلاصه ای از مباحثم
درباری خداشناسی که مفهومی بحث کردم در سایتم قرار میدهم..عزیزان من عقل شدیدا تایید میکن که خداوند وقتی ما انسانهارو خلق میکن  مارو بحال خودمون رها نمیکنه.بلکه دین یعنی راه و روش
زندگی رو هم برامون میفرست و عقل بشدت تایید میکن که باید روز حسابی باش یعنی
بهشت و جهنمی هم باید باش وگرنه هرکی هر معصیت و گناهی بخواد براحتی انجام
مید..میزنه 100نفرو میکش و اصلا اگر بازداشتم بشه فقط یکبار اعدام میشه پس
مجازات اون 99نفر دیگ که کشته چی میشه؟؟!!!در قران در آیه 67 سوره اسرا
خداوند بیان میکند که به همون خدایی ایمان بیاوردید که در موقع سختی ها بمانند
وقتی که در دریای طوفانی هستید و مرگ را بچشم می بینید بطور ناخداگاه با تمام
وجودتون او را صدا میزنید.و مثالی که بنده برای فهم عمیق تر این ایه قرآن زدم این هست که مغز ما مثل یک کامپیوتره یک کامپیوتر وقتی خیلی فشار بالاش
میاد و هنگ شدید میکن مجبوریم ریست فکتوریش کنیم که تمام برنامها و هاردش پاک میش و فقط برنامهای مادر یعنی برنامهای پیشفرض که در  فضای غیرقابل
دسترسی هست پاک نمیش مثل برنامه ماشین حساب و مرورگر اینترنت.این فضا توسط سازنده کامپیوتر ایجاد شد و برنامهای مادر و پیشفرض
درون اون نصب شده که اصلا پاک نمیشن. و موقع لود شدن اون برنامهای پیشفرض میاد
بالا.گوشی هوشمند هم همینطوره..حالا مغز انسان هم دقیقا همینطوره و موقعی که در
سختی های شدید قرار میگیریم یا مرگ رو جلو چشمون می بینیم از استرس بالا تمام
برنامهای مغزمون پاک میشه(و همچنین همه ویروسها و بدافزارها یعنی تمام شرکهای
خفی و تمایلات و وابستگی های دنیوی مون همه برنامهاشون پاک میشه)و اونجاست که
سازندمون معلوم میشه چون درون لحظه فقط برنامه ای که سازندمون در مغزمون بطور
پیشفرض قرار داد لود میشه.و اون برنامه ایمان و یقین به ذات اقدس الاهیست.که
قبل ورود به این عالم همه انسانها بخاطر کنار بودن پردهای غیب به خداوند ایمان
داشتیم.و  برنامش در مغزمون بطور پیشفرض تعبیه شده و در شرایطی که فشار خیلی
سنگین بالامون هست و دیگ به هیچ چیزی امید نداریم و درون لحظه  دیگ همه حافظه و
هارد مغزمون بطور موقت پاک میشه و به ذات اصلیمون برمیگردیم و فقط اون برنامه
پیشفرض اولیه یعنی ایمان و یقین به پروردگارمون در مغزمون بطور خودکار  لود میشه.شما حتما اینحالت براتون اتفاق افتاد مثل تصادف سنگین یا مریضی سنگین پدر مادر یا موقع رفتن تو اتاق عمل یا موقع  تکونهای شدید هواپیما.درون موقع ها انسان  بطور ناخداگاه از درون و
اعماق وجودش خدایش پروردگارش را احساس میکند و صدا میزنه...در نشر کوشا باشید.موفق و مؤید باشید

در ادامه مباحثم-شما خوب به دلایل اثبات عقلی خداوند که بیان میکنم توجه کن.انشالله توفیق فهمش بهت عطا میشه.طبق قانون اول ترمودینامیک انرژی برای ایجاد شدن نیاز به علت داره.پس ذره اولیه  عالم محال بطور تصادفی ایجاد شد باش.و هم ماده برای حرکت و تشگیل نیاز به علت دار و این علت در نهایت باید فرا ماده باش وگرنه اونم باز نیاز به علت پیدا میکن و این هی تکرار میشه و دوره تسلل ایجاد مشه پس جهان مادی  نیاز به آفریدگار فرا مادی دار که خداست که خالق ماده است و این جهان چنان از سلولهای مادی بدن ما تا کهکشانها چنان  نظم عجیب و ساختار پیچیده ای دارند که این پیچیدگی نیاز به یک پروردگار بسیار قدرتمند و مدبر دارد همینطور که وقتی شما به داخل یک دسگاه پیچیده برقی نگاه میکنی با هزاران سیمو ترانس پیچ در پیچ .و بدون شک از دیدنه پیچیدگی این دسگاه به سطح بالای دانش و توان اون مهندس طراح و  سازندش پی میبرید.عالمم بطور مشهود ساختار پیچیدش وجود خالق و طراح بسیار زبردست و قدرتمندرو فریاد میزند

