منکرین خداوند. - معجزات قرآن -ولایت در قرآن --- نوره قرآن - UNREGISTERED VERSION

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
Go to content

Main menu:

منکرین خداوند.

ذات اقدس الاهی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

عزیز عبادات هدف خلقت ما نیست بلکه هدف خلقت ما عبد شدن(بنده مخلص و انسان کامل شدن هست) که این امر بوسیله ورز خوردن در کورهای امتحانات الهی حاصل میشه.چون پازل امتحانات هر انسانی جوری دقیق برنامه ریزی شده که اگر کمی همت کنه اونو قدم به قدم رشد مید. و عبادات دقیقا عین همون پاکن و سرکنه سر جلسه امتحان عمل میکنند که هی مارو کمک میکنن تا هی دوباره شارژ بشیم یا هی اشتباهاتمون رو پاک و جبران کنیم تا مدام ترقیب و یاری بشیم برای درست پیمودن مسیر رشد و تعالی.و نکته بسیار مهم اینکه در مسیر رشد روحی مون نباید بزاریم علف های هرز یعنی رذایل اخلاقی بر روح ما رشد کنند..و اگر بر اثر غفلت رشدم کردن باید سریعا گندزدایی کنیم.و اسلام عزیز کامل ترین دین و روش برای انسان سازی می باشد.چون قوی ترین و موثر ترین ابزارهارو رو برای این کار دارا می باشد.یعنی انسانها بوسیله ابزار دین اسلام ناب خیلی احتمال اینکه بتونن به تعالی روحی و مراتب قرب الهی برسن بیشتر از ابزار دین ها و روش های دیگر هست.ولی ممکن یک مسیحی یا یهودی هم با عمل به همون مفاهیم مشترکه حقی که میفهم از مایه مسلمان انسان تر بشه.یعنی بر نفس خودش مسلط بش و گندزدایی کرد باش.و اهل دروغو تهمتو افترا و بدگویی و فحاشی و تکبرو غیبت نباش.و از معاصی دیگر هم دوری کنه و به پدرو مادرش بسیار محبت کنه و هم بخلق خدا ووو. ولی مایه مسلمان ممکن از ابزارهای بمراتب قدرتمند تری که داریم درست استفاد نکنیم و درخت وجودمون سراسر از هلفهای هرزه غیبت تهمت بدگویی بداخلاقی نفرت کینه لجبازی بددهنی اذیت دروغ و آثار گناهان دیگر مثل حروم خوری و... پر باش.خوب قطعا اون طرف به رستگاری بمراتب نزدیکتر تا ما.مثالی میزنم به من ابزار بیل و کلنگ میدن میگن فلان جارو بکن.ولی به شما دوتا قاشق میدن میگن بکن.من ممکن بر اثر کج فهمی و ناشی گری بیلو کلنگو درست استفاد نکنم یا هی بزنم بسنگ.ولی ممکن شما با تمرکز و دقت با همون ابزار ضعیف و کوچک وظیفت رو بهتر از من انجام بدی و بیشتر گود کنی و نفس خودتو بیشتر از گناه و رذایل اخلاقی تخلیه کنی...ولی قطعا قطعا کاملترین دین برای انسان سازی دین اسلام ناب هست.چون آخرین دین الهی هست و برترین و با کیفیت ترین ابزارهای تعالی بخش روح انسانی رو دارد.که قرآن و عترت در راس قلش هستند و نظیری در طول تاریخ خلقت ندارند.و هم وجود مناسک و عبادات و ادعیهای فوق العاده روح بخش که نمونشون در ادیان دیگر بسیار نادر هست.و حتی عرفا و علمای عامل فوق العاده عالی ای داریم که تعدد و نمونشون در ادیان و امت های دیگ نیست.از شیخ بهایی ها خواجه نصیرها قاضی ها مجتهدی ها بهجت ها طباطبایی ها و صدها عارف و عالم و فقیه دانشمند بزرگ مسلمان که مستقیم یا با یک یا چند واسطه از شاگردان امام باقر و امام صادق و امام رضا علیه سلام بودن و یا دنباله رویه سیره آن اولیای اعظم الهی آن امامان همام بودن و هستند.و حقیقتا اگر آدمی با ابزارهای فوق العاده قدرتمند انسان سازی دین اسلام نتونه تسلط نفسانی و تعالی روحی پیدا کنه با هیچ دین و مسلک دیگری هم نخواهد توانست.یاحق