مثالی دیگری هم برای اثبات عقلی خداوند بیان میکنم یک گیاه  که تو یک کشوره عربی یا آفریقایی که بسیار گرم است روییده و رشد کرده  یعنی ویژه اون منطقه گرمسیری است.یعنی تمام اون برنامه ریزی پیشفرض که در سلولهای اون گیاه قرار داده شده برای این آبو هوا و اقلیم برنامه نویسی شده.حالا این گیاه رو ببریم تو یک منطقه سردسیر که نوع آبو هوا و اکوسیستمش  تفاوت زیادی با زادگاه اصلی اون گیاه داره یعنی دیگه اون برنام ریزی دقیقی که در سلولهای اون گیاه  به طور پیشفرض برنامه ریزی شده بود.حالا بدلیل تغییر زیاد در دما و رطوبته آبو هوا و نوع خاک و اکوسیستم نیاز به تغییر اساسی و یک برنامه ریزی بکل جدید و تازه دار تا اون گیاه بتونه خودشو با آبو هوای جدیده متضاد وقف بده.و بارها این کار صورت گرفته.این مثال رو درباری حیوانات هم میشه زد و بارها دیده شد.خوب بنظر شما که منکر خدا هستی کدوم برنامه نویسه بسیار قدرتمند برنامه تمام سلولهای اون گیاه یا حیوان رو از نوع بکل بازنویسی و بکل تغییر میده اونم بطور صدرصد و متضاد.آیا همین مثالم  که  برات زدم  اثبات نمیکنه که این عالم  در معنای واقعی کلمه دارای شعوریست بسیار هوشمند و دقیق و قدرتمند که این چنین برنامه ریزی میکند.و آن شعور همان ذات اقدس الاهیست.و طبق آیات قرآن اول و آخر و پیدا و پنهان اوست.در سه جوابی که بهتون دادم خوب و خوب و خوب بیندیشید.

مولای من بشر قدرنشناس با شما چه کرد که از حق مطلق از یدللهو الاکبر بعد پیامبر به مظلومیت یاد شد.و اول مظلوم عالم نامید شدید.حقیقتا هیچ روضه ای ازین سوزناکتر نیست...بشری که هم از لحاظ قدرت و شهامت در بالاترین سطح بود و هم از لحاظ درایت و ذکاوت و بلاغت در اوج قله بود.و کاملا تمام وجودش هم محو خداوند بود و یکپارچه توحید بود.حقیقتا فقط چنین مخلوقی امیر المومنین هست- عزیز اگر بخایم درست و الهی به حقیقت عالم نگاه کنیم گرفتن طراوت جوانی و سلامتی و زیبایی در کهنسالی خودش نعمت بزرگی برای انسان هاست.مثالی برای فهم مطلبم عرض میکنم.سر جلسه امتحان بعد پایان تایم امتحان معلم لطف میکنه هم برگ سوالها هم برگ جوابها یعنی تمام ابزارهای امتحان رو از ما میگیر. وگرنه محدودیتهای جلسه امتحان رو بی دلیل باید تحمل کنیم و سرگردان میشیم و نتیجه امتحانمون هم نمیفهمیم.امتحان های الاهیم دقیقا همینطوره چون دقیقا جوانی و زیبایی و سلامتی ووو همه ابزارهایی هستن که بوسیله اینها در دنیا مورد آزمایش قرار میگیریم و تا مادامی که هرکدوم از این ابزارهای امتحان رو داریم نسبت بهشون مورد حساب قرار می گیریم.و در سن کهنسالی چون دیگ تایم امتحانمون در حال اتمام هست.دیگ این ابزارهای امتحان کمکم از ما گرفت میش.پس هم دادنش نعمت بود چون بوسیله امتحان هاست که روح انسان میتونه تعالی پیدا کنه و انسان به درجات و مراتب قرب الهی برس.گرفتنش هم برای انسان لطف و نعمته.چون نشانه پایان اون امتحان هست.چون انسانه متقی تا امتحانش تموم نشه نمرش اعلام نمیش تا پاداش اصلیش که وصال دائمی یار هست حاصل بش و برای انسان سرکش هم لطفست چون باعث میشه کمتر در لجنزار خاستهای شیطانی و نفسانیش غرق بش و کمتر از خالقش دور بشه.پس هرچه از اوست خیر مطلق هست.یاحق

لطفا با دقت مطالعه کنید-برادر من اصلا درین دنیا برای ورز خوردن اومدیم و لول و سطح آزمون هر انسانی مشخص و مقدر شد و بر مبنای ظرفیتش تنظیم شد.ولی نکته اینجاست درست نیست که چیزی رو بزور از خداوند بخوایم و حقیقتا نذرها و دعاها در تغییر مقدرات تاثیر گذارند.و نباید هر کار و هر دعایی کنیم تا مقدرات الهی تغییر کند تا مثلا بچتون یک تبم نکنه و ذره ای سختیه هیچ آزمونی رو تحمل نکنه.چون دیروز اشاره کردید اهل بازی رایانه ای هستید مثالی از جنس علایقتون میزنم تا خوب فهم کنید.تو بازیای رایانه ای که قدیم بازی میکردیم بازیا بطور پیشفرض روی حد نرمال تنظیم بود.یعنی یک فرد عادی سالم میتونست با کمی سختی بازی رو سریع تموم کنه...ولی یکوقت طرف ضعیف عمل میکرد و نمی تونست مراحل رو رد کنه.میرفت و سختی بازی رو میزاشت روی لول آسون و اونوقت بدون ذره ای دشواری مراحل رو رد میکرد.ولی تموم کردن بازی در حالت آسون یک فرقی با تموم کردن بازی در حالت نرمال داشت اونم اینکه اگر بازی رو بجای لول آسون رو حالت نرمال تموم میکردی در آخر بازی هم جوایز و قابلیتهای های خیلی بیشتری بهت داد میشد و هم بعدش سطح و لول هارد و سخت بازی برات باز میشد. یعنی سطح و ظرفیتت ارتقاع پیدا میکرد.حالا تو بازی زندگی هم عینن همین قانون صادق هست.هر انسانی برمبنای ظرفیتش از اول سختی آزموناش جوری تنظیم شد که پاس کردنش نه خیلی سخت باش نه خیلی آسون و اگر نمره قبولی بگیر ظرفیت روحیش ارتقاع هم پیدا میکنه و انسان در بالاترین سطح قربی ممکنش به پروردگار عالمیان خواهد رسید... ولی بعضیا با اشتباه دعا کردن و واگذار نکردن امورات بچشون به پرودگارشون بر مبنای صلاحش.باعث میشن مقدراتش تا حدی تغییر کنه که شاید در دنیا ظاهرن بصلاحش باش و راحتر باش ولی با دید زندگی مجموع دنیوی و اخرویش به صلاحش نیست.بطور مثال پیامبر اکرم ص و حضرت علی علیه سلام و حضرت صدیقه اطهر سلام لله از واقعه عظیم کربلا خبر داشتن ولی دعا نکردن که این آزمون بزرگ و سخت از گردن فرزندشون برداشت بشه یا حضرت ابراهیم ع دعا نکرد اون آزمون سخت یعنی بریدن سر پسرش حضرت اسماعیل از رو دوشش و گردن بچش برداشت بش چون میدونستن این ابتلائات چه نفع عظیمی براشون خواهد داشت و هم بطور مثال مادر پدر شهدا بچشونو میفرستن تو دل سخت ترین آزمونهای الهی.بعد بعضیا انقدر قربونی و نذر و دعا برا سلامتی بچشون میکنن که اکثر سختی ها و امتحانات بچشون برداشت یا منتقل میش و به همون نسبت که ازینور سوالات و سختی آزمون کم بشه ازونورم درجه قربیشم کم میشه.یا شنیدم والدینها نذرهای سنگین میکنند که بچشون فلان رشته قبول بشه.واقعا من نمیدونم کی به این افراد گفت صلاح دنیا و آخرت بچشون تو اون رشته هست عزیزی بهم میگفت از معلولیتم به درگاه الهی گله مندم.گفتم شما به این فکر کن اگر سالم بودی احتمالا با زنی دیگر ازدواج میکردی و بکل نسلت عوض میشد.که ممکن بود فرزندی شقی و دشمن خدا حاصل ازدواجت میشد.که حاظر بودی هزار بار قبل ازدواجت بمیری تا چنین محصولی حاصل نکنی.ولی درین ازدواج ممکن فرزندی صالح نصیبت بشود که منفعت عظیم ملکوتی براید داشت باشد...پس اگر ما حکمت الاهی و صلاح خود رو میدونستیم هیچوقت زبان به گلایه باز نمیکردیم... و پدرو مادر ها باید خودشونو فقط پرستار بچشون بدونند.و باید طبق خواست صاحب اصلیش سعی کنند تربیتش کنند.و چه فراوان ادعیهای بینظیری از حضرات معصومین علیه سلام بما رسیده هست.که یکی از اهداف بیانشون نشان دادن اهمیت دعا و تاثیرش بر زندگی انسان هست.و آموزشی هم برای شیعیانشون هست.و درست ترین دعا نسبت به امورات فرزندان اینکه بگوییم خداوندا در آزمونها و ابتلائات الهی فرزندانمان را یاری فرما و از بلایای الهی محفوظش بدار و آنچه خیر فرزندمون هست سرراهش قرار بده ما راضی هستیم به رضای تو...و اینکه میفرمایید فلان شخص شرایط و سطح عقیدتیش عین شمایه ولی  فلان دغدغهارو ندار یا داشته برطرف شد ولی مال شما نه.اولا  که عزیز مهم تشابه ظاهری اعمالتون نیست بلکه ملاک الاهی سطح ایمان قلبی ماست که بر همون مبنا هم ظرفیت ها سنجید میشه و مقدرات برنامه ریزی میشه که با دعا و تغییر سطح ایمان میتونن تغییر کنند...در ادامه جوابم یک مثال کلی براتون میزنم تا بهتر حق مطلبرو درک کنید..تو مسیر مسابقه دویه استقامت المپیک مثلا 5دور باید دور پیست زده بشه.و همه دوندها قطعا ظرفیته بلقوشو داشتن و تستای کوچیکیم شدن قبل مسابقه و تو امتحان اصلی حالا یک دوند به هر دلیلی وسط مسابقه نفس کم میار یا ماهیچهاش میگیر.