دوست عزیز عصاریه سالها مباحث اخلاقی بندیه حقیر در چند جمله کوتاه این مواردی هست که ذکر خواهم کرد.که منطبق هست با آن چیزی که از حقیقت عالم درک میکنم.اول خوشبینی بخداوند که اصلی ترین رکن ایمانه(یقین بدانید حقیقتا ملکوتیان بسیار مشتاقن برا یاری متقین)و دوم تقوای الهی و مفهوم تقوی در یک جمله یعنی عمل به ایمان.یا به عبارت دیگر عمل به آنچه میفهمیم حق هست و دوری از آنچه میفهمیم باطل هست.و ایمان الهی از فهم حقیقت نشعت میگیره.طرف میگ میفهمم نماز یا احترام به مادرو پدر خوبه و بهم آرامش مید ولی کوتاهی میکنم.یا میفهمم دزدی دروغ فحاشی بدگویی اذیت بدحجابی ووو بد و روحمو آزار میدن ولی نمیتونم آنچه بهش ایمان دارم یعنی میفهمم حق هست رو عمل کنم.و دلیلش اینکه در اکثر مواقع نفسش افسارشو در دست دار و درون لحظات بندیه نفسش هست نه بندیه خداوند.و حقیقتا در آخرت تفاوت مرتبه و جایگاه انسانها به تعداد لحظاتی بستگی دار که در دنیا بندیه حقیقی خداوند بودند.در دنیا هرچه لحظات بیشتری بندیه او بودیم به همون نسبت در آخرت به او نزدیک تر و مقرب تر خواهیم بود.و سوم بالا بردن و عمق دادن به ایمانه قلوب با ابزارهای قدرتمند اسلام ناب هست ( مانند قرآن عبادات روایات معصومین ادعیها و کلام عرفا)که باعث ترک بندگیه نفس و عمل بیشتر به ایمان میشه.و محصول عمق بخشیدن به ایمانه قلوب میشود تقوای بالاتر و خدایی شدن بیشتر.و بنده تقوارو سپر حفاظتی و تقویتی ایمان میدونم و اگر آنچه که میفهمیم حق هست یعنی آنچه پیامبران درونی و بیرونی بما آموختن رو بهش عمل کنیم ایمانمون رو عمیق تر و استوارتر میکنیم.و از افول و زوال و بطلان ایمانمون جلوگیری میکنیم.و انسانها در آخرت میفهمند که ذره ذره درجات ایمانه الهیشون چقدر ارزشمنده و چه گوهره ارزشمندی با خودشون به سرای ابدیشون آوردن.و تمام الماسها و ثروتهای عالم همشون روهم ارزششون از ارزش ذره ای از ایمانه قلبی حتی یک انسان هم پایین تره.یاحق

خاهرم برعکس آخرت و ملکوت و ملکوتیان اصل حقیقتا.چون همه ارکانشون ثبات دارن و همیشگی هستند.نه دنیا. بنده دنیا و ارکانشو از نظر زمانی و ثبات عین یک وهمه سراب تعبیر میکنم.یعنی شما یک سراب رو همینکه خیال میکنی هست میفهمی نیست رفت تموم شد.دنیا نه ثروتش ثبات دار آنی ممکن زمین لرزه ای یا سیلی و طوفانی بیاد و تمام محصولات و هتل ها مجتمع ها ووو همرو نابود کنه..زیبایی و سلامت دنیا هم که به یک تب یا تصادف بنده و محبوبیت و قدرتشم به یک فتنه یا پخش یک فیلم بند.سوادشم به یک فراموشی بند.پس حقیقتا عین سرابه و هیچ ثباتی ندار و بسرعت گذره یک فکر و توهم از ذهن رد میشه و تموم میشه...ولی وای بر انسانهای غافلی که تمام این وقایع و بی ثباتی و فناپذیری  دنیارو هر روز مدام می بینن که به مانند فریادهایی می مونه که به سر انسان میزند که ای انسان من جایگاه و سرای حقیقی تو نیستم.ولی بازم انسانهایی گیج میزنن و از خالق و زندگی حقیقیشون در سرای باقی غافلند و دنیارو برای خودشون میخان بهشت و باقی کنند.و خودشون خدایی کنند.ولی حقیقتا شدید در خسرانند.و دنیا رو از نظر عملکردی عین تایم یک جلسه امتحان باید بدونیم.نه بیشتر نه کمتر.کمتر بدونیم دچار پوچی میشیم و بیشتر هم بدونیم دچار غرور و جو گیری میشیم.پس فقط دنیارو در حد یک جلسه امتحان باید بدونیم و موقع امتحان هم باید توجهمون آن به آن به خالقمون باشه.و نباید بزاریم حواسمون پرت بشه یا حواسمون رو پرت کنند.و باید بدونیم که چه جوابارو درست بنویسیم چه غلط و چه ننویسیم در هر صورت بسرعت پلک بهم زدنی تایم امتحان تموم خواهد شد.و برگیه امتحانمون گرفته خواهد شد و زندگی حقیقی در سرای باقی شروع خواهد شد.پس باید سعی کنیم تمام لحظات زندگی دنیویمون الهی باش.وگرنه در سرای باقی بشدت حسرت خواهیم خورد.یاحق    