و داور میکشش از مسابقه بیرون تا یکوقت سنکوب نکنه و دیگه مقامش بر مبنای متراژی که رفت محاسبه میش.حالا شمایی که هنوز در هیاهو و فشار دویدن مسابقه هستی و رو کل عضلات بدنت فشار هست اگر به عقب نگاه کنی می بینی اون طرف که از مسابقه رفت بیرون چه ریلکس و آروم دراز کشید و هیچ فشاری روش نیست و دار شربت و شیرموز و شکلات میخور ولی تو از فشار مسابقه و عطش دار جونت بالا میاد.خوب الان نکته مهم اینجاست که اون چون کم آورد داور کشیدش بیرون از پیست مسابقه و مقامش برمبنای متراژی که تا الان طی کرد محاسبه میشه و زودتر به آسایش  رسید ولی دیگه قید مقام و عناوین بالا رو زده ولی تو برای مقام اول تا سومی داری میجنگی...زندگیم دقیقا همینه اونی که خداوند زودتر از پیست مسابقه زندگی میکشش بیرون و شربت و موزو شکلات بهش میدن در اکثر مواقع دلیلش اینک تحمل و ظرفیت بیشتری دیگه اون شخص برای ادامه مسابقه و تحمل سختی زندگی ندار.و اگر ازین بیشتر بالاش فشار بیاد سنکوب عقیدتی میزنه و ایمانش بر باد میر...پس بر مبنای دومثال مفهومی ای که بالا زدم بنفعه همه انسانهاست که ذات اقدس الهی رو وکیل خود قرار دهند که چه وکیله خوب و عزیز و بی همتاییست . در آخرم از عزیزانی که از بندیه حقیره سروپا تقصیر چه شفاها چه کتبا چه قلبا تشکر کرده بودن سپاسگزارم.و عزیزان همون قلبا برای بنده کفایت میکند. و درک میکنم و نیاز به پیغام دیگری نیست.چون تاثیر بر هدایت انسانها برام مهم هست که اگر درصدی سطح ایمانی رو بتونم افزایش دهم و رذایل اخلاقی عزیزی کم شود بلطف الهی در اکثر مواقع احساس میکنم..و این بهترین هدیه برای من هست.که ازین دست هدایای بلطف الهی فراوان دریافت کردم. حقیقتا اگر انسانی سعی کند رذایل اخلاقی هک شده بر نفسش را بتراشد و از شیطان تبری جوید بدون شک قلبش مقاومت نخواهد کرد و مفاهیم حق رو دریافت خواهد کرد و به همه عزیزان پیشنهاد میکنم کمی وقت بزارن و مباحثم و کتابهامو مطالعه کنن و اگر نکات مباحثم رو در حد توان عمل کنن بندیه حقیر افزایش مراتب قرب الهی رو براشون تضمین می کنم.و حقیقتا عزیزان قدردانی از معلم در سرعت بخشیدن به رشد تعالی روحی انسانها بسیار موثر هست.و یکی از دلایل واجب شدن نماز همین میباشد.چون حقیقتا اگر خاستار رشد و تعالی سریعتر هستیم باید مدام سپاسگزار معلم حقیقی و اصلیمون یعنی پروردگار عالمیان باشیم.چون تمام معلمهایمان در هر سطحی و از هر جنسی چه انس چه فرشتگان چه ارواح متبرکه چه کتاب الهی و چه جنیان مومن تماما از او هستن و واسطیه او هستند.و بالاترین و موثرترین ذکر برای سپاسگزاری از خالق ذکر شریف نماز هست چون ذکریست که خود او که معلم معلمان هست تعیین فرمود هست که هم تشکر کلامی و هم عملی (رکوع سجده) و هم توجه و تشکر قلبی همرو باهم دارد.که چه زیبا ذکریست که چه والا ذکریست که چه عزیز ذکریست و هیچ بشری بدون این ذکر به مقامات عالیه قربه الهی نمیتواند برسه...یاحق

با سلام و عرض ادب.این استخاره هارو بخاطر بیان حقانیت و زنده بودن قرآن و تاکید ذات اقدس الهی بر عمل نشر میدم... یکشنبه غروب دلم گرفت بود بعد نماز عشا استخاره گرفتم ببینم آیا خداوندم ازم راضیه و هم از مباحثم که این توضیح و آیه اومد. اگر مبحث آخرم که 2روز قبلش یعنی جمعه هفته پیش با پس زمینه سبز منتشر کردم  رو خونده باشید که درباره نفس و اعماق وجود و تعالیش و نتیجه اعمال و عالم بی عمل پرداختم کاملا متوجه دقت استخاره و جواب ذات اقدس الهی میشید.حقیقتا دوست دارم نور ایمان در همه قلوب روز افرون بشه.هم متن توضیح و هم ترجمه آیهای16 و 17 و18 سوره ق رو بخوانید عینن درباره مبحث 3روز قبل استخارم هست حتی به ضبط و ثبت سخنها توسط فرشتگان که اشاره کرد بودم دقیقا تو استخارم اشاره شده. پس مشخصه کاملا قرار دهند اون مفاهیم در قلبم با گویند این استخاره بهم قدرتی یکسان هست یعنی ذات اقدس الهیست. برنامه ای هم که استخاره میگیرم تو بازار هست بنویسید قلم هوشمند قرآنی(سبز رنگه)خودم حدود 7ساله دارمش..استخاره دوم هم آیه37سوره نور هست که مال وقت انتخابات مجلس هست که چون نشرش دادم سیو داشتم.هم برای خودم و دیگران دنبال انتخاب اصلح بودم که آقای قدوسی تو ذهنم بود که جواب استخاره و ترجمه آیرو مشاهده کنید.گوینده جواب استخاره دقیق میداند منظورم انتخاب فردی برای خدمت بمردم هست.(در استخاره هم به متن فارسی توضیح استخاره هم به معنی آیه استخاره و هم به دو سه تا آیه قبل و بعدش اگر مرتبط و توضیح آیه استخاره هست باید توجه و مطالعه شود)  اینا قابل اثباته چون دلایل استخاره واضح و مشخصه.ولی موارد متعدد دیگ نه.عزیزان حتی اگر بتونیم یکدرصد ایمان قلبی انسانی رو مثلا از 10 برسونیم 11 یعنی یکدرصد افزایش بدیم در قیامت بشدت هم بکار اون انسان و هم بکار خودمون میاد.و حتی یک عالم بزرگ با یک حرف شما ممکن یکصدم درصد ایمانش افزایش پیدا کنه از 80 مثلا بهش 80/01 و اون دنیا حاظریم بخاطر صدم درصد ایمان قلبیمون خروار خروار طلا اگر داشتیم میدادیم.پس عزیزی که اهل بحث و هدایتگری خیال نکن طرف مقابل یک ریچاری گفت یا مثلا بلاکت کرد دیگ یعنی نشانه شکست هست. نه اگر سر سوزنی ایمان قلبی رو بتونیم افزایش بدیم ملکو ملکوت بهمون سلام میفرستن و دعا میکنن...و دیدم افرادی که بعد بلاک کردن کمکم اون کلام بمانند  نوش دارو  اکثیر وار نرم نرم روشون اثر کرد و نگرشش حتی با همون یکی دوجلسه تاحدی عوض شد.اگرم نشه شما بازم وظیفتو انجام دادی.و اون بلاک از سر یک عصبانیت و تصمیم آنی و هیجانی بود.اینم بگم در دنیا هرکاری بکنی نمیتونی همرو هدایت و راضی کنی پس فقط هدفت رضای خداوند باشد اونوقت دل خداییشدگان هم کمکم ازت راضی خواهد شد. پس نگران نباش و فقط برای خدا کارتو انجام بد.ولی اصرار و جدل ابدا.و کمکم به لطف الهی تا حدی قدرت تمیز دادن بین فردی که قلبش قابل هدایت هست یا نه بهت عطا میشه.و اون بحثی که موثر بود یا تشخیص دادی موثر هستو ابدا محدود به یکنفرش نکن.و نشرش بده که خواست الهی تا جایی که من درین سالها فهمیدم این چنین هست.این بلاک کردن هارو بندهم اوایل شروع کارم دیدم.حقیقتا اون دنیا عجیب این صدم صدم های ایمان قیمت میخور.قارونش حاظره تمام ثروتشو بده تا یکصدم درصد ایمان الهی اون دنیا از شما بتونه بخره.ولی ولی ولی.هرچی ازینور بردی همونه دیگ...حقیقتا وقتی با منکرین خداوند بحث میکنم دلم بشدت میسوزه.جالب بعضیاشونم بشدت عاطفین و خوش قلب و خوش ذاتا و فقط از طریق احساس الهی که سعی میکنم بهشون منتقل کنم قابل هدایتن.و اون جرقه بلطف الهی زد میشه.عزیزان دل یقین بدانید خداوند هست وجود مبارکش رو به طرق مختلف به بنده حقیرش فهمانده  بجوری که اگر چکو سفتهای دنیا اونور معتبر بود و برای اثبات یقین میشد چکو سفته داد همه مدارک عالم رو حاظر بودن امضا کنم براشون تا باور کنن.برای بعضیاشون تکرر اعداد فرشتگان رو فقط اونایی که قابل اثبات هستو میفرستم مثلا ممکن در طی یکروز مدام هروقت در طی 24ساعت  ساعت رو نگاه کنم دقیقش رو 33 باش.مثلا 1.33 تا 23.33 ولی این برای طرف انسی قابل اثبات نیست میگ نه با اراده نگاه کردی.ولی بعضی وقتا مثلا تو گوشیم یا موارد دیگ میبینم بعد تکرر تجمع یعنی چنتا همزمان یکجا میاد جلوم مثلا 5تا 33 و 333 یا 44  خوب اینو اسکرین شات میگیرم.اونم اگر سریع نرن.چون بعضی وقتا اعداد ثابت نیستن تا بخوام عکس بگیرم چنتاشون تغییر میکنن.البته تکرر پشت هم از تجمع یکجا بسیار بیشتر اتفاق میفته.خلاصه ازین نشانهای حق هم بعضی وقتا بر مبنای شرایط و نرمی قلب و ظرفیت طرف مقابل برای تفهیم حق بهش استفاده میکنم.