با سلام و عرض ادب.هر از چند گاهی بلاخص در شبکات اجتماعی میبینم مسخ شدگان
شیطان دیگ از لجن پراکنی و دروغ پراکنی علیه ولایت فقیه نایب امام زمان و بعد
امامان معصوم علیه سلام و بعد خود پیامبر سلام الله  و بعد دین اسلام به دروغ
پراکنی علیه خود ذات اقدس الاهی میرسن و میپردازن..که بنده خلاصه ای از مباحثم
درباری خداشناسی که مفهومی بحث کردم در سایتم قرار میدهم..عزیزان من عقل شدیدا تایید میکن که خداوند وقتی ما انسانهارو خلق میکن  مارو بحال خودمون رها نمیکنه.بلکه دین یعنی راه و روش
زندگی رو هم برامون میفرست و عقل بشدت تایید میکن که باید روز حسابی باش یعنی
بهشت و جهنمی هم باید باش وگرنه هرکی هر معصیت و گناهی بخواد براحتی انجام
مید..میزنه 100نفرو میکش و اصلا اگر بازداشتم بشه فقط یکبار اعدام میشه پس
مجازات اون 99نفر دیگ که کشته چی میشه؟؟!!!در قران در آیه 67 سوره اسرا
خداوند بیان میکند که به همون خدایی ایمان بیاوردید که در موقع سختی ها بمانند
وقتی که در دریای طوفانی هستید و مرگ را بچشم می بینید بطور ناخداگاه با تمام
وجودتون او را صدا میزنید.و مثالی که بنده برای فهم عمیق تر این ایه قرآن زدم این هست که مغز ما مثل یک کامپیوتره یک کامپیوتر وقتی خیلی فشار بالاش
میاد و هنگ شدید میکن مجبوریم ریست فکتوریش کنیم که تمام برنامها و هاردش پاک میش و فقط برنامهای مادر یعنی برنامهای پیشفرض که در  فضای غیرقابل
دسترسی هست پاک نمیش مثل برنامه ماشین حساب و مرورگر اینترنت.این فضا توسط سازنده کامپیوتر ایجاد شد و برنامهای مادر و پیشفرض
درون اون نصب شده که اصلا پاک نمیشن. و موقع لود شدن اون برنامهای پیشفرض میاد
بالا.گوشی هوشمند هم همینطوره..حالا مغز انسان هم دقیقا همینطوره و موقعی که در
سختی های شدید قرار میگیریم یا مرگ رو جلو چشمون می بینیم از استرس بالا تمام
برنامهای مغزمون پاک میشه(و همچنین همه ویروسها و بدافزارها یعنی تمام شرکهای
خفی و تمایلات و وابستگی های دنیوی مون همه برنامهاشون پاک میشه)و اونجاست که
سازندمون معلوم میشه چون درون لحظه فقط برنامه ای که سازندمون در مغزمون بطور
پیشفرض قرار داد لود میشه.و اون برنامه ایمان و یقین به ذات اقدس الاهیست.که
قبل ورود به این عالم همه انسانها بخاطر کنار بودن پردهای غیب به خداوند ایمان
داشتیم.و  برنامش در مغزمون بطور پیشفرض تعبیه شده و در شرایطی که فشار خیلی
سنگین بالامون هست و دیگ به هیچ چیزی امید نداریم و درون لحظه  دیگ همه حافظه و
هارد مغزمون بطور موقت پاک میشه و به ذات اصلیمون برمیگردیم و فقط اون برنامه
پیشفرض اولیه یعنی ایمان و یقین به پروردگارمون در مغزمون بطور خودکار  لود میشه.شما حتما اینحالت براتون اتفاق افتاد مثل تصادف سنگین یا مریضی سنگین پدر مادر یا موقع رفتن تو اتاق عمل یا موقع  تکونهای شدید هواپیما.درون موقع ها انسان  بطور ناخداگاه از درون و
اعماق وجودش خدایش پروردگارش را احساس میکند و صدا میزنه...در نشر کوشا باشید.موفق و مؤید باشید

در ادامه مباحثم-شما خوب به دلایل اثبات عقلی خداوند که بیان میکنم توجه کن.انشالله توفیق فهمش بهت عطا میشه.طبق قانون اول ترمودینامیک انرژی برای ایجاد شدن نیاز به علت داره.پس ذره اولیه  عالم محال بطور تصادفی ایجاد شد باش.و هم ماده برای حرکت و تشگیل نیاز به علت دار و این علت در نهایت باید فرا ماده باش وگرنه اونم باز نیاز به علت پیدا میکن و این هی تکرار میشه و دوره تسلل ایجاد مشه پس جهان مادی  نیاز به آفریدگار فرا مادی دار که خداست که خالق ماده است و این جهان چنان از سلولهای مادی بدن ما تا کهکشانها چنان  نظم عجیب و ساختار پیچیده ای دارند که این پیچیدگی نیاز به یک پروردگار بسیار قدرتمند و مدبر دارد همینطور که وقتی شما به داخل یک دسگاه پیچیده برقی نگاه میکنی با هزاران سیمو ترانس پیچ در پیچ .و بدون شک از دیدنه پیچیدگی این دسگاه به سطح بالای دانش و توان اون مهندس طراح و  سازندش پی میبرید.عالمم بطور مشهود ساختار پیچیدش وجود خالق و طراح بسیار زبردست و قدرتمندرو فریاد میزند

مثالی دیگری هم برای اثبات عقلی خداوند بیان میکنم یک گیاه  که تو یک کشوره عربی یا آفریقایی که بسیار گرم است روییده و رشد کرده  یعنی ویژه اون منطقه گرمسیری است.یعنی تمام اون برنامه ریزی پیشفرض که در سلولهای اون گیاه قرار داده شده برای این آبو هوا و اقلیم برنامه نویسی شده.حالا این گیاه رو ببریم تو یک منطقه سردسیر که نوع آبو هوا و اکوسیستمش  تفاوت زیادی با زادگاه اصلی اون گیاه داره یعنی دیگه اون برنام ریزی دقیقی که در سلولهای اون گیاه  به طور پیشفرض برنامه ریزی شده بود.حالا بدلیل تغییر زیاد در دما و رطوبته آبو هوا و نوع خاک و اکوسیستم نیاز به تغییر اساسی و یک برنامه ریزی بکل جدید و تازه دار تا اون گیاه بتونه خودشو با آبو هوای جدیده متضاد وقف بده.و بارها این کار صورت گرفته.این مثال رو درباری حیوانات هم میشه زد و بارها دیده شد.خوب بنظر شما که منکر خدا هستی کدوم برنامه نویسه بسیار قدرتمند برنامه تمام سلولهای اون گیاه یا حیوان رو از نوع بکل بازنویسی و بکل تغییر میده اونم بطور صدرصد و متضاد.آیا همین مثالم  که  برات زدم  اثبات نمیکنه که این عالم  در معنای واقعی کلمه دارای شعوریست بسیار هوشمند و دقیق و قدرتمند که این چنین برنامه ریزی میکند.و آن شعور همان ذات اقدس الاهیست.و طبق آیات قرآن اول و آخر و پیدا و پنهان اوست.در سه جوابی که بهتون دادم خوب و خوب و خوب بیندیشید.