یا همون استخاره هام فقط در مواقعی که قابل اثباته برای هدایت ازشون استفاده میکنم ولی برای خودم که همشون تک تک اعتبارشون در حد عصای موسی علیه سلام و مرده زنده کردن عیسی علیه سلام هست.چون هربار ایمانم محکم تر و زنده تر میشه به وجود بیهمتاش.و هم بطور ملموس در بعضی مواقع دعاهام سریع اجابت میشه یا بعد مدته کوتاهی.البته نه همه دعاهام اونایی که بعبارتی  دوزه آزمون بودنشون کمتر یا بعبارتی آزمونهای فرعی و کوچکتر بحساب میان.یا شاید نمونشو با موفقیت قبلا پاس کردم! و از همه این حجتها مهمتر رشد دادن محسوس در سطح بندگی و عبادتهام هست.بطور مثال بنده حقیر تا حدود 3سال پیش هرشب یا میزاشتم 12شب رد شه تا سریع 3رکعت شفع و وتر کوتاه 5دقیقه ای بخونم و بخوابم یا نهایت یکربع قبل اذون بیدار میشدم 3رکعت نماز شب کوتاه میخوندم.و اصلا فکر اینکه بتونم هرشب از حدود2.30 صبح بیدار بشم و دیگ خوابم هم نگیره و نخوابم اصلا و توفیق خوندن نماز شب کامل و طولانی بهم داده بشه فکرشم برام محال بود.حالا این درصد تغییر بالا و مشهود رو در سطح ایمان و توجه الهیم و سطح دوریم از گناه و توجه به خیرات هم حاصل شده.آیا اعجاز و نشانه ای ازین بالاتر میخاست بهم فهموند بشه...این رو بمانند فرق اعجاز بودن قرآن در برابر اعجاز دیگر پیامبران الهی میدونم.که آنها دفعی و لحظه ای بودن و مختص زمان و قوم خاصی ولی اعجاز رسول مکرم اسلام اعجاز زنده و جاری برای تمام زمانها و اقوام تا آخرو زمان هست.و قابل قیاس نیستند.و یکی از تغییرات جالب که دوسش دارم سلام دادن هست.یعنی هروقت وجود ملکوتیان رو فهم میکنم تنها باشم می ایستم سلام میدم که بهم فهموندن شیوشو که همینجا بیان میکنم و بعدش صلوات بوجود مبارکشون هدیه میکنم.خانوادم اوایل فکر کرد بودن خول شدم.چون زیاد اتفاق میفته.برای همین وقتی در جمع باشم حظورو فهم کنم دیگ نشسته سلام میدم.(سلام خداوند بر تمام پیامبران و اوصیا و اولیای و فرشتگان الهی و سلام تمام پیامبران و اوصیا و اولیا و فرشتگان الهی و بنده سرو پا تقصیر بر وجود مقدس و مطهر و منور و یگانه ات خداوند عزیزتر از جانم)که احساس میکنم قسمت دومشو ملکوتیان خیلی بیشتر دوست دارن.حقیقتا سلام ذکر عظیمیست ذکرولله هست.اینم بگم وقتای متعددی فیلم یا مطالب یا آیاتی جلوم میاد که عینن منطبق بر فکر و نیتم هست.نمونه آخریش که دوهفته قبل توضیح دادم عزیزی حرف ناحقی زده بود در فکرش بودم که آیه 13 و 14 سوره کهف اومد جلوم که خداوند میفرماید بر هدایتشون افزودیم و دلهایشان رو محکم ساختیم و ادامش تا آیه21 که خودش یک اعجاز هست و یقین قلبیم رو افزایش داد چون بهم فهماندن تورا میشناسانیم و بعد چند هفته بدون ذره ای فعالیت اضافی متوجه شدم وعده الهی محقق شد..و عدد 3و4 خودشون دقیقا اعداد ارواح مطهر اولیای الهی و فرشتگان هستند که به اذن الهی هدایتگری رو انجام میدن.که این آیات وقتی دلم گرفته بود و درون فکر بودم جلوم آورد شد.که اعتبار این حالت از استخاره بسیار بالاتره چون استخاره یعنی آب طلبیده یعنی بنده خواستم با خداوند صحبت کنم ولی این حالت یعنی آب نطلبیده که (مراد) هست یعنی خداوند اراده کرد با بندش صحبت کند و آرومش کند.و حجت بسیار با ارزش تری از استخاره هست.و اینکه دو 3تا بحث درباره خوده حقیرم دارم یکی از بچگی رفتار و حالاتم رو بیان کردم و دیگری علت و وقایع پیش آمده که احساس کردم سایتم به نور چشمان مبارک ولی عصر ارواحنا فدا منور شده.که قبلا اشاره کوتاهی کردم.توضیح مفصل این دو بحثو یکیشو حدود 2ساله نوشتم یکی رو بیش از 1سال ولی چون جنبه و بوی نفسانی شاید داشته باشن گذاشتم مدتها خاک بخورند و هروقت یقین کردم 100درصد خالص برای اوست منتشر خواهم کرد..و پیامبران بزرگ الهی مثل حضرت یونس و یوسف علیه سلام که بنده سرو پاتقصیر خاک پاشونم محسوب نمیشم بخاطر ترک اولاشون توبیخ شدن و در دهن نهنگ و 10سال زندان افتادن پس ما بیایم بگیم دروغگو هستن!!!