مولای من بشر قدرنشناس با شما چه کرد که از حق مطلق از یدللهو الاکبر بعد پیامبر به مظلومیت یاد شد.و اول مظلوم عالم نامید شدید.حقیقتا هیچ روضه ای ازین سوزناکتر نیست...بشری که هم از لحاظ قدرت و شهامت در بالاترین سطح بود و هم از لحاظ درایت و ذکاوت و بلاغت در اوج قله بود.و کاملا تمام وجودش هم محو خداوند بود و یکپارچه توحید بود.حقیقتا فقط چنین مخلوقی امیر المومنین هست- عزیز اگر بخایم درست و الهی به حقیقت عالم نگاه کنیم گرفتن طراوت جوانی و سلامتی و زیبایی در کهنسالی خودش نعمت بزرگی برای انسان هاست.مثالی برای فهم مطلبم عرض میکنم.سر جلسه امتحان بعد پایان تایم امتحان معلم لطف میکنه هم برگ سوالها هم برگ جوابها یعنی تمام ابزارهای امتحان رو از ما میگیر. وگرنه محدودیتهای جلسه امتحان رو بی دلیل باید تحمل کنیم و سرگردان میشیم و نتیجه امتحانمون هم نمیفهمیم.امتحان های الاهیم دقیقا همینطوره چون دقیقا جوانی و زیبایی و سلامتی ووو همه ابزارهایی هستن که بوسیله اینها در دنیا مورد آزمایش قرار میگیریم و تا مادامی که هرکدوم از این ابزارهای امتحان رو داریم نسبت بهشون مورد حساب قرار می گیریم.و در سن کهنسالی چون دیگ تایم امتحانمون در حال اتمام هست.دیگ این ابزارهای امتحان کمکم از ما گرفت میش.پس هم دادنش نعمت بود چون بوسیله امتحان هاست که روح انسان میتونه تعالی پیدا کنه و انسان به درجات و مراتب قرب الهی برس.گرفتنش هم برای انسان لطف و نعمته.چون نشانه پایان اون امتحان هست.چون انسانه متقی تا امتحانش تموم نشه نمرش اعلام نمیش تا پاداش اصلیش که وصال دائمی یار هست حاصل بش و برای انسان سرکش هم لطفست چون باعث میشه کمتر در لجنزار خاستهای شیطانی و نفسانیش غرق بش و کمتر از خالقش دور بشه.پس هرچه از اوست خیر مطلق هست.یاحق