(در آخر درباره دروغ توضیح میدم) در قضیه بورس چون یک مورد همگانی هست و میلیونها نفر درگیرشن پس زیاد مختص به شخص خاصی نمیشه آثارشو لحاظ کرد.و هم چون اختیار در کاره.یعنی بنده یکماه پیش میتونستم خارج شم فردام میتونم کلا هروقت بخوام میتونستم.بله اگر میرفتم با محاسبات دقیق علمی چنتا سهم دیگم که علمن باید صعود میکردن ولی نمیکردن بله میشد اونوقت اون موارد رو لحاظ کرد.بعدم اینو میشه لطف خداوند دونست چون بسیاری از سهما 80درصد یا بیشتر اصلاح کردن ولی بکام 50درصد و من اگر بکام رو میفروختم میرفتم یکی از اونارو میخریدم.مثلا یک ماشین بشما میزنه جفت پاهاتون میشکنه بظاهر خیلی بد ولی اگر بدونی پات نمیشکست فردای همون روز یا چندروز بعد سوار ماشین میشدی و یک تصادف دیگه میکردی و هم چندنفرو میکشتی و هم خودت کشته میشدی.خوب حالا میفهمی چه خوب شد پات شکست و خدارو هم باید شاکر باشی.پس سعی کنیم سریع و بدون داشتن قدرت تمیز کافی درمورد چه زندگی خودمون و چه دیگران قضاوت نکنیم.و بدونیم زندگی میتونه لحظه به لحظش آزمون باش و رشدمون بده.و از شروع این قضیه تعدد بارش اعداد فرشتگان برای تسلی و آرامش دادن بهم بمراتب بالاتر رفته.بنظر بعضی آزمونهای الاهی یک بازه مشخص داره که باید طی بشه و در این مدت ملکوتیان آرامش رو بهم القا میکنند.و اگر ذره ای ایمان و یقینم و توجه الهیم کم نشه و حتی بیشتر بشه و خولقم هم تنگ نشه آزمونو با موفقیت پاس میکنم.و اگر آزمون نبود بنظرم تعدد بارش اعداد فرشتگان کم میشد نه زیاد.( و این برای دیگران هم آزمونه.تسلط نفسانی صبر و عدالتشون و... سنجیده میشه)و جواب استخارهام بمانند بارش اعداد درین مدت خود تایید بر این امر بود. تمام سعیمو میکنم فکرو حرفو عملی نداشت باشم که برخلاف خواست الهی باشد.حتی سعی میکنم ترک اولا هم نداشت باشم.یعنی بین حق و حقتر حقتر رو انتخاب کنم.ولی قطعا سروپا تقصیرم و جا برای تعالی بسیار هست(لا الله الا انت سبحا نک انی کنت من ظالمین)چشم زخم رو هم شاید بشه موثر دونست.که البته منافات با آزمون الهی ندار.چون بعضی شیطنت های دیگران خودش بستر آزمونه ما رو ایجاد میکنه.مثل قضیه کرنا...حالا چرا میگم چشم زخم.چون بنده حقیر 10ساله انگشتر حرز آقام امام جواد علیه سلام دستمه که مال پدربزرگم خدا بیامرزم بوده.و بشدت معتقدم به حرز آقام و متنشم همش حمد و ثنای ذات اقدس الهی البته از زبان امام معصوم هست.که یکی از آثارش حفاظت از چشم زخم هست.ولی حدود 3ماه پیش همین حدودا تو حمام چون انگشتر قدیمی هست دیدم دستم سیاه شد.و متوجه شدم یک سوراخ بسیار ریز دور انگشتر ایجاد شده و باعث شد آب بره داخل و بخشی از جوهرو بشوره.و این اتفاق هم از همون زمان تقریبا شروع شد.البته خیلی تلاش میکنم اطلاعات شخصیم رو جایی بیان نکنم.ولی شاید پیش اومد باش! و اساتید بزرگوارم و همه عزیزان لطفا در نمازهاشون بنده حقیر رو هم دعا بفرمایند.و خدارو گواه میگیرم آنچه گفتم حق بود.و قبل نشر سبک سنگین میکنم نفسمو که آیا اگر تمام ملکو ملکوت تمام انسو جن و فرشتگان از کلامم خوششون بیاد ولی ذات اقدس الهی نه آیا بازم خوشنودی بندگان خداوند باعث خوشنودی من میشه؟می بینم نه.هیچ ارزشی برام ندار.و خوشنودیشون فقط در ذیل خوشنودی ذات اقدس الهی برام معنا پیدا میکنه.وگرنه به یک ارزن نمیرزه برام.در هواپیما موقع برگشت به ایران از امام خمینی ره میپرسن چه حسی دارید؟ امام میفرماید هیچ.هیچه امام از جنس هیچه قبل و بعد نماز و اعمال واجب الهیست.از شما قبل و بعد خوندن نماز واجبت بپرسن چه حسی داری.هیچی.البته یک حس معنوی و شعف روحی بین خود و خدای خود داریم.ولی ابرازش به خلقلله مربوط نمیشه.اون گزارش گر حسه دنیوی امامو میخاست که حس دنیوی قبل و بعد انجام واجبات و وظایف الهی ما چی؟ هیچی.چون اون کار فقط برای رضای الهی بود.