لطفا با دقت مطالعه کنید-برادر من اصلا درین دنیا برای ورز خوردن اومدیم و لول و سطح آزمون هر انسانی مشخص و مقدر شد و بر مبنای ظرفیتش تنظیم شد.ولی نکته اینجاست درست نیست که چیزی رو بزور از خداوند بخوایم و حقیقتا نذرها و دعاها در تغییر مقدرات تاثیر گذارند.و نباید هر کار و هر دعایی کنیم تا مقدرات الهی تغییر کند تا مثلا بچتون یک تبم نکنه و ذره ای سختیه هیچ آزمونی رو تحمل نکنه.چون دیروز اشاره کردید اهل بازی رایانه ای هستید مثالی از جنس علایقتون میزنم تا خوب فهم کنید.تو بازیای رایانه ای که قدیم بازی میکردیم بازیا بطور پیشفرض روی حد نرمال تنظیم بود.یعنی یک فرد عادی سالم میتونست با کمی سختی بازی رو سریع تموم کنه...ولی یکوقت طرف ضعیف عمل میکرد و نمی تونست مراحل رو رد کنه.میرفت و سختی بازی رو میزاشت روی لول آسون و اونوقت بدون ذره ای دشواری مراحل رو رد میکرد.ولی تموم کردن بازی در حالت آسون یک فرقی با تموم کردن بازی در حالت نرمال داشت اونم اینکه اگر بازی رو بجای لول آسون رو حالت نرمال تموم میکردی در آخر بازی هم جوایز و قابلیتهای های خیلی بیشتری بهت داد میشد و هم بعدش سطح و لول هارد و سخت بازی برات باز میشد. یعنی سطح و ظرفیتت ارتقاع پیدا میکرد.حالا تو بازی زندگی هم عینن همین قانون صادق هست.هر انسانی برمبنای ظرفیتش از اول سختی آزموناش جوری تنظیم شد که پاس کردنش نه خیلی سخت باش نه خیلی آسون و اگر نمره قبولی بگیر ظرفیت روحیش ارتقاع هم پیدا میکنه و انسان در بالاترین سطح قربی ممکنش به پروردگار عالمیان خواهد رسید... ولی بعضیا با اشتباه دعا کردن و واگذار نکردن امورات بچشون به پرودگارشون بر مبنای صلاحش.باعث میشن مقدراتش تا حدی تغییر کنه که شاید در دنیا ظاهرن بصلاحش باش و راحتر باش ولی با دید زندگی مجموع دنیوی و اخرویش به صلاحش نیست.بطور مثال پیامبر اکرم ص و حضرت علی علیه سلام و حضرت صدیقه اطهر سلام لله از واقعه عظیم کربلا خبر داشتن ولی دعا نکردن که این آزمون بزرگ و سخت از گردن فرزندشون برداشت بشه یا حضرت ابراهیم ع دعا نکرد اون آزمون سخت یعنی بریدن سر پسرش حضرت اسماعیل از رو دوشش و گردن بچش برداشت بش چون میدونستن این ابتلائات چه نفع عظیمی براشون خواهد داشت و هم بطور مثال مادر پدر شهدا بچشونو میفرستن تو دل سخت ترین آزمونهای الهی.بعد بعضیا انقدر قربونی و نذر و دعا برا سلامتی بچشون میکنن که اکثر سختی ها و امتحانات بچشون برداشت یا منتقل میش و به همون نسبت که ازینور سوالات و سختی آزمون کم بشه ازونورم درجه قربیشم کم میشه.یا شنیدم والدینها نذرهای سنگین میکنند که بچشون فلان رشته قبول بشه.واقعا من نمیدونم کی به این افراد گفت صلاح دنیا و آخرت بچشون تو اون رشته هست عزیزی بهم میگفت از معلولیتم به درگاه الهی گله مندم.گفتم شما به این فکر کن اگر سالم بودی احتمالا با زنی دیگر ازدواج میکردی و بکل نسلت عوض میشد.که ممکن بود فرزندی شقی و دشمن خدا حاصل ازدواجت میشد.که حاظر بودی هزار بار قبل ازدواجت بمیری تا چنین محصولی حاصل نکنی.ولی درین ازدواج ممکن فرزندی صالح نصیبت بشود که منفعت عظیم ملکوتی براید داشت باشد...پس اگر ما حکمت الاهی و صلاح خود رو میدونستیم هیچوقت زبان به گلایه باز نمیکردیم... و پدرو مادر ها باید خودشونو فقط پرستار بچشون بدونند.و باید طبق خواست صاحب اصلیش سعی کنند تربیتش کنند.و چه فراوان ادعیهای بینظیری از حضرات معصومین علیه سلام بما رسیده هست.که یکی از اهداف بیانشون نشان دادن اهمیت دعا و تاثیرش بر زندگی انسان هست.و آموزشی هم برای شیعیانشون هست.و درست ترین دعا نسبت به امورات فرزندان اینکه بگوییم خداوندا در آزمونها و ابتلائات الهی فرزندانمان را یاری فرما و از بلایای الهی محفوظش بدار و آنچه خیر فرزندمون هست سرراهش قرار بده ما راضی هستیم به رضای تو...