و از همین هیچ حکم الهی و  قرب عظیم الهی و تسلیم فرمان الهی بودن آن ولی الهی قابل فهم هست.و در آخر عرض کنم هدفم فقط اینکه به تمام مخلوقات خداوند بفهمانم راهی که رفتم که به کمک ابزارهای فوق قدرتمند دین اسلام ناب (تشیع)بوده حق هست چون توجه ذات اقدس الهی و  ملکوتیان رو برام بهمراه داشته.و اگر هر انسانی همین راهو بره به آن توجه خاصه عرشیان خواهد رسید انشالله...و خداوندم رو گواه میگیرم که سر سوزنی هدف دنیوی ندارم و انشالله نخواهم داشت.آخه دنیا در برابر آن چیزی که بهم فهماندن ذره ای قابل مقایسه نیست ! یاحق(3تا گزینه شبه انگیز به دروغ بودن در سایتم و اینستا یافتم. اول هک شدن که نوشتم. دلیلش اینکه چون روزای اول بارگزاری سایتم حدود10سال پیش چنبار بعد کلیک رو لینک بخشهای مختلف سایتم منتقل به سایتهای نامناسب میشد.که اون باعث شک من شد.و هر کاری بلد بودم برا پیش نیومدن دوباره این اتفاق انجام دادم.و اون متنو زدم که اگر یکوقت بازم پیش اومد بدونن علتش چی بود.و دوم اینکه نوشتم فلان تعداد برنامم دانلود شد برمبنای فیلمی که تو آپارات همون سالها نشر دادم و تعداد بالای دید شدنش در عرض مدت کوتاه و هنگ و کند شدن سایتم در بعضی روزها معیار ورود مخاطب و دانلود بود.و در بازار هم اگر میموند بمراتب بیشتر دانلود میشد.و بعضیا با اینکه نمیدونند تو بازار بود یا نه ولی نظر نابجا دادن.درباره تعداد دنبال کنند اینستا هم اون زمان حدود 4سال پیش اکثرا فالوور میگرفتن بنده هم کمی گرفتم ولی اینستا بمرور خودش فالوورهای غیر فعال رو حذف میکنه.برای همین می بینید یکهو یک تعداد زیاد دنبال کنندتون کم میش علتش حذف اینستاگرام هست نه کار شخص.پس 3هزار فالوور که بعد مدتهای طولانی موندن اینها احتمال زیاد فعال هستند و فیک هم نیستن وگرنه اینستا حذفشون میکرد.و اون عزیزی که میفرماید دروغ میگم اصلا نمیدونه که من از چند سال قبل تو اینستا فعال بودم و فعالیتم چقدر بود ولی به ناحق نظر میدن!!! و اینم بدونیم صفت و تهمت دروغگو بودن رو نسبت به یک انسان بی دین هم بکار نبریم مگر یقین داشته باشیم و بتونیم اثبات کنیم دروغگوست.تو ملع عامش که فاجعس.مثلا اون کله زرد قاتل لعنتلله و نوچهاش میان بر ضد مقام معظم رهبری حفظتلله و سردار دلها که ولی الهی هستند نطق میکنند خوب این کاملا مشخص چیزی جز القا شیاطین و دروغ نیست.ولی مثلا بنده حقیر بخاطر تجربم در بورس 80 درصد میدونم ریشه این کرم خوردگی رأسش کجاست و با اینکه ضرر زیادی بهم زدن ولی از سر تقوا و بخاطر خدا ترسیم چون 100درصد یقین ندارم حرفی نمیزنم چون ممکن درصد کمی ناحق باشه و مورد رضای الهی نباشه.بعد تعجبم چطور بعضی عزیزان 80درصد که هیچ بدون حتی یکدرصد یقین دیگران رو دروغگو خطاب میکنند!؟؟؟!!! آیا از خدا و آه مظلوم نمیترسند؟؟؟!!! و حقیقتا هنگام حسابکشی در آخرت بهمون میگن خوب گفتی فلان شخص دروغگوست خوب حالا باید اثبات کنی حرفی که گفته دروغ بوده.میگن مدارکتو ارائه بد ببینیم.اگر نتونیم اثبات کنیم بغیر از دروغ تهمت بدگویی غیبت و بسیاری از معاصی حقناسی دیگر رو هم برامون کنارش ثبت میکنن.که اگر در ملع عامم بود باش هم تسویه و هم تصفیه از هر یکدونش مکافات عظیمی دار.پس خیلی مراقب افکار و حرفامون باشیم.اگر بعضی عزیزان معیارهای کارشناسیشون این مواردی که گفتم بوده کم لطفی و عجله کردن...و هر علت دیگه ای هم داشته همین جور بوده و هم بدون سنجش دنیوی و هم بدون لحاظ معیارهای الهی نظر دادن!!! حقیقتا در آخرت به ازای تک تک فکرها و حرفها و اعمالمون اگر حقناس باشن دقیق و ریز به ریز مو به مو صدم ثانیه به صدم ثانیه حساب کشی میشیم)یاحق

 
 
 
a href="http://www.peirovan.ir" target="_blank">
 
 
 
 
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
Back to content | Back to main menu