و اینکه میفرمایید فلان شخص شرایط و سطح عقیدتیش عین شمایه ولی  فلان دغدغهارو ندار یا داشته برطرف شد ولی مال شما نه.اولا  که عزیز مهم تشابه ظاهری اعمالتون نیست بلکه ملاک الاهی سطح ایمان قلبی ماست که بر همون مبنا هم ظرفیت ها سنجید میشه و مقدرات برنامه ریزی میشه که با دعا و تغییر سطح ایمان میتونن تغییر کنند...در ادامه جوابم یک مثال کلی براتون میزنم تا بهتر حق مطلبرو درک کنید..تو مسیر مسابقه دویه استقامت المپیک مثلا 5دور باید دور پیست زده بشه.و همه دوندها قطعا ظرفیته بلقوشو داشتن و تستای کوچیکیم شدن قبل مسابقه و تو امتحان اصلی حالا یک دوند به هر دلیلی وسط مسابقه نفس کم میار یا ماهیچهاش میگیر.و داور میکشش از مسابقه بیرون تا یکوقت سنکوب نکنه و دیگه مقامش بر مبنای متراژی که رفت محاسبه میش.حالا شمایی که هنوز در هیاهو و فشار دویدن مسابقه هستی و رو کل عضلات بدنت فشار هست اگر به عقب نگاه کنی می بینی اون طرف که از مسابقه رفت بیرون چه ریلکس و آروم دراز کشید و هیچ فشاری روش نیست و دار شربت و شیرموز و شکلات میخور ولی تو از فشار مسابقه و عطش دار جونت بالا میاد.خوب الان نکته مهم اینجاست که اون چون کم آورد داور کشیدش بیرون از پیست مسابقه و مقامش برمبنای متراژی که تا الان طی کرد محاسبه میشه و زودتر به آسایش  رسید ولی دیگه قید مقام و عناوین بالا رو زده ولی تو برای مقام اول تا سومی داری میجنگی...زندگیم دقیقا همینه اونی که خداوند زودتر از پیست مسابقه زندگی میکشش بیرون و شربت و موزو شکلات بهش میدن در اکثر مواقع دلیلش اینک تحمل و ظرفیت بیشتری دیگه اون شخص برای ادامه مسابقه و تحمل سختی زندگی ندار.و اگر ازین بیشتر بالاش فشار بیاد سنکوب عقیدتی میزنه و ایمانش بر باد میر...پس بر مبنای دومثال مفهومی ای که بالا زدم بنفعه همه انسانهاست که ذات اقدس الهی رو وکیل خود قرار دهند که چه وکیله خوب و عزیز و بی همتاییست . در آخرم از عزیزانی که از بندیه حقیره سروپا تقصیر چه شفاها چه کتبا چه قلبا تشکر کرده بودن سپاسگزارم.و عزیزان همون قلبا برای بنده کفایت میکند. و درک میکنم و نیاز به پیغام دیگری نیست.چون تاثیر بر هدایت انسانها برام مهم هست که اگر درصدی سطح ایمانی رو بتونم افزایش دهم و رذایل اخلاقی عزیزی کم شود بلطف الهی در اکثر مواقع احساس میکنم..و این بهترین هدیه برای من هست.که ازین دست هدایای بلطف الهی فراوان دریافت کردم. حقیقتا اگر انسانی سعی کند رذایل اخلاقی هک شده بر نفسش را بتراشد و از شیطان تبری جوید بدون شک قلبش مقاومت نخواهد کرد و مفاهیم حق رو دریافت خواهد کرد و به همه عزیزان پیشنهاد میکنم کمی وقت بزارن و مباحثم و کتابهامو مطالعه کنن و اگر نکات مباحثم رو در حد توان عمل کنن بندیه حقیر افزایش مراتب قرب الهی رو براشون تضمین می کنم.و حقیقتا عزیزان قدردانی از معلم در سرعت بخشیدن به رشد تعالی روحی انسانها بسیار موثر هست.و یکی از دلایل واجب شدن نماز همین میباشد.چون حقیقتا اگر خاستار رشد و تعالی سریعتر هستیم باید مدام سپاسگزار معلم حقیقی و اصلیمون یعنی پروردگار عالمیان باشیم.چون تمام معلمهایمان در هر سطحی و از هر جنسی چه انس چه فرشتگان چه ارواح متبرکه چه کتاب الهی و چه جنیان مومن تماما از او هستن و واسطیه او هستند.و بالاترین و موثرترین ذکر برای سپاسگزاری از خالق ذکر شریف نماز هست چون ذکریست که خود او که معلم معلمان هست تعیین فرمود هست که هم تشکر کلامی و هم عملی (رکوع سجده) و هم توجه و تشکر قلبی همرو باهم دارد.که چه زیبا ذکریست که چه والا ذکریست که چه عزیز ذکریست و هیچ بشری بدون این ذکر به مقامات عالیه قربه الهی نمیتواند برسه...یاحق

 
a href="http://www.peirovan.ir" target="_blank">
 
 
 
 
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
Back to content | Back to main menu